تبليغاتX
حق و صبر

حق و صبر

پاسخ به ناصر پورپیرار

شهر ساسانی گور

شهر ساساني گور در 50 كيلومتري شرق ميمند و 6 كيلومتري شمال فيروزآباد واقع شده واقع شده است. این شهر نخستين شهر دايره اي شکل ايران محسوب مي شود که به دستور اردشیر بابکان ساحته شده است. کاوش هاي باستان شناسي در اين شهر ساساني براي نخستين بار در سال جاري توسط ديتريش هوف، باستان شناسي آلماني آغاز شده است. اين شهر چهار دروازه اصلي داشته است. اين دروازه ها عبارتند از باب مهر که از طرف شرق باز مي شده است، باب بهرام که از طرف غرب باز مي شده است، باب هرمز که دروازه شمالي محسوب مي شده و در آخر نيز باب اردشير که از طرف جنوب باز مي شده است.

 آرامگاه شاهزادگان ساساني با کف منقوش

 رصدخانه شهر گور:

قدیمی‌ترین رصدخانه ایران، در کنار نقوش رنگی شاهزادگان ساسانی در شهر گور فیروزآباد قرار دارد. این رصدخانه شاهکاری از دانش ایران در آن عصر محسوب می‌شود. پروفسور «دیتریش هوف» در حفاری شهرگور فیروزآباد فارس به سازه‌ای دایره‌ای‌شکل رسید که پس ‌از مطالعه، مشخص شد، قدیمی‌ترین نمونه از رصدخانه‌های به‌دست آمده در ایران و از آن دوران ساسانی است. نمونه‌های همانندی از این سازه در دهلی و جیپور هند هست؛ ولی باتوجه به این‌که رصدخانه مراغه مربوط به دوره ایلخانان مغول و نزدیک سیصد سال پس‌از رصدخانه شهرگور بنا شده است، این سازه، قدیمی‌ترین رصدخانه ایران به‌شمار می‌رود.

 برج ستاره‌شناسی پیدا شده در شهر گور، از خشت و گل و کاملاً تندرست است. قطری نزدیک ۶۵/۵ متر دارد که روی آن، ۱۲ نشانه از علامت‌های بکار گرفته شده در اندازه‌گیری‌های رصدی و سکوهایی نموداری، هست.حتمال می‌رود که سازه دایره‌یی‌شکل شهر گور برای نصب دستگاه‌های سینوسی به‌کار می‌رفته و بلندی دیواره‌های آن که بدون سقف بنا شده، نزدیک ۶۵ سانتی‌متر بوده است.

 

۱) از جمله یافته های مهم باستان شناسی در شهر گور، کشف دروازه تخت نشین بوده است که شباهت زیادی به سر درهای تخت جمشید دارد.

 

۲) نقش یکی از شاهزادگان ساسانی بدست آمده از شهر گور

 

 

۳) برای نخستین بار کف منقوشی از اوایل دوره ساسانی در شهر گور بدست آمد.

 

 

۴) چهار شاهزاده ساسانی برای اولین بار روی یکی از دیوارهای بدست آمده از این شهر کشف شد.

 

 

۵ ) این چهار شاهزاده را دو زن و یک مرد جوان به همراه نوجوانی تشکیل می دهند. سبک این نقاشی ها تاثیر نقاشی اشکانی را نشان می دهد.

 

۶) رنگ های به کار رفته در این کف همچنان سالم هستند و توجه ساسانیان را به استفاده از رنگ های متنوع در معماری نشان میدهد.

  

۷- نمایی از شهر ساسانی گور

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام آذر 1385ساعت 13:49  توسط آنتی پورپیرار  | 

تناقضات ناصر پورپیرار - بخش چهارم ( لباس پادشاهان ساسانی )

 ابندا  توجه شما را به نوشته ای از ناصر پورپیرار در خصوص امپراتوری ساسانی جلب می نمایم و سپس چند تصویر مستند، که کاملا بی پایه و اساس بودن این ادعای وی را  به اثبات می رساند. 

 

ستون پیامهای خوانندگان وب لاگ حق وصبر يکشنبه 9 مهر1385 ساعت: 23:4
نوشته شده توسط : ناصر پورپیرار :
 
 
  " آِقای رضا. همین مصاحبه عدل برای اثبات قلابی بودن امپراتوری ساسانی کافی است. کسی باید از این در گل ماندگان سئوال کند که چرا یکی از آن لباسهای معروف که میگوید در کمد لباس رومیان و گنجینه ی کلیساها پیدا می شود بر تن یکی از این همه آدمهای سنگی که میگویند شاهان ساسانی اند، دیده نمیشود؟! اگر مرده ای به نام هخامنشی با آن نشست لندن جان گرفت، این نشست پاریس نیز قادر خواهد بود که بر اسکلت پوسیده ی ساسانیان گوشت برویاند. مطمئن باشید همان طور که تجمع لندن گند هخامنشیان را بیش تر در جهان پراکند، پاریس هم به حفر گودال عمیق تری برای دفن ساسانیان مشغول است. خردمندان جهان به عقل خود رجوع می کنند نه نمایشات و نقاشی های تخت جمشید و کوزه های چینی که به جای ساسانی قالب می زنند. "
 
 
 پاسخ به ادعای دروغ ناصر پورپیرار : 
 
تصویر ذیل نشان سیمرغ بر لباس ابریشمی دوره ساسانیان را نشان می دهد، درست همانند همان لباسی که در نقوش خسرو پرویز و یزدگرد سوم در کرمانشاه و سمرقند دیده می شود.
 
 با سپاس
                                                             لباس ابریشمی ساسانی - موزه پاریس
          نقشی از ساسانیان - سمرقند
 
 
 
 
 
 

صحنه شكار گوزن - طاق بستان / تصویر پائین) :

اين صحنه در قابي به طول 80/5 متر و عرض 90/3 متر حجاري شده است . در اين صحنه فيل باناني در سه رديف ، گوزن ها را از طريق دروازه اي كه در سمت راست حصار تعبيه شده به داخل شكارگاه رم مي دهند . اين گوزن ها به دنبال چند گوزن دست آموز كه روباني در گردن دارند ، در حال فرار مي باشند . در درون شكارگاه شاه سوار بر اسب در سه قسمت نمايش داده شده است . در قسمت بالا ، شاه سوار بر اسب ، آماده براي شكار مي باشد . او شمشيري مرصع به كمر آويخته و كماني بر گردن دارد . در پشت سر او زني ديده مي شود كه چتري در بالاي سر شاه گرفته است . در پشت سر شاه ، سه رديف زن نقش شده است دو رديف اول به حالت احترام ايستاده اند و رديف سوم نيز در حال نواختن آلات موسيقي مي باشند . در مقابل شاه عده اي از رامشگران برروي سكويي نشسته اند .

 

 
 

(نقش سوار كار- طاق بستان / تصویر پائین) :

در بخش پائين ديوار انتهاي ايوان ، نقش مرد سواره اي حجاري شده كه حريفي پيش روي ندارد . اين سوار با صورتي سه ربعي و بدني تمام رخ سوار بر اسب قوي هيكلي است . اين شخص كلاه خودي بر سر دارد كه تمام صورت و گردن او را مي پوشاند ؛ به طوري كه فقط چشمان او مشخص است ؛ همچنين بر روي كلاه خود تاجي قرار دارد . بر روي پايه اين تاج ، نواري وجود دارد كه به وسيله دو رديف مهره هاي مرواريدي تزئين شده است . اين نوار در پشت سر به وسيله پاپيوني بسته شده است . همچنين دو رشته روبان افراشته به آن متصل است . حاشيه فوقاني تاج نيز به وسيله شيارهاي عمودي تزئين شده است . در بالاي تاج موهاي سر او به صورت انبوه و بدون پوشش رها شده كه به وسيله يك پاپيون و دو روبان بسته شده است 

اين شخص پيراهن بلندي بر تن دارد كه به وسيله نقش مرغ و ارغن تزئين شده است . بر روي پيراهن زره اي زنجير باف پوشيده كه تا روي زانو ادامه دارد . به دور كمر او كمر بندي بسته شده كه به وسيله طرح هاي دايره اي تزئين شده است . در قسمت پائين كمربند ، حمايلي بسته كه به وسيله طرح هاي هندسي به شكل لوزي و دايره تزئين شده به اين حمايل تيرداني آويخته است 

اين شخص نيزه بلندي در دست دارد و سپر مدوري براي دفاع در پيش رو گرفته است . صورت و سينه اسب به وسيله زره اي تيغه اي پوشيده شده است . بر روي اين زره نيز منگوله هايي آويخته است . همچنين بر روي كپل اسب منگوله اي آويخته است كه بر روي آن نقش انسان سه سر ديده مي شود

بسياري از مورخين و جغرافي نويسان دوره اسلامي چون ابن فقيه ، ابن رسته ، ابودلف و ياقوت حموي نقش اين اسب سوار را خسرو پرويز معرفي كرده اند كه سوار بر اسب معروفش شبديز است.
 
 
 

  

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم آذر 1385ساعت 15:55  توسط آنتی پورپیرار  | 

تناقضات پورپیرار -بخش سوم ( شاهنامه ، فردوسی و سلطان محمود )

ناصر پورپیرار در ادامه سخنان از هم گسیخته و متناقض خویش، اخیرا طی مقاله ای با عنوان :  " ایران شناسی بدون دروغ ۸ ، ناصر خسرو  "  تاریخ نگارش کتاب شاهنامه را به بعد از دوره صفوی !!!! احاله داده و فردوسی را نیز شخصیتی جعلی و ساختگی به شمار آورده است!!!  : 

 ناصر پورپیرار : " اما موضوع دعوی من دیگر است. می گویم چنان که تاریخ و دانسته های موجود در باب امتداد هخامنشیان پس از داریوش اول و خشایارشا، امپراتوری اشکانیان و ساسانیان، زردشت و اوستا، مزدک و مانی و سلمان و کوله بارهای دیگری از کودهای بدبوی موجود، از دوران باستان، مطلقا جعل یهودیان و برای پر کردن چاله ی سکوت کامل ناشی از پوریم بوده، آن چه را هم در باب فرهنگ و سیاست و اقتصاد ایرانیان، تا سده های میانی طلوع اسلام، به هم بافته اند و ناصر خسرو و محمود غزنوی و فردوسی و ابن ندیم و بیهقی و بیرونی و ابن اثیر، فقط چند نام کوچک و هنوز کم آوازه در آن فهرست طویل است، جز مجعولاتی به هم پیوسته نیستند و همانند همان بازی که مثال زدم و نیز برابر آن چه منصوری در موضوع حافظ ابرو و کاشانی و مقدمه ی شاه نامه ی بایسنغری بیان کرد، با ضربه ی کوچک نوک پا، یکی یکی بر هم آوار خواهند شد و بر همان سیاق و بنا بر مثال، اگر ممکن شود که تدوین شاهنامه را به دوران پس از صفوی بکشانم، که در آن تردید ندارم و به قدر کافی برای اثبات آن مستند و مطلب فراهم آورده ام، پس به همراه این جا به جایی زمان نگارش شاهنامه، صدها سند و سخن تایید کننده ی شاهنامه ی سلطان محمودی محکوم و مسخره خواهد شد.

