تطابق ماجرای پوریم وارده در کتاب استر با ادعاهاي پورپیرار
ناصر پورپیرار مدعی است در ماجرای پوریم ( که بنا به گفته بخش استر کتاب تورات مربوط به دوره حاکمیت خشایارشاه و بنا به قول پورپیرار مربوط به دوره حکومت مشترک !!! خشایارشاه و داریوش است ) تمامی ساکنین ایران زمین از طفل شیرخواره تا مردان و زنان کهنسال از دم تیغ گذرانده شده اند و به درازای 12 قرن !!! سرزمین ایران از سکنه بومی خالی شده است.
در این مقاله به بررسی علت این بنا بقول پورپیرار نسل کشی سراسری !! از زبان بخش استر کتاب تورات بعنوان تنها منبع تاریخی که به این ماجرا اشاره نموده است پرداخته می شود ( کتابی که پورپیرار مدعی است مطالب آن و سایر بخشهای تورات منضبط و به نحو حیرت آوری منطبق با حقایق تاریخی است )
کتاب تورات / بخش استر / توطئه هامان :
5 وقتي هامان فهميد كه مردخاي از تعظيم نمودن او امتناع ميورزد، خشمگين شد؛ 6 و چون دريافت كه مردخاي يهودي است تصميم گرفت نه فقط او را بكشد، بلكه تمام يهودياني را نيز كه در قلمرو سلطنت خشايارشا بودند، نابود كند.
از همین آیه 5 بخوبی نمایان می گردد که برخلاف ادعاهای پورپیرار، به هیچوجه پادشاهان هخامنشی به دین قوم یهود نگرویده و دست نشانده و مزدور آنان نبوده اند . زیرا می بینیم که وقتي یکی از درباریان هخامنشی ( هامان ) فقط بخاطر يك كدورت شخصي تصمیم می گیرد تمام یهودیانی را که در قلمرو حاکمیت هخامنشیان می زیسته اند از بین ببرد، پادشاه هخامنشي خیلی عادی با او همراهی می کند.براستي آیا اگر پادشاه خود یهودی و يا گماشته يهود بود هامان بخود جرات می داد چنین نقشه ای را با وي در ميان بگذارد؟
ادامه کتاب :
7 در سال دوازدهم سلطنت خشايارشا در ماه نيسان كه ماه اول سال است، هامان دستور داد قرعه (كه به آن «پور» ميگفتند) بياندازند تا تاريخ قتل عام يهوديان معلوم شود. قرعه روز سيزدهم ماه ادار يعني ماه دوازدهم را نشان داد.
8 سپس هامان نزد پادشاه رفت و گفت: « قومي در تمام قلمرو سلطنتيتان پراكندهاند كه قوانينشان با قوانين ساير قومها فرق دارد. آنها از قوانين پادشاه سرپيچي ميكنند. بنابراين، زنده ماندنشان به نفع پادشاه نيست.
در این بخش از كتاب استر کاملا مشهود است که هامان چگونه در زمان سلطه یک پادشاه هخامنشی ( که در صورت پذیرش ادعای ناصر پورپیرار مي باید او را پادشاهی با نظريات افراطی در حمايت از یهود ببینیم ) برای قتل عام یهودیان قرعه می اندازد و با آسودگی خیال نزد پادشاه می رود و ضمن در ميان گذاشتن مقصود خود، به وی خط می دهد که این قوم از قوانین شما سرپیچی می نمایند و زنده ماندنشان به نفع حضرتعالي و حكومتتان نیست !!!
براستی اگر پادشاه خود از همکیشان و حامیان قوم يهود بود، سخن هامان مبنی بر سرپیچی این قوم از قوانین پادشاه مضحک نمی نمود؟ زیرا طبعا قوانین پادشاهی که کمر به خدمت یهود بسته است و آنان نيز متقابلا پشتوانه های مالی و سیاسی لازم را برای بقای سلطنت او تامین می کنند ، در راستای منافع قوم یهود طراحی و تنظیم می شده است ، لذا سرپیچی از این قوانین آنهم از طرف ذينفع هیچ منطقي بدنبال نداشت.
علاوه بر اين چگونه می توان منطقا پذيرفت که پادشاهی هم کیش و مزدور قوم یهود چنین به سادگی تمام بپذیرد که كليه حامیانش باید نابود گردند و مرده آنان از زنده اشان سودمندتر است !!!!
آیا خنده دارتر از این استدلال ، استدلالی می توان تصور کرد؟!!
