پاسخ به سخنان موهوم ناصر پورپیرار در خصوص مسجد و مسجدسازی در ایران
ناصر پورپیرار که قبلا ادعا می کرد سرزمین ایران از زمان حادثه پوریم تا زمان ورود مسلمین به آن ، خالی از سکنه بوده و برای اثبات این نظرعدم وجود آثار حتی یک مسجد جامع مربوط به قرون یکم تا چهارم هجری قمری دراین سرزمین را شاهد مدعای خود قرار می داد:
... خالی بودن مطلق ایران از آدمی را در طلوع اسلام پیش هر چشم نابینا نشده ای می آورد و یا مکمل آن، که به اندیشیدن در این باب دعوت می کند که چرا شهرهای ایران تا قرن پنجم فاقد مساجد جامع بوده و برخی شهرها مسجد جامع را در قرن هشتم و نهم و دهم و یازدهم ساخته اند، پاسخی ندارند، زیرا اصولا پاسخی برای این سئوالات اصلی و عظیم جز پذیرفتن وسعت آدم کشی یهودیان در ماجرای پلید پوریم وجود ندارد...(ستون پیامهای وب لاگ صبر و حق / ناصر پورپیرار/ جمعه 14 مهر1385 ساعت: 12:36 )
پس از چندی بطور کل منکر وجود هرگونه جنبنده ای در این سرزمین تا زمان ظهور صفویان !! شد:
اقدام و اجرای بی رحمانه ی پروژه ی پوریم، به طور کامل، هستی و حیات بومیان کهن ایران را به گونه ای برچید، که نخستین آثار تجمع و تحرک و تولید و تمدن دوباره در این سرزمین را، بیش از دو هزار سال پس از ان اقدام پلید و به زمان صفویه شاهد شویم (پورپیرار/مدخلی بر ایرانشناسی بی دروغ و بی نقاب۴۶ مورخ۱۰/۱/۸۶
و بنا به عادت مالوف بطور کامل از یاد برد که خود حضرت ایشان تا چندی پیش ( ۶ ماه قبل ) تاکید فراوان داشت که قدیمیترین مسجد جامع ایران به قرن پنجم هجری قمری متعلق است. حال چگونه ممکن است ظرف ۶ ماه نخستین آثار تجمع و تحرک و ... این سرزمین را به طرفه العینی از قرن پنجم هجری قمری به حوالی قرن دهم هجری قمری منتقل نمود!! والله علم
این مقاله پاسخ جامعی است به ادعای های سبکسرانه و غیر تخصصی وی در خصوص تاریخچه مسجد و مسجدسازی در ایران، ادعاهایی که با خوشبینی تمام می توان گفت بیشتر ناشی از بی اطلاعی محض نویسنده ( ناصر پورپیرار ) از سبک های مختلف معماری در ایران ( بالاخص سیر تحول فرم مساجد )است .
می دانیم " چهار تاقی" در معماری ایرانی، نامی است کلی برای یکی از فرمهای مهم و بنیادینی که در تکامل این معماری نقشی اساسی داشتهاست. نام "چهار تاقی" تا حدی روشنگر فرم آن نیز هست. "چهارتاقی" به بنایی چهارگوش گفته میشود که روی چهار پایه یا دیوار محیطی آن قوسها یا گوشوارههایی قرار دارد که به گنبد منتهی میشوند.

پلان و طرح آتشکده نیاسر- کاشان
پس از به وجود آمدن تکنیک گنبدسازی و پس از آن که معماران ایرانی توانستند پلانهای مربع را به دایره تبدیل کنند، استفاده از فرم چهارتاقی مرسوم شد. در دوره ساسانی، چهارتاقیها به طور گسترده مورد استفاده قرار میگرفتند. در حقیقت چهارتاقی به یک "واحد" معماری تبدیل شد که میتوانست به صورت مجزا و یا در ترکیب با چهارتاقیها و عناصر دیگر در یک ساختمان مورد استفاده قرار بگیرد.

آتشکده نیاسر
چهارتاقیها/ آتشکده ها :
- چهار تاقی ها الگو گرفته از آتشگاههای هخامنشی می باشند.
- چهارتاقی یک تقارن مرکزی دارد که دارای 4 جرز و 4 اتاق می باشد که هر اتاق بین دو جرز قرار دارد.
الگوهای چهار تاقی ها :
1- تک چهار تاقی
2- چهار تاقی + یک راهرو در اطراف آن ( مرد گَرد )
3- آتشکده + مرد گرد + اتاقی در کنار آنها
4- آتشکده + مرد گرد + اتاق (ها) + میانسرا