 

جالب بودن قضیه در اینجاست که خود ایشان باستناد  آنچه در کتاب : «پلی بر گذشته ـ ناصر پورپیرار ـ نشر کارنگ ـ 1380 چاپ اول» نوشته، در زمره یکی از صدها تائید کنندگان شخصیت تاریخی فردوسی و کتاب شاهنامه قرار دارد. ( که در مطلب اخیر آنان را تهدید به محکومیت و مسخره شدن نموده است ) ولی گویا ایشان پاک حواس مبارک  را از دست داده که اینگونه دست به تهدید علیه جریانی می زند که خود جزوی از آنست و یا شاید هم آن کتاب  توسط خود وی نگاشته نشده است و بی تقصیر باشد. به هر صورت  در اینجا توجه شما را به بخشی از نوشته ها و تجزیه و تحلیلات وی در خصوص فردوسی و شاهنامه در کتاب پلی بر گذشته چاپ اول ، جلب می کنم تا بیش ازپیش با دسته گل های به آب داده وی آشنا شوید : 

  ناصر پورپیرار : « [این دفتر] شاهنامه را از این منظر بررسی می کند که فردوسی نه مؤلف و مدون شاهنامه، بل فقط سراینده آن بوده است و آن اندیشه و افسانه که در تاریخ‌گویی و خلق و خو تراشی برای ایران و ایرانیان در شاهنامه می گذرد، نه حاصل برداشت و تتبع فردوسی، (بر خلاف آنچه که عالمان !! خودِ فردوسی را گردآورنده و پدید آورنده شاهنامه می دانند و علت آن را نیز غیرت ملی و میهنی !! او می پندارند) بل برآمدۀ توصیه و تزریق سفارش دهندگان شاهنامه به فردوسی یعنی شعوبیه بوده است.»

 بسیار خوب تا اینجا مشخص شد که طبق فرمایشات قبلی ناصرخان پورپیرارهم فردوسی وجود داشته و هم شاهنامه وی. منتها این کتاب  به سفارش جریانی به نام شعوبیه نگارش گردیده است.  

 حال می پردازیم به ادامه سخنان وی در کتاب پلی بر گذشته :

 ناصر پورپیرار : آنچه که مسلم است آنکه میل به شاهنامه سرایی امری نبوده است که مختص فردوسی بوده باشد بلکه در محدوده مختصری از خراسان بزرگ و در دورانی به عرض و پهنای نیم قرن، حداقل شش نفر مشغول سرودن شاهنامه بوده اند و همه نیز با یک مضمون، همه یک کیومرث دارند، یک فریدون، یک زال و رستم و سیاوش و کیقباد و کیکاووس و افسانه ای واحد را به نظم و یا به نثر بیان می کنند!!

 این جمله وی : دورانی به عرض و پهنای نیم قرن ، را فعلا بخاطر بسپارید تا به ادامه  ماجرا بپردازیم . 

ناصر پورپیرار : آیا این شش نفر به طور مجزا، ناگهان و ظاهراً به قصد ادای دین به یک درد و غیرت ملی واحد، به یک خیال تاریخی واحد مبتلا شده اند، یک کوشش فرهنگی و ادبی واحد را پیش گرفته اند و آیا این تعداد توارد است؟ و سپس این شش نفر را اینگونه می شناساند : 1. مسعودی مروزی ـ از شاعران قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری. ایشان اولین شاهنامه سرای خراسان بوده اند که نمونه های باقی مانده از کار او نشان می دهند که چندان در سرودن حماسی تاریخ توانا و ماهر و کارش باپسند شاهنامه خواهان منطبق نبوده است.2. شاهنامه ابو منصور ابن عبدالرزاق طوسی. از تاریخ تألیف و احوال بانی آن اطلاعات و معلومات کمی در دست است. اما می دانیم اصل شاهنامه فردوسی همان شاهنامه منثوری است که....3. ابوالمؤید بلخی ـ از شاعران دوره سامانی و نیمه اول قرن چهارم. شاهنامه او نیز به نثر بوده است.4. ابوعلی محمد بن احمد البلخی ـ از نویسندگان نیمه دوم قرن چهارم ـ بنا به گفته ها شاهنامۀ منثور او بسیار معتبر و مورد اطمینان و بیشتر مستند به روایات کتبی بوده است تا شفاهی !!!5. ابو منصور محمد بن احمد دقیقی بلخی ـ از شاعران بزرگ قرن چهارم و معاصر سامانیان. بعضی او را طوسی و بعضی بلخی گفته اند. دقیقی به نظم شاهنامه پرداخت و اتفاقا در کارش نیز موفق بود. 6. حکیم ابوالقاسم فردوسی طوسی ـ او برای نظم شاهنامه سی سال زحمت کشید و نهایت آن را هنگامیکه «پنج هشتاد بار از هجرت» می گذشت به پایان رسانید.

 

 

خوب مسئله جالبتر شد نه !! ناصرپورپیرار در کتاب خود ادعا نموده در دورانی به عرض و پهنای نیم قرن ( پنجاه سال ) حداقل شش نفر مشغول سرودن شاهنامه بوده اند و از این شش نفر ( که یکی اشان همین فردوسی است که اکنون در طرفه العینی!!! او را می خواهد از عرضه هستی ناپدید کند ) با ذکر مشخصات دقیق و تاریخ و دوره زندگی نام می برد. 

 

ادعاهای او در خصوص سفارش دهندگان شاهنامه نیز با ادعاهای کنونی وی سرتاپا در تضاد است توجه فرمائید :

 

 ناصر پورپیرار : " مسئله ایکه در این قسمت باید مطرح شود آن است که این سفارش دهندگان شاهنامه چه کسانی بوده اند و اختیار فردوسی در مورد منابعی که در اختیارش می گذاردند، چه مقدار بوده است؟ باید گفت که فردوسی در سرودن و نظم شاهنامه هم از منابع کتبی استفاده کرده است و هم از منابع شفاهی که راویان بوده اند. اسامی این راویان در خود شاهنامه البته به صورت اسامی مستعار موجود است. چون پیر مرزبان هری، سخن گوی بلخ، شاهوی بیداردل، مهبود دستور، دهقان موبد نژاد و ....

 

 

او در رابطه با فردوسی نیز در کتاب خود ادعاهایی نموده که سرتاپا با ادعاهای کنونی وی در تضاد است توجه فرمائید :

 

 ناصر پورپیرار : اما حدود اختیار فردوسی؛ فردوسی خود از داستانهایی که برایش می گفته اند بی خبر بوده و حتی اختیار تغییر آنها را نیز نداشته است.  البته فردوسی یک زیرکی خاصی نیز در این میان به کار برده است و آن اینکه با ذکر مکرر و مشخص منابع اصلی متن و حاملان آنها، خود را از محتوا و متن شاهنامه مبرا کرده است. چرا که فردوسی خود به پوچی و جعلی بودن گفته های خویش ایمان داشته و تنها برای گذران زندگی و کسب درآمد تن به چنین کاری داده بود.

 

 

بله ناصرخان در این نوشته با مبرا دانستن دامن فردوسی از آنچه در شاهنامه نگاشته سعی کرده شخصیت مستقل او را مورد تکریم و تجلیل قرار دهد . او در ادامه در خصوص روند سرودن شاهنامه چنین می نگارد:

 

 ناصر پورپیرار : " بدین ترتیب، فردوسی کار دقیقی را که همانا به نظم درآوردن شاهنامه است ادامه می دهد. نکته جالب آنکه قصد فردوسی برای شعر کردن شاهنامه، مقدم بر آگاهی او از متنی است که باید به نظم درآورد و بدین ترتیب پیداست که محرک کسی که در آستانه سرودن شاهنامه، نمی داند چه چیز را باید به شعر درآورد، نمی تواند احساسات میهنی و ادای وظیفه ملی باشد.

 

 

آری طبق ادعای پورپیرار فردوسی متنی را به نظم درآورده که خود آگاهی از معنای آن نداشته است. براستی که برای همه اهل شعر و ادب این سخن پورپیرار به لطیفه ای بس خنده آور می ماند.

ضمنا چگونه می شود یک شاعر، مزدورو مامور سرودن اشعاری سفارشی باشد ولی اینگونه آزادانه در کتاب خود ازعقاید و آرای مستقل خود سخن براند که بعضا در مخالفت کامل با دیدگاههای سفارش دهندگان کتاب است. 

 

به ادامه سخن پورپیرار در خصوص تطهیر دامن فردوسی حکیم توجه فرمائید و آنرا در کنار ادعاهای تازه الهام شده !!! به وی قرار دهید :

 

 

 ناصر پورپیرار : " موضوع دیگری که باید بدان پرداخت اینکه اولاً فردوسی از سرودن بعضی از قسمتهای شاهنامه نارضایتی داشته است و نکوهش خود را مخفی نمی کند. 

 

 

ناصر پورپیرار در بخش دیگری از کتاب خود بازهم اینگونه دچار پراکنده گویی شده است. دقت کنید که او چگونه در اینجا اتمام  زمان نگارش شاهنامه را نه به بعد از دوره صفوی که به دوران سلطان محمود غزنوی  و متعاقب نابودی شعوبیه به دست او نسبت می دهد : 

 

 " پیوسته رسم بود که مؤلف در پایان کار خود به حمد الهی بپردازد، از اجر اخروی و از ارزش معنوی سخن گوید نه اینکه بدین صراحت از بر باد رفتن عمر و از دست دادن گنج سخن گوید!و اما پایان کار شاهنامه و فردوسی : اتمام کار شاهنامه همزمان است با اتمام کار شعوبیه و ساخته شدن کار آنها بوسیله سلطان محمود غزنوی.

 

 

 جالبتر از همه این سخن پورپیراردر مورد قدمت سرایش  شاهنامه است که در کتاب پلی بر گذشته آمده و آنرا به هزار سال قبل و نه بعد از دوره صفویه نسبت می دهد : 

 

" موضوع جالب آن است که در حدود هزار سالی که از بوجود آمدن شاهنامه می گذشت هیچ سخنی و اثری از فردوسی و شاهنامه در بین مردم نمی بینیم و تا این اواخر می توان گفت که شاهنامه به درستی ( یعنی توسط دستگاه سانسور حکومت های ضد ملی ) به ورطۀ فراموشی سپرده شده است.