ادامه کتاب :
9 اگر پادشاه را پسند آيد فرماني صادر كنند تا همه آنها كشته شوند و من ده هزار وزنه نقره بابت هزينه اين كار به خزانه سلطنتي خواهم پرداخت.»
10 پادشاه انگشترش را بيرون آورده به هامان كه دشمن يهود بود، داد و گفت: 11 « اين قوم و داراييشان در اختيار تو هستند، هر طور صلاح ميداني با آنها عمل كن.»
جالب است !! تصور کنید پادشاهی که بقول ناصر خان پورپیرار، جزو سلسله دست نشانده یهود ( هخامنشیان ) است انگشترش را به شخصی که دشمن یهود است ( هامان ) بدهد و بگوید : این قوم و دارایی شان در اختیار تو هستند ، هر طور که صلاح می دانی با آنها عمل کن !!!!
اگر یک هم مسلک و دست نشانده یهود چنین است پس یک دشمن یهود چگونه می تواند باشد که چنین بی محابا رای به قتل عام همه هم دینان خود آنهم بدون اقامه هیچ عذر و بهانه روشن و اثبات شده ای و بدون هیچگونه مشورتی با لابي حاميان خود ( بزرگان یهود ) می دهد.
ادامه کتاب :
12 پس در روز سيزدهم ماه اول، هامان منشيهاي دربار را احضار نمود. آنها به دستور هامان نامههايي به خطها و زبانهاي رايج مملكت براي حاكمان، استانداران و مقامات سراسر مملكت نوشتند. اين نامهها به اسم پادشاه نوشته و با انگشتر مخصوص او مهر شد.
13 و بوسيله قاصدان به تمام استانها فرستاده شد، با اين دستور كه بايد تمام يهوديان، زن و مرد، پير و جوان در روز سيزدهم ماه ادار قتل عام شوند و دارايي آنها به غنيمت گرفته شود. 14 محتواي اين نامهها ميبايست در هر استان به اطلاع تمام مردم ميرسيد تا همه در روز تعيين شده آماده شوند.
بله جناب پادشاه یهودی مسلک ناصر خان پورپیرار ، انگشتر خود را به راحتی هر چه تمامتر در اختیار جناب هامان قرار می دهد تا او بتواند فرمان قتل عام سراسری هم دینان پادشاه را با ضرب مهر معظم له !! مشروعیت قانونی بخشد و حتی اجازه بخشد تمام دارایی های آنان را نیز به غنیمت برند.
آیا اینها همه نشانه های روشنی بر ابطال محض نظریه ناصر پورپیرار مبنی بر مزدور یهود بودن سلسله هخامنشیان نیست؟
ادامه کتاب :
درخواست كمك از استر
«11تمام مردم اين مملكت ميدانند كه هر كس چه زن و چه مرد اگر بدون احضار از جانب پادشاه، وارد تالار مخصوص او بشود، طبق قانون كشته خواهد شد، مگر اينكه پادشاه عصاي سلطنتي خود را بطرف او دراز كند. حال بيش از يك ماه است كه پادشاه مرا احضار نكرده است تا شرفياب شوم.»
12 وقتي هتاك پيغام استر را به مردخاي رساند، 13 مردخاي در جواب گفت كه به استر چنين بگويد: «خيال نكن وقتي تمام يهوديان كشته شوند، تو در كاخ سلطنتي جان سالم بدر خواهي برد!
این دو آیه به روشنی بازگوکننده این حقیقت است که به هیچوجه خشایارشاه نمی توانسته خود یهودی و یا دارای ارتباطاتی با یهود باشد. زیرا انگشتر خود را در اختیار فردی قرار داده بود تا زیر حکمی را امضاء کند که متعاقب آن همه یهودیان ( حتی ملکه استر ) نیز از دم تیغ گذرانده می شدند . بدیهی است در این بین اگر خشایارشاه خود یهودی مسلک بود نیز جزو قربانیان محسوب می گردید که طبیعتا وی بدست خود حکم کشته شدن خود را امضاء نمی نمود.
ادامه کتاب :
ابطال حكم هامان
خشایارشاه در این آیه خطاب به ملکه استر از لفظ : شما یهودیان ، استفاده می کند و این خود بخوبی نمایانگر اینست که اعتقادات و مشی فکری او با یهودیان یکسان نبوده است و نمی توانسته مزدور یهود باشد.
ادامه کتاب :
8 اما حكمي را كه به نام پادشاه صادر شده و با انگشتر او مهر شده باشد نميتوان لغو كرد. ولي شما ميتوانيد حكم ديگري مطابق ميل خود، به نام پادشاه براي يهوديان صادر كنيد و آن را با انگشتر پادشاه مهر كنيد.»