پادیاو : فضاهایی در کنار فضاهای دینی بودند که مردم پیش از رفتن به آتشکده خود را در آنجا می شستند . فضاهایی که از سطح زمین پایینتر هستند ونیز شکل هندسی خاصی ندارند .
الگوهای ساماندهی فضایی در معماری پیش از اسلام :
۱- تالار = اتاق کشیده
۲- تالار ستوندار
۳- رواق = گذرگاه سرپوشیده ستوندار
۴- ایوان= یک یا ۲ یا ۳ طرف آن به بیرون باز است و در طبقه همکف قرار می گیرد
۵- گنبدخانه
۶- میانسرا= حیاط مرکزی
۷- سکو
۸- ستاوند = ایوان ستوندار
۹- میاندار= فضای واسط
از آنجا که طرح و نقشه آتشکدههایی که از دوران ساسانی برجای مانده است، همین طرح چهارتاقی است، بسیاری اصطلاح "چهارتاقی " را برای مشخص کردن آتشکدهها نیز به کار میبرند. در حالی که چهارتاقی به عنوان یک عنصر یا واحد معماری، میتواند در هر ساختمانی به کار رود. با این حال بیشترین نمونههایی که از دوران ساسانی از چهارتاقی برجای مانده است، مربوط به آتشکدههاست.
خالصترین فرمهای چهارتاقی را میتوان هم اکنون در چهارتاقی نیاسر کاشان، فیروز آباد، نطنز و بیشاپور یافت. آتشکده نیاسر را که در نزدیکی کاشان قرار دارد برخی منسوب به دوران اردشیر بابکان میدانند و برخی دیگر احتمال میدهند قدمت آن به دوران اشکانی نیز برسد.
اما همان طور که گفته شد، این فرم معماری فقط مختص آتشکدهها نبوده و در ساختمان کاخها و قلعهها نیز نمونههای آن را مشاهده میکنیم. به عنوان مثال در کاخ فیروز آباد، ردیفی از سه تالار با فرم چهارتاقی در کنار یکدیگر بنا شدهاند. یا در مثالی دیگر از کاخ دامغان، فرم خالص چهارتاقی، یعنی گنبدی روی چهار ستون با دروازه باز مشاهده میشود.

« دگردیسی پس از اسلام »
قابلیت بالای چهارتاقی برای فضاسازی در دورههای بعدی نیز مورد استفاده قرار گرفت. شواهد زیادی در دست است که تعداد زیادی از چهارتاقیها، بعد از حمله اعراب به ایران و پس از اسلام، به مسجد تبدیل شدند. در حقیقت چهارتاقیها، هسته اصلی و تالار اصلی مساجد را تشکیل دادند، با این تفاوت که دیوار رو به قبله چهارتاقی مسدود شد و محراب در آن جای گرفت.
در تاریخ معماری ایران، مسجد جامع ایزدخواست، یکی از مشهورترین مثالهای تبدیل یک چهارتاقی ساسانی به مسجد اسلامی است. این مسجد در زلزله سال ١٣١۵ از بین رفته است اما بنابر گزارشها و تحقیقات ماکسيم سیرو، معمار و باستان شناس فرانسوی، این بنا جزو آتشکدههایی است که به مسجد تبدیل شدهاند.

گنبد تاج الملک- مسجد جامع اصفهان
در مسجد تاریخانه دامغان نیز این سنت معماری ساسانی تداوم پیدا کردهاست. تاریخانه دامغان را یکی از کهنترین مساجد ایران و مربوط به قرن دوم هجری قمری میدانند. به غیر از سیستم تاقهای این مسجد، ستونهای آجری آن نیز با کاخ ساسانی تپه حصار دامغان کاملا قابل مقایسه است.
فرم "چهارتاقی" را در مقبره امیر اسماعیل سامانی در بخارا نیز مشاهده میکنیم که از ابتدا با پیروی از این الگو ساخته شد. این آرامگاه به الگو و نمونه بسیاری از بناهای آرامگاهی در ایران تبدیل شد.

گنبد نظام الملک. عکس از وبلاگ "پایتخت فرهنگی جهان اسلام"
در جریان تحول معماری مساجد در ایران و دور شدن از سبک مساجد شبستانی و نزدیک شدن به گونه مساجد ایوان دار و گنبدخانه دار، باز هم چهارتاقی نقش مهمی را برعهده داشت. دو گنبد مهم در مسجد جامع اصفهان (مسجد عتیق) را نیز میتوان تکامل فرم چهارتاقی به حساب آورد. گنبدهای تاج الملک و نظام الملک مربوط به قرن پنجم هجری و دوران سلجوقی هستند و احداث آنها به دو وزیر ملکشاه سلجوقی مربوط میشود.
تاثیری که فرم چهارتاقی در ساخت این دو گنبد برجای گذاشته، برخی را به این اشتباه انداخته بود که شاید اینها نیز آتشکدههایی از دوره ساسانی باشند که پس از اسلام به مسجد تبدیل شدهاند؛ اما کتیبههای دور گنبد که به سال ساخت و بانی آن اشاره دارند جای هرگونه تردیدی را از بین میبرند.