  

 

 در پایان فقط می توانم بگویم : فاعتبروا یا اولی الباب  ( عبرت بگیرید ای صاحبان خرد )

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آذر 1385ساعت 11:33  توسط آنتی پورپیرار  | 

پاسخ به پورپیرار - معرفی آثار باستانی ایران از عهد هخامنشی تا صفوی - بخش ششم

نکته : در دوران هخامنشي و پس از آن  ساساني ، برج ها و ديده بان هاي متعدد، در همه كوه ها وجود داشت كه از آن براي ديده باني و خبررساني استفاده مي شد. وجود اين برج ها در بالاي كوه ها اين امكان را فراهم مي ساخت كه با دادن علايمي به كمك آينه يا با برافروختن آتش در شب و روش هاي ديگر، اطلاعات از برجي به برج ديگر منتقل شود.

و اما ادامه مطلب معرفی آثار دوران هخامنشی تا صفوی :

۱- برج گنبد سرخ ، مراغه :

اين برج در جنوب غربي مراغه واقع شده است . به استناد كتيبه هايي كه بر سر در بناي گنبد سرخ نصب شده است ، برج در سال 542 ه . ق به دستور " عبدالعزيز بنمحمود بن سعد يديم " و  توسط "بني بكر محمد بن بندان بن المحسن " معمار ساخته شده است .

اين برج به شكل مربع و شامل سردابه و يك اتاق اصلي است. اين اتاق كه بر روي يك سكوي سنگي قرار دارد ، داراي 7 رديف پله است كه پله ششم و هفتم جزء آستانهيدرگاه محسوب مي شوند . سردابه نيز در ميان سكو واقع شده و از جبهه شرقي مي توان به آن راه يافت . ورودي گنبد سرخ كه به طرف شمال باز مي شود درگاه بلندي دارد كه با آجركاري پرنقش و كاشي هاي فيروزه اي دوره سلجوقي زينت يافته است.

 

۲- قلعه جلالي و حصار سلجوقي

در انتهاي خيابان علوي کاشان و در نزديكي هاي آثار ديگري همچون خانه هاي بروجردي و طباطبائي و بقعه سلطان امير احمد (ع)، در طرفين خيابان، دو ديوار بلند كاهگلي به چشم مي خورد كه از بقاياي حصار معروف عهد سلجوقي است. اين دژ تسخير ناپذير آن دوران در اواسط قرن پنجم هجري به همت يكي ازرجال نامدار و سخاوتمند در دولت سلجوقيان به نام خواجه مجدالدين ابوالقاسم كاشاني ساخته شده است و اسناد معتبر تاريخي نشان مي دهد كه اين دژ بلند، مستحكم و حصين چند بار اهالي كاشان را از دست حملات سخت لشگريان مهاجم و از قتل عام هاي وحشيانه و غارت عمومي نجات داده است.

در كنار اين دژ، قلعه اي عظيم خود نمائي مي كند كه به دستور سلطان جلال الدين ملك شاه سلجوقي (جلوس 465 ق) ساخته شده است. اين بناي عظيم خشت و گلي مدتها از اهالي كاشان حراست مي نموده است و مدتي هم ارگ و مركز حكومتي كاشان بوده است.

در داخل و خارج قلعه دو بناي گنبدي شكل وجود دارد كه موسوم است به «يخچال»، بدين صورت كه با نگهداري يخهاي زمستاني در اين يخچالها، جوابگوي نياز اهالي در تابستان گرم كوير بوده است.

 

 

۳- قلعه رودخان ( بزرگترین دژ آجری ایران ) :

در فاصله 20 کیلومتری جنوب غربی فومن در قسمتی از ارتفاعات پوشیده از درخت های سرسبز قلعه رودخان بزرگ ترین دژ آجری کشور قرار دارد، مدت‌ها مرکز فرمانروایان گیلان بوده است. مساحت قلعه در حدود 50 هزار متر مربع و در ارتفاع 600 متری در بلندترین نقطه کوه واقع شده است.  65 برج و بارو و ديواري به طول 1500 متر دارد. رطوبت بيش از حد هوا باعث رويش گياه در لابه‌لاي ديوارهاي قلعه و پوسيدگي آنها شده، اما با اين حال در مقايسه با قلعه‌هاي ديگر، رودخان سالم مانده است.

بنیاد قلعه به دوره ساسانیان یعنی قبل از اسلام  می رسد. این قلعه در زمان حکومت سلجوقیان تجدید بنا شده است و از پایگاه‌های مبارزاتی اسماعیلیان بوده است. برای رسیدن به این قلعه بعد از عبور از شهر فومن و گذشتن از روستاهای گشت، کردمحله، سیاه کش، شمس تالان، گوراب پس، هولس کام، سیدآباد و قلعه رودخان به روستای حیدرآلات می‌رسیم که از این روستا تا خود قلعه حدود 5 کیلومتر فاصله است که شامل مسیری زیبا همراه با رودخانه‌ای کوچک می‌باشد.

                        

 

                         

 ۴- زندان هارون :

در سمت جنوب شرقي تهران در فاصله 12 کيلومتري جاده تهران – خراسان ( سه راه سيمان) قريب سه کيلومتر در سمت چپ در دامنه کوه هاي مسگرآباد واقع شده است.

بناي زندان به شکل مکعب مستطيل به ارتفاع 9 متر و به صورت دو طبقه ساخته شده و از درازا و پهناي يکساني برابر با 30/16 متر برخوردار است. زندان هارون داراي ساختاري متشکل از لاشه سنگ و گچ و از نظر قدمت متعلق به دوره آل بويه حدود 1100 سال قبل است.

۵- آتشكده جره :

چهار طاقيِ بزرگِ "گره" يا "جره" در بيرون روستاي بالا ده  شهرستان كازرون واقع است. اين بنا از سنگ و ملات گچ ساخته شده و ارتفاع آن 14 متر است. اين آتشكده يكي از پنج آتشكده اي است كه مهر نرسي وزير بهرام پنجم در بين كازرون تا فراشبند بنا نمود. به نظرمي رسد كه در قديم اطراف اين چهار طاقي شهري وجود داشت.

 

۶- قمپ آتشكده :

قمپ آتشكده در 20 كيلومتري شمال فسا ، ازدوران ساساني به جاي مانده است. طبق نظريه مورخان بناي آن به پارس پسر تهمورث مي رسد. احتمالاً آتشكده و بناهايي در اين مكان وجود داشته كه اكنون تنها بقاياي آنها در كنار آبگيري به جاي مانده است.

 
 
 ۷- برج نور آباد :
 
اثر بازمانده ای است از دوره اشكانيان در فارس، این برج در هفت كيلومتري نورآباد در دره اي فاقد آبادي در كنار كوه تنگ كله واقع است و به نام هايديمه ميل، ميل اژدها، ميل آزاد ناميده مي شود.

برج نور آباد از لحاظ شكل و ظاهر مانند كعبه زردشت و برج زندان شهر پاسارگاد، چهارگوش است. بلنداي برج بيش از هفت متر و پهناي هر ضلع آن در پايين چهار متر و در بالا 40/3 متر است و از سنگ رگه سفيد به طول هاي مختلف ( برخي 44 و برخي 19 سانت) بسيار دقيق، منظم و با مهارت ساخته شده است.

 

 

۸-  ميمون قلعه :

اين قلعه ي مربع شكل در شهرستان قزوين قرار دارد و با ابعاد تقريبي حدود هفتاد متر ، از خشت هاي سي سانتي متري ساخته شده است . اين بنا دو طبقه دارد . طبقه ي فوقاني آن از يك تالار چليپايي و اتاق هايي در اطراف تشكيل شده و طبقه زيرين آن شامل يك شبكه راه هاي ارتباطي است . طبقات توسط پلكاني مارپيچ به هم مرتبط مي شوند. نماي اين قلعه هشت برجي ، آجري است . از شكل و وضعيت بنا چنين استبناط مي شود كه اين قلعه ، بنايي نظامي و يا مقر فرماندهي بوده است .

برخي ، اين قلعه را از بقاياي " مدينه موسي " كه به امر " موسي الهادي " خليفه عباسي در سال 168 هـ . ق بنا شد و برخي ديگر آن را منسوب به " ميمون بن عون كاتب " مي دانند. سفالينه هاي به دست آمده ، قدمت بنا را تنها تا دوره " آل بويه " به عقب مي برد.

 

 

۹- قلعه چال ( اندج) :

قلعه چال در جنوب شرقي روستاي " اندج " قزوین ، بر روي يك كوه منفرد ، قرار دارد. سمت جنوب و غرب اين قلعه را دره هاي عميق احاطه كرده و تنها راه دسترسي به آن از طرف شرق است . در كف دره شرقي آن ، بين اين كوه و چند كوه ديگر ، محوطه وسيعي وجود دارد كه پوشيده از قبر است . در اين محوطه ، سفالينه هاي لعاب دار مربوط به قرن هاي پنجم تا هفتم هـ . ق كشف شده است . در اين قلعه ، آثار اندكي از يك برج نگهباني با سنگ هاي لاشه و ملاط ساروج ، ديده مي شود . سطح قلعه به صورت شيب دار از شمال به جنوب كشيده شده و در جنوب آن يك آب انبار به صورت شرقي - غربي در دل سنگ ايجاد شده است . وسعت قلعه در حدود 70×50 متر است . به نظر مي رسد اين قلعه به عنوان محل نگهباني مورد استفاده بوده و قبور موجود در دره هاي شرقي و شمال شرقي آن ، مربوط به همان افرادي است كه آثارشان را مي توان در سطح قلعه ديد .                               

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 10:58  توسط آنتی پورپیرار  | 

پاسخ به پورپیرار - معرفی آثار باستانی ایران از عهد هخامنشی تا صفوی - بخش پنجم

۱- پل گاومیشان- ساسانی - دره شهر ( استان ایلام ):

پل گاوميشان در مسير رود سيمره، در تلاقي با رود كشكان بنا شده است. بناي اوليه آن به دوران ساساني مربوط است . اين پل به دستور حسن قلي خان ابوقداره والي پشتكوه تعمير شده است. در حال حاضر پل گاوميشان به يك بناي نيمه ويرانه تبديل شده است.

 

 ۲- آتشکده سیاهگل ایوان ( استان ایلام ) : بنای آتشکده مربوط به دوره ساسانیان است که در 15 کیلومتری جنوب غربی روستای سرتنگ و در مسیر رودخانه خروشان کنگیر ایوان قرار دارد.این بنا یکی از سالم ترین آتشکده های دوران قبل از اسلام در استان می باشد.این بنا روی چهار پایه ساخته شده  و دارای گنبدی یک جداره می باشد.

 

                                      

                                      آتشکده سیاهگل ایوان 

    

۳- آتشکده موشکان ( استان ایلام ):  آتشکده موشکان در فاصله 3 کیلومتری شهر سرابله قرا دارد که مربوط به دوران ساسانیان است.این آتشکده از ملات ساروج و سنگ ساخته شده است که در طول زمان بر اثر حوادث مختلف تخریب گردیده است که در سال 1382 زیرزمین آتشکده مذکور توسط اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان با طاق های قوسی شکل بازسازی گردیده است.