9 آن روز، بيست و سوم ماه سوم يعني ماه سيوان بود. منشيهاي دربار فوري احضار شدند و فرماني را كه مردخاي صادر كرد، نوشتند. اين فرمان خطاب به يهوديان، حاكمان، مقامات مملكتي و استانداران 127 استان، از هند تا حبشه، بود و به خطها و زبانهاي رايج مملكت و نيز به خط و زبان يهوديان نوشته شد.
در آیه 8 می خوانیم که خشایارشاه هرگز حاضر به ابطال حکم قتل عام یهودیان نشد بلکه اجازه داد که مردخای حکم دیگری مبنی بر اجازه دفاع یهودیان از خود در زمان اجرای فرمان قبلی را با انگشتر او مهر نماید. لذا اجازه اعطایی او به یهودیان اجازه ای مشروط بوده و تحقق آن منوط به شروع تهاجم به یهودیان بوده است.
پس در این میان دو گروه قصد قتل عام یکدیگر را نموده بودند و برخلاف نظر پورپیرار توطئه ای از پیش طراحی شده جهت نابودی کلیه دست آوردهای مردمان شرق میانه ابدا مطرح نبوده است.
ادامه کتاب :
10 مردخاي فرمان را به نام خشايارشا نوشت و با انگشتر مخصوص پادشاه مهر كرد و به دست قاصداني كه بر اسبان تندرو پادشاه سـوار بودند به همه جا فرستاد
11 اين فرمان پادشاه به يهوديان تمام شهرها اجازه ميداد كه براي دفاع از خود و خانوادههايشان متحد شوند و تمام بدخواهان خود را از هر قومي كه باشند، بكشند و دارايي آنها را به غنيمت بگيرند.
12 روزي كه براي اين كار تعيين شد، همان روزي بود كه براي قتل عام يهوديان در نظر گرفته شده بود، يعنيسيزدهم ماه دوازدهم كه ماه ادار باشد.
آیه 11 نیز تاکیدی دوباره بر مردود بودن نظریه پورپیرار در خصوص توطئه از پیش طراحی شده توسط قوم یهود برای کشتار کلیه ساکنین شرق میانه است. زیرا کتاب به صراحت می گوید فرمان پادشاه به یهودیان فقط منحصر به اجازه دفاع از خود و خانواده هایشان در مقابل هجوم بوده است و بس.
ادامه کتاب :
17 فرمان پادشاه به هر شهر و استاني كه ميرسيد، يهوديان آنجا غرق شادي ميشدند و جشن ميگرفتند. در ضمن بسياري از قومهاي ديگر به دين يهود گرويدند، زيرا از ايشان ميترسيدند.
این آیه بخوبی روشن می کند این نظر پورپیرار که تمامی ساکنین سرزمین ایران در اثر حادثه پوریم از بین رفتند کذب محض است. زیرا آیه به صراحت بیان می دارد که بسیاری از قوم های غیر یهود ساکن در ایران ( از هند تا حبشه ) بطور ظاهری و از روی ترس، به دین یهود گرویدند و از خطر مصون ماندند.
نتیجه دیگری که از آیه قابل استنباط است اینست که طبعا همین اقوامی که برای حفظ جان و مال خود حاضر شدند حتی بطور مصلحتی به کیش یهود درآیند منطقا هرگز حاضر نمی شدند پس از نجات یافتن از کشته شدن و دفع شر ، ناگهان بی هیچ عذر و بهانه ای تمام دارایی هایشان را باقی گذاشته و سرزمین خود را ترک کنند.
ادامه کتاب :
استيلاي يهوديان بر دشمنان
29 در ضمن، ملكه استر با تمام اقتداري كه داشت نامه مردخاي را درباره برگزاري دايمي مراسم پوريم تأييد كرد. 30و31 علاوه بر اين، نامههاي تشويقآميز ديگري به تمام يهوديان 127 استان مملكت پارس نوشته شد تا به موجب فرمان مردخاي يهودي و ملكه استر، يهوديان و نسلهاي آيندهشان ايام «پوريم» را همه ساله نگهدارند. يهوديان روزه و سوگواري اين ايام را نيز به جا ميآوردند.
در این آیات نیز می خوانیم که برخلاف نظر پورپیرار، نه تنها پس از پوریم سرزمین ایران ( 127 استان پارس از هند تا حبشه ) خالی از سکنه نشد و کسی این سرزمین را به سمت خزران !!! ترک نگفت بلکه دستور داده شد ساکنین این استانها همه ساله به مناسبت پیروزی و ابقایشان جشن برگزار کنند.