مسجد کاج. عکس از وبلاگ "پایتخت فرهنگی جهان اسلام"
مثال دیگری از تشابه فرم معماری مساجد با چهارتاقیها مسجد کاج در حوالی اصفهان است. این مسجد که از آثار قرن هشتم هجری است و در کرانه شمالی زاینده رود واقع شده یک چهارتاقی عظیم گنبد دار است که از سه ضلع خود با بیرون مرتبط است و در دیوار جنوبی آن مهراب قرار دارد.
"چهار تاقی"ها را یکی از بنیادی ترین فرمهای معماری ایرانی به حساب میآورند که در گذر سالیان در بناهایی با کاربریهای گوناگون به کار رفتهاند و معماران هر دوره با توجه به نیازهای روزگار خود در آن ابداعاتی به وجود آوردهاند.
« انگاره چهار گانگی ، نمودی از تحقق تفکر به عمل در فضا »
انگاره چهارگانگی فضا ، شکلی نهادینه در نمود های فرهنگی ایران می باشد . در آئین باستانی زرتشت ، گذشته از آتش که جایگاه والای آسمانی داشت همواره بر پاکیزه نگه داشتن زمین ،آب و هوا سفارش شده است.
یکی از علتهای استودانها و عدم خاکسپاری مردگان را همین احترام به عناصر چار گانه میتوان دانست. آنچه مسلم است در ائین زرتشت این چهار عنصر را در فضایی احساس می کردند که آنرا تحت نفوذ خداوند می دانستند که بعدها همین نوع نگرش را اندیشمندان ایرانی توانستند بعد از ورود اسلام به ایران در فرهنگ غالب جدید وارد و نمود بخشند، به نحوی که ثمرات آن را می توان دید . معماری یکی از چشمگیر ترین ،گستره آشکار سازی این بنیانها انگارگانگی در زندگی آدمی است .
چلیپا شکلی آغازین از درک مفهومی فضا در معماری و فرهنگ ایرانیان است که با چهار بازوی مساوی و گوی و مرکز آن نشان از عدالت به چهارسو و جهت زمین در شمال ، شرق ، غرب و جنوب است که تحت وحدانیتی که در مرکز آن است و اشاره به سوی آسمان دارد درواقع نمادی از آسمان است که ترسیم کننده وجود فضایی ذات الهی نیز می باشد؛ ایرانیان بر اساس و پایه این تفکرروی به سوی چهارگانگی در درک وآفرینش فضایی نمودند که چهار تاقی ها نمود های بسیار کهن آن می باشد، که بعدها با نمودهای چهار باغی، چهار ایوانی و میدان دیده شده که درآنها ایجاد چهار جهت تحت عنوانهای ورودی، ایوان ،عرصه ،مسیر و یا نمایش چهارعمارت اصلی و در مرکز با نمودی از آب یا آتش به تشریح این تفکر و بازنمود آن در معماری پرداختند.
تجلی فضا به شکل گوهری در مرکز چلیپا در معماری ایران وارد گردید که برای این کار برای نخستین بار فضای مربع را به دایره تبدیل نمودند که نمادی از گنبد آسمان باشد که در اشکالی همچون بناهای چهار ایوانی با احساس این فضا به انسان به طرح آن پرداخته اند.
همان طور که می دانیم میادین ایران تا قبل از دوره معاصر به صورت چهار ضلعی منتظم بودند که کلمه square که امروزه در اروپا تحت عنوان میدان کاربرد دارد همان کلمه مربع می باشد که سیاحان غربی با توجه به میادین ایرانی که بیشتر چار گوش بوده انتخاب کرده اند.
« فرم در آفرینش فضایی »
فرم را می توان زبان فضا دانست چرا که آنچه را معماران در فضا می خواهند بیان کنند را با توجه به فرم بیان می کنند به همین دلیل فرم دارای اهمیت ویژه ای در آفرینش فضا ست.
خصیصه اصلی هر معماری را می توان تولید فضا برای زندگی تعریف نمود و مسلما درک هر فضا با توجه به تفکرات فرهنگی و اعتقادی هر منطقه، متفاوت است که در واقع این فضا ها را فرمهایی تشکیل می دهند که بتوان آنها را مکان نامید تا از طریق مکان به درک فضا نائل آیند. در واقع پیدایش فرم در معماری را می توان در رابطه مستقیم فرهنگ و اعتقاد مردم دانست که تحت اشکال ، جهت ، رنگ و جنسیت خاصی تعریف می گردد که با کمک این چهار عامل، موفق به نمود فضا در بعد فیزیکی و کلید ورود به فرهنگی ست که این فضا را تولید می کنند.
در واقع فرم را می توان نمود فیزیکی تفکرات و سنت انسانهایی دانست که به تولید فضا اقدام نموده اند پس با درک درست از فرم تولید شده می توان به درک صحیح فضا نزدیک شد.