 

 

۴- چهار طاقی : این اثر در شهرستان دره شهر استان ایلام بر روی تپه بنای یک آتشکده به صورت چهار طاقی باقی مانده است این بنا را در محل طاق می گویند.این بنا تماماً با قلوه سنگ و گچ ساخته شده است و مربوط به دوران ساسانی است.

                                              

آتشکده چار طاقی 

 ۵- قلعه شیاخ(شهاق) : این قلعه در روستای بردی از توابع بخش زرین آباد استان ایلام قرار دارد  و مربوط به دوران ساسانیان می باشد.قلعه بر روی محدوده ای نسبتاً بلند نسبت به زمینهای پیرامونی قرار گرفته است.مصالح بکار رفته در بنا سنگ  و گچ است.

                                  

                                              قلعه شیاخ

۶- قلعه هزار درب : این قلعه در شرق شهرستان دره شهر ایلام واقع گردیده است که قدمتش به دوره ساسانی می رسد.نمای اصلی این اثر،طاقهای هلالی شکل می باشد.با توجه به ساختار معماری،اثر احتمالاً قلعه یا پادگان نظامی بوده است.مصالح بکار رفته در ساخت این قلعه شامل سنگهای تراشیده و قلوه سنگ هایی است که از گچ پخته بعنوان ملات استفاده شده است.

 

                  .

                                         قلعه هزار درب

 

 

۷-  پشت قلعه آبدانان : در 5 کیلومتری جنوب شهرستان آبدانان ایلام و در میان روستا پشت قلعه، بر بلندی تپه ای منفرد  که رودخانه جاری آبدانان از پای آن می گذرد،آثار بنای قلعه ای به چشم می خورد.مصالح به کار رفته در قلعه قلوه سنگ،گچ و ساروج می باشد.قلعه مذکور دارای بخشهای متعددی از جمله باروی قلعه،برجکهای دیده بانی و نگهبانی،ورودی قلعه اماکن مسکونی و شاهنشین،تونل و پلکان متعلقه بوده است .با عنایت به شیوه معماری،ساختار،نحوه استفاده از مصالح،اجرای طاقها،مطالعه و بررسی سفالهای سطحی منطقه  و مقایسه بادگیر اماکن تاریخی حفاری شده،این اثر فرهنگی-تاریخی مربوط به دوران ساسانیان  است.بنای قلعه روستا پشت قلعه تحت حفاظت اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان است که در سال 1380 به جهت اهمیت آن و انجام مطالعات باستانشناسی و حفاظت و مرمت آن در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

 

 

                            تصویر پشت قلعه آبدانان

 

۸-  قلعه هزارانی : در امتداد جاده آبدانان- مورموری در ابتدای روستای هزارانی در بخش شمالی  جاده بقایایی قلعه ای بر روی یک تپه طبیعی دیده می شود.ارتفاع این تپه حدود 10 متر می باشد که آثار بجای مانده معماری آن به صورت یک قلعه بوده  که با مصالح سنگ و گچ ساخته شده است پلان بنا به شکل دالانهایی مستطیلی شکل و طویلی است که متاسفانه  کاملاً تخریب و به صورت مدفون و نیمه مدفون مشاهده می شوند و مربوط به دوران ساسانی می باشند. 

 

 ۹- تپه کوزه گران:

تپه یا تل کوزه گران در حدود 5/5 کیلومتری تپة تیخان ( تیغن ) واقع شده و قدیمی تر و بزرگتراز تپة تیخان است . قدمت این تپه به اواخر هزارة سوم پیش از میلاد می رسد ، ولی طبقة اول این تپه به دورة ساسانی مربوط است . سفالهای رنگین و منقوشی از طبقة زیرین تپه بدست آمده است . نقش سفال ها ، بیشتر از نوع پرندگان و بز کوهی است .

قسمتی از طبقات پایین این تپه به گورستانی اختصاص داشته است که چند نوع گور در آن باقی مانده است . در بعضی از گورها استخوانهای مردگان را در کوزه ها ریخته و در مکانهای سفید کاری شده دفن کرده اند . در گورهای دیگر اسکلت هایی در یک قبر مشاهده شده که در کنار آنها ، تنورهای بسیار وخاکستر زیاد نیز وجود دارد . قبرهای سر تپه طبق آثار مکشوفه (کوزه های شکسته و گورهای موجود ) به دورة زرتشت تعلق دارند . گفته می شود احتمال دارد این محل یک کارگاه کوزه گری بوده و به همین دلیل به کوزه گران معروف شده است .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم آذر 1385ساعت 8:8  توسط آنتی پورپیرار  | 

پاسخ به پورپیرار - معرفی آثار باستانی ایران از عهد هخامنشی تا صفوی - بخش چهارم

۱- مسجد خرقه - خنج

اين مسجد بسيار قديمي مربوط به سال 252 هجري قمری است هنگامي كه سيد عفيف الدين بن هشام بن ابراهيم بن موسي ابن جعفر از مدينه به بيرم شتافت و مردم را به دين اسلام دعوت كرد اين مسجد را نيز در همان سال ورود ساخته نام خرقه به  آن نهاد.اين بناي قديمي تا كنون بارها تعمير شده اينك به مسجد صاحب الزمان شهره است .

۲- مسجد شرف الدين اخي - لارستان

اين مسجد قديمي به مسجد اخي معروف بوده در محله كوريچان جاي داشت بناي آن مربوط به زمان عمر بن عبدالعزيز و سال هاي آغازين ورود اسلام به لارستان مي باشد در گذشته ي نه چندان دور سنگ نبشته اي به خط كوفي در خرابه آن باقي بوده كه متاسفانه به سرقت رفته و اينك اثري از آن در دست نيست.

 ۳- قلعه قدمگاه- خنج/ لارستان

 اين قلعه در بستري گسترده و مرتفع قرار گرفته از سه طرف داراي شيبي تند است از اشياي به دست آمده مي توان پي برد كه  پيشينه آن به دوره قبل از اسلام بر مي گردد اين قلعه به صورت تدافعي طراحي شده در جنوبي ترين قسمت آن بنايي كوچك ساخته كه به نظر گاه مرتضي علي ( ع) مشهوراست.

   ۴- قلعه اژدها پيكر - لارستان

شهر لار در سینهُ قلعه ای بزرگ و باستانی قرار دارد كه آن را اژدهاپیكر می نامند. قدمت آثار و بقایای آن به دورهُ ساسانی باز می گردد ( پوهندا ، 1986 ، ص 66 ). استحكامات و تأسیسات داخلی آن چنان محكم و استوار بوده است كه در قدیم آن را طلسم كیانی می نامیده اند ( منجم ، 1366 ، ص 214 ). برفراز این كوه عظیم ، چاهی از دل سنگ تراشیده شده كه به دولاب مشهور است و دربارهُ آن داستانها و افسانه های بسیاری گفته می شود. 

     

۵- بقعه شيخ محمد ابونجم - خنج

اين بقعه پس از 800 سال همجنان باقي است تنها سقف گنبد آن بر اثر تندبادي مهيب در پنجاه سال پيش فروريخته است در ضلع شمالي بر بالاي سردر ورودي كتيبه اي سنگي نصب شده كه اين شعر بر آن به چشم مي خورد: 

آن جهان بخشي كه از راه كرم

                                                       واقف درگه بودش هر شيخ و شاب

                  منبع احسان صفي الدين علي       

                                                        از براي فيض و تحصيل ثواب

درون بقعه شيخ محمد ابونجم از هنر معماري بديعي برخوردار است كاشيكاري هاي اسلامي و كتيبه هايي از سوره هاي كوثر توحيد و قدر مشاهده مي شود كه اطراف آن با گل و بوته تزيين يافته است .                 

 

 

  ۶- مناره شیخ دانیال- خنج

از آثار بدیع تاریخی و منحصر بفرد محسوب می شود. این مناره بفرمان عمربن عبدالعزیز و توسط قطب الدین بهمین حاکم هرمز که از مریدان شیخ بود در قرن ششم هجری ساخته شد و دارای کاشی ایوان و سنگ نوشته با خط نستعلیق و خط کوفی بنایی است.این اثر در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

 

 ۷- قلاع خنج

چهار قلعه معروف از دوران پیش از اسلام بصورت تل خاکی باقی مانده که عبارتند از : قلعه کلوکی / قلعه ما جلان/ قلعه خلوت و قلعه شاه نشین.

۸- تپه تنگر- خنج

این تپه بقایی از کاخ پادشاهان ساسانی است که از نظر کارشناسان شبیه به معماری شهر بیشابور کازرون است.

۹- جاده سنگ فرش از دوره هخامنشی

خنج به وسیله این جاده سنگ فرش که تنها قسمت کوچکی از آن در منطقه معروف به {شهرستان حمامی}باقی است به آتشکده بزرگ آذر فرنبغ متصل شده است.

 ۱۰- سد دول ابراهیمی- خنج/ لارستان

 این سد از آثار دوره سلجوقی است که از سنگ / ملات و ساروج ساخته شده و آثار آن هنوز باقی است.

۱۱- – آتشكدهُ كاریان ( kāryān ) :

آتشكده کاریان يا آذر فرنبغ در فيروزآباد فارس، يكي از سه آتشكده بزرگ دوره ساسانيان و ويژه موبدان بوده است. ايران‌شناسان خارجي اين بنا را كاخ اردشير دانسته‌اند. اين بنا شامل سه تالار گنبددار است كه دو تالار آن تقريبا سالم و سومي نيمه‌ويران است. ارتفاع و ابعاد بزرگ تالارهاي گنبددار اين بنا تا پيش از خود بي‌سابقه بوده است. بركه جوشان بنا كه با استفاده از پله‌هايي به آن دسترسي پيدا مي‌شد، بر زيبايي بنا افزوده و نشانه تقدس بناست.

 آتشكده آذر فرنبغآتشكده آذر فرنبغآتشكده آذر فرنبغ

 

 ۱۲- وجود راه های باستانی كه از فیروز آباد و استخر از طریق خنج، و علامردشت( alāmarvdašt ) و فال ( fā l ) به طرف بندر باستانی سیراف ، و جنوب می رفته است و آثار بر جای مانده در این مسیر ، از نشانه های وجود فرهنگ و تمدن پیش از اسلام در این منطقه است.

 

۱۳- نام  شهر لار در متن های تاریخی پیش از اسلام به شكل های مختلف آمده است كه از آن جمله در شاهنامهُ‌ فردوسی لاد و در تاریخ طبری اَلار ( alār ) و در متن های ارمنی پیش از اسلام گلار ( gelār ) ذكر شده و مشخص می شود كه نام كنونی برگرفته از اسامی پیش از اسلام می باشد كه در طول زمان ، به دلایل مختلف ، تغییر شكل یافته است.

 

۱۴ - از جمله بناهای تاریخی پیش از اسلام در لارستان علاوه بر آتشكدهُ كاریان و قلعهُ اژدها پیكر در لار ، آتشكدهُ محلچه ( mahlačeh ) در بین راه اصلی لار به شیراز ، قلعهُ سفید خنج ،‌قلعهُ فرشته جان ، قلعهُ ایلود ، كاروان سراهای واقع در بین جادهُ خنج ، قلعهُ ایلود ،‌ كاروان سراهای واقع در بین جادهُ خنج به فال و فال به سیراف ، قلعهُ جبرئیل در بنارویه ، قلعهُ كیقباد در جویم ، و آثار و بقایای جادهُ باستانی عصر ساسانی بین جویم و جهرم و بین فال به سیراف و فیروزآباد به خنج و خنج به كاریان را می توان ذكر كرد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 7:11  توسط آنتی پورپیرار  | 

پاسخ به پورپیرار - معرفی آثار باستانی ایران از عهد هخامنشی تا صفوی - بخش سوم

۱- قلعه دختر- فیروزآباد  / ساسانی :

از ديگر آثار دوره ساساني جلگه فيروزآباد، قلعه‌ اي است كه در بالاي كوهستان و مشرف بر رودخانه تنگ و در فاصله 6 كيلومتري شهر امروزي فيروزآباد واقع شده است. اين دژ مستحكم و به نسبت بزرگ كه بر تمام منطقه تسلط دارد در زمان شاپور اول ساساني و به احتمال زياد براي ديدباني و حفاظت از پايتخت اوليه ساسانيان در شهر گور، بوجود آمده است. قلعه دختر داراي اتاقها و راهروهاي تو در تويي است كه در ساختن آنها از سنگ‌هاي نتراشيده و گچ ساروج استفاده شده است. اين قلعه در مقايسه با بناهاي مربوط به اردشير بابكان، از استحكام كمتري برخوردار است و سقفهاي آن نيز به صورت طاقي مي‌باشد.از ويژگيهاي اين قلعه داشتن مخزن آب سنگي است كه در دل كوه ايجاد كرده‌اند و در مواقع مورد نياز احتياجات قلعه را بر طرف مي‌كرده است. قلعه دختر در سال 1315 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيد.از ديگر مصارف اين دژ نگهداري از زندانيان خطرناك و يا مكاني براي پناه آوردن پادشاه شكست خورده در جنگ بود كه با وجود انبارهاي غذا و منابع آبي كه به رودخانه وصل بود و همچنين زمينهاي كشاورزي اطراف مي‌توانستند مدت زيادي در مقابل محاصره و حمله دشمن دوام بياورند.

 تصویری از قلعه دختر - فیروزآباد فارس

 

۲- قلعه اردشیر و قلعه دختر - کرمان / ساسانی :

 

از دیگر آثار معماری موجود از دوران قبل از اسلام می توان به قلعه دختر و قلعه اردشیر اشاره كرده قلعه دختر از قدیمی ترین آثار تاریخی در شهر كرمان است : این قلعه كه در بیشتر تواریخ به نام قلعه كوه آمده و در مشرق كرمان بر افراز صخره ای از سنگ قرار گرفته است.

آثار بر جای مانده از دو قلعه دختر و اردشير از نمونه های بسيار ديدني قلاع بزرگ قديمي و تاريخي کشور است که ابنيه موجود در آنها به دو بخش قابل تقسيم مي باشد . بخشي که بر فراز قله نسبتا مرتفع جنوب شرقي واقع گرديده و سابقا قلعه کوه ناميده مي شد که کاملا به دليل وضعيت طبيعي از قاعده ديگر مجزاست.

 

قلعه دختر  کرمان

 

بخش دوم بر فراز کوه کوتاه تری قرار دارد و به قلعه دختر مرسوم است، قسمتي از اين قلاع به نام اردشير شهرت دارد.قلعه اردشير در بالای کوه مرتفعي واقع و ديوار های آن از خشت های بسيار ضخيم ساخته شده که ابعاد خشت های معمولي و متداول بسيار بزرگتر مي باشد.

قطعات کاشي پيدا شده در محوطه قلعه نشان مي دهد که بعضي از ابنيه موجود در قلعه علاوه بر کاربرد نظامي جنبه بزمي و عبادي نيز داشته بطوريکه از هنر و ذوق در تزئين آنها استفاده شده است.در بخش جنوبي قلعه اردشير کوهي به نسبت بلند ديده مي شود که از اواسط آن پلکاني برای رسيدن بر فراز آن تراشيده اند که حدودا دارای يک صد و سي پله مي باشد به شرحي که در روضه الصفا آمده است: اردشير بن بابک بر گردش حصار انداخت و بردشيرش ناميد. احتمالا اين محل نقار خانه بوده که بعدا به اين مجموعه اضافه شده است.

این قلعه نیز در زمانهای مختلف تعمیر شده است . اولین بار در حكومت ابوعلی محمد بن الیاس ( 322 قمری - 933 میلادی ) تعمیر صورت گرفت ، در زمان سلجوقیان نیز « قلعه دختر » پناهگاه كرمانیان محسوب می شد . در تاریخ افضل آمده یكی از قلاع كوچك موسوم به گوهریه بوده و برجهای قلعه نیز نام های مخصوص به خود داشته كه از آن میان نام برج فیروزه به ما رسیده است . در تاریخ دوره فراختییان بار دیگر نام این قلعه آمده و آن وقتی است كه شاهزاده سیور غتمش به دست خواهرش پادشاه خاتون در این قلعه محبوس می شود .

۳- قلعه دختر -  شوراب گناباد / ساسانی :

اين قلعه سنگي در حدود 15 كيلومتري  شهر گناباد در روستايي به نام شوراب بر بلندي قرار گرفته است . وجه تسميه اين بنا به دليل انتساب  آن به «‌ناهيد » الهه آب و بركت و زيبايي است كه مورد پرستش و احترام ايرانيان در آيين پيش از اسلام بوده است . قلعه دختر شوراب گناباد از ابنيه دوران ساساني و مركب از سه فضاي معماري است كه تمامي آنها به صورت برآمدگي بقاياي ساختماني از شرق به غرب بر روي محدوده قلعه بنياد شده است . بخش تحتاني آن مدخل قلعه به شمار آمده و مشتمل بر برج مدور ، رشته بلندي دالان هاي مسقف با ديوارهاي عريض و نيم برج هاي تقويت كننده است . قسمت فوقاني آن نيز اختصاص به تالار ها ، اطاق هاي وسيع و برج هاي مدور و نيم دايره اي داشته است . شواهد موجود حاكي  از اين است كه اين قلعه در دوران پس از اسلام (در دوره اسماعیلیه) مرمت شده و گسترش يافته است.

تصویری از قلعه دختر شوراب گناباد

۴- قلعه بمپور بلوچستان/ اشکانی- ساسانی :

  قلعه بمپور با عمري به بلندي بيش از 2000 سال اين قلعه با زخم‌هايي كه از پس تاريخ در اثر جنگ‌ها و بلاياي طبيعي سيلي شن‌هاي روان صحراي مقابلش همچنان بر فراز تپه‌اي چشم بينندگان را حتي از فرسنگ ها راه دور به خود خيره مي‌سازد. قدمت اين قلعه كه در 24 كيلومتري غرب ايرانشهر و در جوار شهر بمپور قرار گرفته، به دوره به دوران اشكاني و ساساني مي‌رسد. قلعه بمپور در گذشته يكي از استوارترين پناهگاه‌هاي بلوچستان به شمار مي‌آمده است. به همين دليل، بارها در زمان‌هاي مختلف و بخصوص در دوره قاجاريه محاصره و به توپ بسته شده است. بناي قلعه به صورت دو تكه ساخته شده كه از نظر ارتفاع، اين 2 بخش با هم يكسان نيستند. صحن پايين كه در ورودي در ديواره شرقي آن قرار گرفته و برجهايي چند نيز آن را احاطه كرده‌اند، مقر ساخلو منطقه مسكوني و نظامي بوده است. علاوه بر اين، اصطبل‌ اسبها و يك نقب براي فرار از محاصره به هنگام تسخير احتمالي قلعه نيز به شمار مي‌آمده است. قسمت فوقاني قلعه ارگ و حاكم‌نشين بوده است. بلندي تپه از صحن پايين بيشتر بوده به حدي كه نفوذ به داخل ارگ براي مهاجمان به علت بلندي و شيب تند تپه، كار ساده‌اي نبوده است. در ديواره اطراف قلعه 10 برج دفاعي قرار داشته است.

تصویری از قلعه بمپور

 

۵- گنبد جبلیه- کرمان/ ساسانی  :

بنای تاریخی است که به شکل گنبد منفردی بر روی یک ساختمان پنج ضلعی در دامنه بنای   شیوشگان ( سید حسین فعلی ) و در دوره ساسانیان ساخته شده است. این ساختمان آتشکده ای بوده است و در داخل آن مقبره ای قرار دارد. احتمالا ابوعلی محمد بن الیاس که در قرن چهارم ه . ق می زیسته در تعمیر آن نقش اساسی داشته است. 

  

 

                :  ۶ـ نقوش برجسته تنگ سروک ـ کهگیلویه ـ دوره اشکانی

اين نقوش در فاصله 50 کيلومتري شمال بهبهان ، بخش ليکک شهرستان کهگيلويه قرار دارد و قدمت آن به 299 ميلادي يعني به دوره اشکاني مي رسد و مربوط به شاهزادگان اليمائي است.

نقوش برجسته تنگ سروک در سال 1841 ميلادي به وسيله «آقاي بارون دبود» (سياح روسي) تشخيص داده شد و براي اولين بارآقاي الستين در کتاب موسوم به جاده هاي قديم ايران غربي منتشر شد.

از تاريخ 1952 آقاي هنينگ اين نقوش و کتيبه هاي آن را با دقت مورد مطالعه قرار داد. نقش تنگ سروک که بر صخره اي در يک دره بلند از پايه هاي زاگرس در شهرستان کهگيلويه تراشيده شده ، به يک شاهزاده اليمائيد که يک شاهزاده نشين تابع اشکانيان بوده منسوب است.

در تنگ سروک حداقل چهار مجموعه نقش برجسته موجود در سنگي که از کوه جدا شده و به شرح زير مي باشد:

 

الف ) اولين نقش دو نفر را در حال ايستاده نشان مي دهد که هر دو قبا و شلواري به سبک لباسهاي عهد اشکاني پوشيده اند. نماي شرقي اين تخته سنگ شخصي را نشان مي دهد که روي تختي دراز کشيده در حدود 600 متر دورتر در مجموعه اي از نقوش برجسته ديگري است که احتمالا قسمت اصلي اين مجالس را نشان مي دهد.

 

ب ) روی نمای غربی تخته سنگ اولی ، نقوش در سه ردیف دیده می شود که در نقوش دیگر بهتر محفوظ مانده اند. در ردیف بالا از قسمت چپ ابتدا فردی که شاید شاه باشد روی تختی نشسته در طرفین او اشخاصی ایستاده اند ، در نقش وسط سواری به شیری حمله کرده است و در بالای او کتیبه ای به خط پهلوی اشکانی دیده می شود. در ردیف پایین مردی  با یک شیر در حال جنگ است. در طرف شمال غربی این تخته سنگ یک نفر روحانی در کنار آتشدانی ایستاده و آتشدان روی سکوی سه طبقه ای قرار دارد.

 روی طبقه زیرین این سکو کتیبه ای به خط پهلوی اشکانی است. روی نمای شمالی آن نیز مجلسی در دو طبقه نمایانده شده است. در طبقه بالا مردی خوابیده و تاجی در دست دارد و بر روی دست چپ خود لمیده است و در سمت چپ این شخص سه سرباز نیزه به دست دارند و در لابلای آنها سه خط به زبان پهلوی اشکانی نوشته شده است. در طبقه زیرین شبیه سه نفر نمایان است که کمی پاک شده است.

 

ج) به فاصله کمی در طرف شمال این تخته سنگ نقش برجسته دیگری است که روی نمای جنوبی آن یک اسب سوار نشان داده شده است.

 

د) در حدود شش متر دورتر یک تخته سنگ دیده می شود مه از کوه بیرون آمده و روی آن مجالس مذهبی مانند ، اشخاصی که در کنار آتشدان نقش شده است دیده می شود.

 

هنینگ زمان این نقوش را در حدود آخرین ربع قرن دوم میلادی یا اوایل قرن سوم می داند.

شاهزاده ای به صورت سواری مصور شده است که شیری را می کشد و یا با دشمنی جنگ تن به تن می کند و این برای اجتماعی که بر چشت اسب زندگی می کنند تصویری مطلوب است. در جای دیگر همان شاهزاده دیده می شود که ایستاده و بزرگتر از اشخاص دیگر در صحنه است و شاهزاده ای را به تخت می نشاند ، بعد در برابر یک قربانگاه که به شکل تخته سنگ مخروطی شکل است و دیهیمی روی آن قرار دارد به ستایش ایستاده است. سپس در طرف چپ قربانگاه بر روی یک تخت که بر پایه سه عقاب قرار دارد به طرز ایرانیان نشسته و دست راست خود را با حلقه مظهر قدرت به سوی دو تن از سران تابع خود گسترده است. کمی دورتر مجلسی است که در آن یک ایزد به شاهزاده ای مقام می بخشد و پس از آن صحنه جنگ یک شاه که بر اسبی سوار استو خود و الستین زره بر تن دیده می شود که با نیزه خود به دشمن حمله می کند.

                    

 

 

            تنگ سروک -  نقش برجسته 

 

 

تنگ سروک - تصویری از نقش سوم

 

 

 

نگارکند در محلی به نام تنگ سربازیکی از آثار باستانی مسیریک نگارکند دیگر

 

سمت دیگر اثر قبلییکی دیگر از آثار باستانیاز مناظر مسیر

 

چند تصویر جدید از تنگ سروگ و نقوش آن

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آذر 1385ساعت 7:53  توسط آنتی پورپیرار  | 

پاسخ به پورپیرار - معرفی آثار باستانی ایران از عهد هخامنشی تا صفوی - بخش دوم

 ۱- کهنه قلعه :  این قلعه در ورودی مشکین شهر (خیاو) در ارتفاع 50 متری خیاوچای قرار گرفته و از 3 طرف با شیب تند به خیاوچای منتهی می شود.

قله سبلان در قسمت جنوبی قلعه خودنمایی می کند.

در ضلع شمالی قلعه در داخل خیاوچای (باغ نوروز) سنگ نبشته ای موجود است که بر روی آن تاریخ 347 م. (هفتمین ماه از بیست و هفتمین سال از سلطنت شاپوردوم) نقش بسته است. این کتیبه اولین سنگ نبشته دوران ساسانی کشف شده در آذربایجان است. بنا به نوشته این سنگ نبشته، قلعه کهنه (کهنه قالا) به دستور نرسه هرمز، حکمران محلی منطقه مشکین شهر ساخته شده و شش سال به طول انجامیده و چندین دوره تعمیرات در آن صورت گرفته که آخرین تعمیر این قلعه در دوران زندیه می باشد.

 (( کهنه قلعه مشکین شهر / ساسانی))

  

 

 ۲- تنگ شیشه ای/ سلوکی :

 
(30)1008



     

  شماره موزه: 1008

تنگ شيشه اي

 دوره : سلوکي

 محل یافت :شوش

قطردهانه: 2 سانتيمتر، ارتفاع : 6 سانتيمتر

 


۳- پیکره گلی هرکول/ سلوکی :
 

      
(17)1211


 

       شماره موزه: 1211

پيکره گلي هرکول

دوره :سلوکي

محل یافت : شوش

طول : 17 سانتيمتر، عرض : 9 سانتيمتر

 

۴-  کفش مفرغی/ سلوکی :

(23)468



 

 
       شماره موزه: 468

کفش مفرغي

 دوره : سلوکي

 محل یافت :شوش

     طول: 12 سانتيمتر، عرض 7 سانتيمتر



 ۵-  نقش  برجسته / پارتی :

(24)3286




       شماره موزه: 3286

قسمتي از نقش برجسته

 دوره : پارتي

       محل یافت : شوش



۶- صدف با نقش کنده نیم تنه /  پارتی:

 

(26)917




             شماره موزه: 917

قسمتي از صدف با نقش کنده نيم تنه مرد

 دوره :پارتي

 محل یافت : ايذه

طول : 5/4 سانتيمتر، عرض: 5/3 سانتيمتر



 

۷- نیم تنه سفالی/ سلوکی:

(B)1210




شماره موزه: 1210(B)

نيم تنه سفالي

 دوره : سلوکي

 محل یافت : شوش

طول: 7 سانتيمتر ، عرض : 6 سانتيمتر



۸- سر مرمر / پارتی:

 
(C)2089






شماره موزه : 2089(C)

سرمرمر

 دوره : پارتي

 محل : شوش

طول: 10 سانتيمتر، عرض : 7 سانتيمتر


 

۹- ظرف برنزی /  ساسانی :

 

(50)941



          شماره موزه: 941

ظرف برنزي بيضي شکل

 دوره : ساساني

قطر: 5/15 سانتيمتر

 

 

 

۱۰-  پی سوز برنزی / سلوکی :

 

(18)1229

  

         شماره موزه: 1229

پي سوز برنزي

 دوره : سلوکي

 محل : شوش

قطردهانه: 3 سانتيمتر ، ارتفاع:7/5 سانتيمتر

 

 

۱۱-  مجسمه سفالی باکوس /  پارتی:

 

(20)18850

 

          شماره موزه: 18850

مجسمه سفالي باکوس

پارتي

شوش

      طول: 15 سانتيمتر 



 

۱۲- پیکره برنزی گوزن/ سلوکی : 

(21)1378


       
           
شماره موزه: 1378

پيکره برنزي گوزن

 دوره : سلوکي

 محل : ارومیه 

طول: 15 سانتيمتر

 

 

۱۳- صدف با نقش صلیب شکسته / پارتی:


(25)921

 

 شماره موزه: 921

قسمتي از صدف با نقش کنده صليب شکسته

پارتي

ايذه

      طول : 3 سانتيمتر، عرض: 5/1 سانتيمتر

 

۱۴- تنگ شیشه ای سبز رنگ / سلوکی :

(22)1109



 

          شماره موزه: 1008

      تنگ شیشه ای سبز رنگ

      دوره : سلوکي

 محل : شوش

قطردهانه: 5/2 سانتيمتر، ارتفاع: 13 سانتيمتر



 

۱۵ - شئی استخوانی با نقش انسان /  ساسانی :

 

(44)549


            شماره موزه: 549

قطعه اي از يک شي استخواني با نقش کنده انسان

 دوره : ساساني

 محل : شوش

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 13:18  توسط آنتی پورپیرار  | 

پاسخ به پورپیرار - معرفی آثار باستانی ایران از عهد هخامنشی تا صفوی - بخش نخست

چون اینروزها جناب ناصر پورپیرار به دلیل خالی بودن مطلق دستانش ازهر گونه مدارک و اسناد ملموس و قابل اعتنا جهت اثبات پوریم  ادعایی ، به شدت سرخورده شده و بالاجبار با گشودن یک مسیر انحرافی روی به مبحث غیر مرتبط ابنیه شناسی ( پل، کاروانسرا و ..) آورده تا بلکه از این نمد کلاهی برای خود و طرفداران قلیل و سردرگمش بدوزد، سعی می کنم در خلال مباحث گوناگون این وب لاگ هر گاه فرصتی شد ، به معرفی اجمالی ابنیه کهن سرزمین پهناورمان در حدفاصل ۲۰۰۰ ساله عهد هخامنشی تا صفوی بپردازم، تا دوستان عزیز بیشتر از قبل با پوچی نقطه نظرات نامبرده در این خصوص آشنا شوند.

در ایتدا به سخنان ناصوابی که اخیرا  وی در مقاله : " آشنایی با ادله و اسناد رخ داد پوریم " نگاشته است می پردازیم :

ناصر پورپیرار:

" کاروان ها، برای نخستین بار، پس از ۲۰۰۰ سال توقف، بر راه هایی رفته اند که پل های عهد صفوی گذر از آن ها را آسان کرده بود........ باز سازی ویرانه های دو هزار ساله ی ایران، به دست و همت صفویان، که پوریم یهودیان به بار آورده بود، آبیاری زمین خشکی به قطره های باران مدیریتی ملی اندیش بود. ..... "

"وسعت خرابی بار آمده در پوریم و این که جنبنده ای در آن ویرانه های وسیع در حرکت نبود ...."

--------------------------------------------------------------------------------------------

« معرفی آثار تاریخی حدفاصل دوره هخامنشی تا صفوی »

 

۱- پل شاپوری ( طاق پل شکسته ی):  رومشكان يكي از مناطق باستاني لرستان محسوب مي‌شود كه در منطقه‌ي طرهان واقع در شمال غربي لرستان واقع است و وجه‌تسميه نامگذاري آن را به اين دليل مي‌دانند كه در دوره ساساني لشكر روم در اين منطقه از سپاه ايرانيان شكست خورد و بسياري از نفرات لشكر روم اسير شده و در اين منطقه و ساير لرستان پراكنده شدند . پل شاپوري محل عبور لشکريان ايران و روم بوده و چند طاقه از اين پل از سمت قبرستان شهر به خوبي عظمت و ابهت آن قابل مشاهده است.

 این پل در دو كيلومتری جنوب باختری شهر خرم آباد و در باختر شهر قديمی «شاپور خواست» يكی از شاهكاری های معماری باقی مانده از دوره ساسانی است. اين پل بيست و هشت تاق در جهت خاوري- باختری داشت كه امروزه تنها شش تاق آن باقی مانده است. پايه ها و موج شكن بقيه تاق ها هنوز پابرجا هستند. سطح هر پايه 66 متر (6×11) و فاصله بين دو پايه 6/7 متر و ارتفاع كنونی آن 16 مر است. سنگ هايی به ابعاد 60×60×58 سانتی متر در پايه ها به كار رفته اند. تاق ها نيز با سنگ های حجاری شده ساخته شده اند. مصالح تمام بنا از سنگ و ملاط است و ملاط آن تركيبی است كه اكنون نيز جدا كردن آن از سنگ ها به سختی امكان پذير است.

امروزه در خرم‌آباد و اطراف آن خانواده‌هايي با نام فاميلي « رومياني » زندگي مي‌كنند كه به احتمال زياد بازماندگان همان روميان در استان لرستان مي‌باشند.

 

 

۲- پل تاریخی کشکان : اين پل بين خرم آباد و انديمشک و بر روی رودخانه کشکان رود قرار دارد و قسمتی از آن خراب شده است بر طبق کتيبه آن که به خط کوفی است ساختمان آن در سال 399 به اتمام رسيده است. اين پل دارای 13 دهانه بوده است. ارتفاع آن درحدود 20 متر است سنگ های پايه آن بسيار بزرگ و تراشيده می باشد. بنای اصلی اين پل را به دوره ساسانيان منسوب است. کتيبه ای به طول و عرض يک متر و ضخامت 75 سانتي‌متر بر روی پل نصب بوده است.

 

 

۳- آتشکده ری ( تپه میل ) : در سمت راست جاده ری به ورامین در جنوب شرقی حرم حضرت عبدالعظیم(ع) در نزدیكی روستای قلعه‌نو بر فراز تپه‌ای بلند، بنایی كهنه از دوره ساسانیان خودنمایی می‌كند. این بنای قدیمی بقایای آتشكده بزرگ ری است، یكی از مهمترین آتشكده‌های پیش از اسلام كه به روایت تاریخ از آن قدیمی‌تر وجود ندارد. 
این آتشكده محل نگهداری آتش مقدس بوده است.  این آتش مقدس همان است كه زرتشتیان معتقدند از آسمان فرستاده شده و تاكنون خاموش نشده و آتش دیگر آتشكده‌ها در ایران زمین نیز از آن گرفته شده‌است.

از آنجا كه ری در دوران پیش از اسلام محل استقرار موبد موبدان بود، آیین‌های مهم مذهبی زرتشتیان در این آتشكده برگزار می‌شد كه بر ارزش آتشكده ری می‌افزاید. بخشی از بنای آتشكده ری در زمان حمله اسكندر به ایران خراب شد و تنها قسمتی از بنای چهارطاقی و زیبای این آتشكده به صورت دو میل باقی ماند.
از این رو بقایای به جای مانده از آتشكده ری را كه بر تپه‌ای واقع شده تپه میل می‌خوانند.

بنای آتشكده از سنگ، لاشه و آجر با ملات ساروج ساخته شده كه در ساختمان آن از خشت نیز استفاده شده‌است.آنچه از پوشش بنا در زمان حاضر بر جاست یك جفت قوس هلالی با نقطه بیضی است، در راستای محور اصلی تالار راهروی كم عرض تونل مانندی سراسر طول تالار را از زیر طی می‌كند كه از منتهی‌الیه غربی راهروی هم عرض دیگری بر آن عمود می‌گردد و ورودی اصلی راهروی زیرین در جبهه شرقی ، زیر ایوان اصلی است. بنای چهارطاقی آتشكده دارای چهار دالان سرپوشیده بوده كه آتش مقدس را برای حفاظت از آب، خاك و باد از این دالان‌ها عبور می‌دادند.

در اكتشافات انجام شده تنها یكی از این دالان‌ها پدیدار شده است. در كتاب مروج‌الذهب مسعودی، احداث آتشكده ری را به فریدون نسبت می‌دهد و راویان روایت كرده‌اند كه اعراب در فتح ری چون با مردم آنجا صلح كردند آتشكده را باقی گذاردند.به جای ماندن قسمتی از طاق‌های این آتشكده در عصر حاضر گواهی است بر اینكه آتشكده ری در زمان صدر اسلام خراب نشده است.

آتشکده ری

 

۴- کاخ ساسانی سروستان : مجموعه تاریخی سروستان که قدیمی ترین گنبد آجری کشور را در خود جای داده در زمان بهرام گور ساخته شده و به عنوان کوشکی شکاری مورد استفاده قرار می گرفته است. کاخ سروستان در استان فارس و در 9 کیلومتری جنوب شهر سروستان در دشتی وسیع جای گرفته است. این کاخ از سنگ و گچ ساخته شده است و کل مجموعه 25 هکتار وسعت دارد. این بنا که از با شکوه ترین کاخ های ساسانی است در آن زمان مقدس بوده است. بخش های مختلف این بنا شامل یک ایوان ورودی و گنبدی در مرکز و حیاط است. این کاخ نسبت به دیگر بناهای این دوره از فن معماری و پلان های پیچیده و کامل تری برخوردار است.

کاخ سروستانکاخ سروستان

کاخ سروستان

 

۵- ستون های یادبود بیشابور : در مرکز شهر بیشابور و در قسمتی که دو خیابان اصلی شهر به یکدیگر میرسند بنایی قرار دارد معروف به بنای ستون یادبود. این بنا دارای دو ستون به شیوه رومی به همراه دو آتشدان کوچک در جلو . بایه ستون ها و یک بایه مکعبی شکل در میان آتش دان ها است. این ستون ها دارای ارتفاعی برابر با 6/70 متر میباشند که بر روی یک بایه ستون مکعبی شکل بلکانی قرار گرفته اند. بر روی یکی از بایه ستون های این بنا کتیبه ای وجود دارد در 16 خط و به زبان بهلوی اشکانی و بهلوی ساسانی که سند رسمی شهر محسوب می گردد. در این کتیبه ذکر گردیده است که معمار این شهر فردی به نام ( ابسای دبیر) از اهالی حران کشور سوریه فعلی بوده که ستون های یاد بود را به هزینه شخصی خود احداث و به شاهپور تقدیم کرده است و زمانی که شاهپور از آن بازدید نموده بسیار مورد توجه شاه قرار گرفته و به ابسای زر و سیم و بندگان و باغات بسیاری بخشیده است.

نذر کنید ف جواب میده:)

ستون های یادبود بیشابور

 

 

 ۶- پل بند شادروان : پل بند شادروان در شهرشوشتر بر روی شطیط احداث شده است. این پل بند از سنگ و ملات ساروج و در زمان شاپور اول ساسانی ساخته شده است.بقایای این پل بند هم اکنون در نزدیکی شوشتر وجود دارد.

در سفرنامه های بسیاری از شوشتر یاد شده‌است و نام شوشتر نیز در طول تاریخ جهان گیر بوده‌است. در متون تاریخی غرب (روم و یونان باستان) شوشتر را با Šurkutir می‌شناسند. همچنین در جهان عرب شوشتر را با نام «تستر» می‌شناسند. در بسیاری از اشعار کهن فارسی از دیبای شوشتر، پرند شوشتر و بهار شوشتر یاد شده‌است. همچنین شاهنامه فردوسی ماجرای ساختن سد شادروان شوشتر را در زمان شاپور اول ساسانی نقل می‌کند.

فردوسي در مورد چگونگي ساخت پل بند شادروان چنين مي گويد:

همي برد هر سو برانوش را                    بدو داشتي در سخن گوش را
يكي رود بد پهن در شوشتر                     كه ماهي نكردي بر او بر گذر
برانوش را گفت اگر هندسي                    پلي سازي ايندو خيال چون رسي
كه ما باز گرديم و اين پل بجاي                 بماند به دانايي رهنماي
برش كرده بالاي اين پل هزار                  بخواهي زگنج آنچه آيد بكار

 

در متون تاریخی بسیاری به این بند ( سد ) اشاره شده است منجله :

الف - ابن حوقل در صوره الارض می نویسد :

 " از آثار شوشتر شادروان است كه شاپور آنرا ساخته و بنايي است شگفت انگيز كه طول آن حدود 1 ميل و با آجر ساخته شده چنانكه جلوي آب را مي گيرد . و آب را تا باب شوشتر بالا مي آورد "

ب -احمد بن سهل البلخي معروف به ابوزيد سال 308 تا 309 :

 " و خوزستان سرزميني  است هموار كه درميان رود جاري است كه بزرگترين رود آن رود شوشتر است كه شاپور آنرا ساخته است نزديك دروازه شوشتر "

ج -تحفة العالم و ذيل التحفه مير عبداللطيف خان شوشتري :

مهندسان بعد از آن كه ترازوي آب را برآورد نمودند ديدند كه به سبب بسياري رودخانه و شدت آب ساختن شاذروان محال مگر آنكه  آب را اولا  به طرف ديگر جاري نمايند تا آب از رودخانه منقطع گردد بعد از ساختن شادروان آب را به اين طرف سير دهند و آن  را رخنه  ببندند و چنان كردند كه  از زير كوه مذكور الي بند قير دوازده فرسنگ كامل است و آب را بدان طرف گردانيدند تا شادروان تمام شود.

 د -آثار البلاد و اخبار البلاد (زكريا محمد بن محمد قزويني) قرن7 :

تستر يكي از شهرهاي اهواز است و جاي شهر در بلندي است و شاپور از دور سدي بر آب كرده كه مساحتش تقريبا تا شهر يك ميل مي باشد . اين سد پيرامون تستر رسيده سد شاپور بسيار شگفت انگيز است و سراسرش از ستونهاي آهني و بقيه از سنگهاي خارا و اگنه اش از ارزير مي باشد.

ذ -كتاب مراصد الاطلاع علي اسماء الامكنه والبقاع قرن 8 صفي الدين عبدالمومن بن عبدالحق بغدادي:

تستر شهريست بزرگ در خوزستان در شوشتر نهرهاي بزرگ قرار دارد كه شاپور پادشاه ساساني سدي برآن كرده از عجايب شگفت انگيز ترين ساختمانهاست و طول آن بسيار است

 

پل بند شادروان - دوره ساسانی/ شوشتر

 

۷-  پل بند میزان : بند ميزان يك بناي بسيار مهم در مجموعه بناهاي آبي تاريخي شوشتر است كه رودخانه كارون را به دو شاخه شطيط و گرگر تقسيم مي كند و پيشينه ساخت آن به دوران ساساني (شاپور اول ) باز مي گردد. اين بند با شماره 2331 در فهرست آثار ملي به ثبت رسيده است.

در متون تاریخی بسیاری از این بند ( سد ) یاد شده است منجمله :

 الف - در کتاب جهان گشاي نادري آمده است:

چون بند رودخانه شوشتر كه از بناهاي شاپور ذوالاكتاف است به سيلاب مرور دهور و قصور يافته بود. همت والاي كه در متانت ساد مسد سد اسكندري است به مرمت آن پرداخته است.

ب - ظفرنامه، شرف الدين علي يزدي

در سفر تيمور لنگ به خوزستان از كارون با نام هاي چهار دانگه ودو دانگه ياد مي كند كه اين خود نيز اشاره اي غير مستقيم به وجود بند ميزان باشد چرا كه تصور چهار  دانگه و دو دانگه بدون بند ميزان محال مي باشد.

ج- تذكره شوشتر، نوشته سيد عبدالله جزايري

در كتاب فوق پس از شرح ساخت شادروان با دستور شاپور ساساني توسط والريانوس قيصر روم مي گويد. بعد از آن رود گرگر را شكافيد و به همان دستور مسدود نمود و آب را باعمال بردند و باغ و بوستان را مجدداً‌ ساختند.

 

۱- بند میزان - دوره ساسانی/ شوشتر ۲- تصویر هوایی از موقعیت بند میزان

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 9:42  توسط آنتی پورپیرار  | 

پاسخ به پورپیرار - کاروانسرا در ایران ( بخش نخست )

از جمله یادگارهای پرارزش معماری ايران كاروانسراهاست كه از روزگار كهن به دلايل گوناگون و ارتباطی ، همچون جريانات اقتصادي ، نظامي ،جغرافيايي و مذهبي بنياد گرديده و در ادوار مختلف بتدريج توسعه و گسترش يافته اند.

عملكرد هاي گوناگونی كه كاروانسراها در گذشته بعهده داشته اند باعث شده درفرهنگ لغت نامهائي مانند: كاربات – رباط – ساباط – خان – اين Inn  به آنان داده شود كه در اصل داراي وظايف مشابهي مانند كاروانسرا های مرسوم بوده ولي از نظر خصوصيات و معماري هر يك داراي ويژگي هاي متفاوتی بوده اند .

در کتاب « راه و رباط » می خوانیم :

ساباط : این واژه که تقریباً به همه زبان های خاوری و باختری و آرامی و ایرانی و فرهنگی و تازی بکاررفته ، در زبان های ایرانی و منجمله فارسی ریشه کهن دارد جزء اول آن «سا» به معنی آسایش و جزء دومش پسوند نمودار ساختمان و بنا و آبادی و عمارت است . «ساباط» به کلیه بناهایی که به منظور آسودن به پا می شده چه در شهر و چه در بیرون شهر اطلاق می شده است .

با توجه به كار برد، توسعه و گسترش كاروانسراها در ايران، مي‎توان علل پيدايش كاروانسرا ها را نياز اساسي و حمايتی كاروانيان دانست . بنابراين بناهاي مشابهي كه با نامهاي مختلف احداث گرديده به احتمال زياد بهمين منظور وهدف بوده است .

كلمه كاروانسرا مشتق از كاروان – كاربان، بعضي گروه مسافران (قافله ) كه دسته جمعي مسافرت مي كنند و سراي به معني خانه و مكان است. هر دو كلمه كاروان و سراي مشتق از پهلوي ساساني يعني فارسی ميانه است . چنانکه در فرهنگ لغات و ساير منابع ادبي نامهاي كاروان خانه – كاروان گاه كاروان گه بعضي كاروانسرا مورد استفاده قرار گرفته است .


بنابراين ميتوان احداث كاروانسراها بناهاي مشابه را به هر دليلي كه در مسير جاده ها ساخته شده اند محلي براي استراحت و حمايت كاروانيان دانست .

برطبق منابع تاريخي ، بنياد كاروانسراها در ايران از زمان هخامنشي آغاز مي شود : هردوت مورخ يوناني در كتاب پنجم خود از ساختمانهايي گفتگو مي كند كه توسط هخامنشيان بين شوش و سارد ساخته شده بود ، هردوت از يكصد و يازده بناي شبيه كاروانسرا (چاپارخانه) نام مي برد كه در فاصله حدود 2500 كبلومتر بين پايتخت هخامنشي و سارد بنا گرديده بود و كاروانيان اين فاصله را در طي سه ماه طي مي كردند .

ازدياد توقفگاه ها يا كاروانسراها در گذشته براي راههاي ارتباطي ، جريان اقتصادي كشور كه مورد توجه و علاقه حكومت بوده، مي باشد . مطالعه راههاي ارتباطي و جاده هاي بازرگاني و نظامي و نتايج تحقيقات و كاوشهاي باستان شناسي معلوم مي دارد كه از گذشته دور نياز وافري به ايستگاه هاي بين راه و امنيت و رفاه كاروانيان احساس مي شده است.

در دوره طولاني سلسله اشكانيان در نجد ايران و حوزه نفوذ و اقتدارشان يعني ازشرق (استپ آسياي مركزي ) تا منطقه تحت نفوذ آنان در غرب يعني بين النهرين، ايستگاه هاي ارتباطي و كاروانسرا هائي وجود داشته است . با مقايسه قلاع و شهرهاي اشكاني كه اخيرا در دشت گرگان شناخته شده مي‎توان گفت احتمالا كاروانسراهاي آن زمان از خشت و آجر بوده و بصورت مربع و مستطيل بنا گرديده و بر طبق شيوه معماري آن زمان داراي ايواني بوده كه محور اصلي بنا تلقی شده و از پشت ايوان قضاي باز حياطي شكل وجود داشته و اطاقها واطراق گاه در اطراف حياط ساخته مي شده است .

در دوره ساساني اهميت زيادي به ايجاد راهها و همچنين امنيت جاده ها داده شده ، از جمله اين كاروانسراها مي توان كاروانسراي دروازه گچ ، كنار سياه در استان فارس ، دير گچين و رباط انوشيرواني را در امتداد جاده ابريشم نام برد.

در دوره اسلامي تحولات چشمگيري در احداث كاروانسراها بوجود آمد و درارتباط با مسائل اقتصادي ،مذهبي و نظامي احداث اينگونه بناها وارد مرحله جديدي شد و شكل تازه اي بخود گرفت .

منابع تاريخی و سفر نامه ها آگاهي مختصري در مورد كاروانسراهاي اوايل اسلام بدست مي دهد . از جمله در سفر نامه ناصر خسرو مي خوانيم :

« به هنگام اقامت او در اصفهان در يك كوي شهر 200 صرافي و 50 كاروانسرا بوده است»

 ابن حوقل درباره نيشابور مي نويسد :

« در اين شهر كاروانسرا هاي زيادي وجود دارد كه در آن همه گونه مال التجاره ياقت مي شود.»

اهميت كاروانسرا ها در آن زمان بسيار زياد بوده تا جائيكه ناصر خسرو بهنگام مسافرت از نائين به طبس مي نويسد :

« ما به رباط زبيده رسيديم كه داراي آب انبار بود . بدون اين كاروانسرا و آب هيچكدام قادر به گذشتن از بيابان نبوديم».

به اين ترتيب با مطالعه سفرنامه ها ، اهميت فراواني كه كاروانسراها بويژه كاروانسراهاي بياباني در گذشته داشته اند به خوبي روشن مي شود .

در دوره سامانيان ، آل بويه ، آل زياد و غزنويان احداث بناهاي عام المنفعه منجمله كاروانسراها رونق زيادي گرفت . از يادگارهاي آن زمان رباط چاهه يا ماهي است . كه ويرانه هايش در كنار جاده خراسان هنوز به چشم مي خورد .

در زمان حكومت سلجوقيان بويژه در دوره ملكشاه ، آلب ارسلان، سلطان سنجر ، و صدارت خواجه نظام الملك احداث بناهاي مذهبي و غير مذهبي توسعه فراوان يافت .

ايجاد راههاي جديد و همچنين تامين امنيت جاده ها باعث روز افزوني تجارت و اقتصاد شد و در نتيجه در مسيرجاده هاي كارواني براي آسايش كاروانيان كاروانسراهاي متعددي احداث گرديد . شيوه و سبك معماري بناهاي مذهبي اين دوره مانند مساجد و مدارس الگوي جالبي براي بنياد ديگر بناهاي سلجوقيان شد و رباط ها و كاروانسراهاي اين دوره عموما همانند مساجد با پلان 4 ايواني احداث گرديد.  رباط يا كاروانسراي شرف يكي از زيباترين يادگارهاي آن دوره است كه پس از يك هزار سال از زمان بنياد آن در بياباني تقريبا خشك محل آسايش و استراحتگاه موقتي براي مسافران است.

با حملات مغول مدتي فعاليت ساختماني در كليه شهر ها متوقف گرديد ولي با تاسيس سلسله ايلخانيان بتدريج احداث بناهاي مذهبي و غير مذهبي رونق گرفت .

در اين زمان براي توسعه تجارت و اقتصاد ، به راه و راهداري توجه زيادي مبذول گرديد .

در زمان ايلخانيان فعاليت معماري ، توسعه راهها و رونق تجارت و اقتصاد مرهون زحمات و تلاش فراوان خواجه رشيدالدين فضل الله در ايجاد و كاروانسراها در مسير راهها و شهر ها و زحمات بسيار كشيده .

ماركوپولو به هنگام مسافرت يزد – كرمان مي نويسد : « يزد شهر بزرگي است …….. ساكنين آن مسلمانند در صورتيكه بخواهند از شهر خارج شوند بايد هشت روز تمام از صحرائي بگذرند كه در آن سه محل براي اطراق مسافران بوده است.»

عصر طلايي و شكوفائي احداث كاروانسراهاي زيبا از زمان صفوي آغاز مي شود . رونق تجارت داخلي و خارجي و اهميت دادن به راهها و شهرهاي زيارتي باعث اين گرديد كه بنياد كاروانسرا ها و معماري و تزئينات معماري تحولات جديدي را آغاز نمايد .

حكمرانان صفوي در پايتخت و واليان در شهرستان ها كوشش فراواني در ايجاد و توسعه اين بناي عام المنفعه انجام دادند و ايجاد جاده هاي بزرگ و دريايي منجر به صدور كالاهاي تجارتي ايران به كشور هاي اروپائي در غرب و چين و هندوستان در شرق گرديده  است.

در مسير جاده هاي زميني، كاروانسراهاي زيادي احداث شد اين جاده با سنگ مفروش و در بعضي نقاط با پله هاي زيبا ساخته شد . آثار اين جاده در نقاط شمالي كشور و راهنماي كويري هنوز بچشم مي خورد انساب احداث 999 كاروانسرا به شاه عباس گر چه بنظر اغراق آميز مي نمايد ولي از طرفي اهميت بنياد كارونسرا ها را در آن دوره باز گو مي كند .

  

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آذر 1385ساعت 15:52  توسط آنتی پورپیرار  | 

مطالب قدیمی‌تر