<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>حق و صبر </title>
<link>http://naria2.blogfa.com/</link>
<description>پاسخ به ناصر پورپیرار</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 01 Nov 2009 07:56:40 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>بررسی اسناد پوریم شناسی پورپیرار ( قسمت بیست و ششم )</title>
<link>http://naria2.blogfa.com/post-182.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ناصر پورپيرار در مقاله مدخلي بر ايران شناسي بي دروغ و بي نقاب 73 به موضوع قلمدان سازي در ايران پرداخته و  كوشيده به خوانندگان مقالات خود چنين القاء سازد كه چون هيچ قلمدان داراي تذهيب، تشعير، مينياتور، خطاطي و ترصيع مربوط به ماقبل دوره صفويه  در ايران يافت نگرديده است پس انبوه دانشوران و شاعران و مفسرین و مورخین و صاحب نظران ایرانی پیش از عهد صفویه جعلي و دروغين مي باشند. فلذا اين موضوع نشانه ديگري است بر اثبات اين ادعا كه تا پیش از ظهور صفویه بمدت 2200 سال نشانه های هستی بومی و روابط اجتماعی، در هیچ عرصه ی اقتصادی و سیاسی و فرهنگی ايران دیده نمی شود .&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff99&quot;&gt;و اینک فقط یادآور می شوم که ساخت قلمدان ها در ایران، از سده ی دوم تسلط صفویه آغاز می شود،....... بدین ترتیب و با این همه، مورخ می پرسد مگر انبوه دانشوران و شاعران و مفسرین و مورخین و صاحب نظران ایرانی پیش از عهد صفویه، از فردوسی و بیرونی و خوارزمی تا ابن سینا و عطار و خیام و حافظ و سعدی و مولانا و بیهقی و غیره، به قلمدان نیاز نداشته اند و به کدام سبب در این سرزمین ابزار نگارش با هر شمایل و ترکیب و فن و ترفندی که باشد، از دوران ماقبل صفویه نیافته ایم؟ اگر دورتر از اواسط صفویه قلمدانی نبوده، پس از دو حال خارج نیست: یا قلم به دست و محتاج ابزار نگارشی ظهور نکرده و یا دانش تربیت استادان و سازندگانی در این فنون ظریفه نداشته ایم. حاصل هر دوی این موارد برابر است: ایران پیش از صفویه فاقد هستی اقتصادی و سیاسی و فنی و فرهنگی است. ( ناصر پورپیرار دوشنبه هجدهم تیر ۱۳۸۶ )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; مي دانيم با ظهور اسلام، استفاده از قلمدان براي كارهاي تحريري معمول گشت و در مدرسه ها، مكتب خانه ها و مراجع ديواني مورد استفاده قرار گرفت.  قلمدان که پيش از ظهور اسلام يعني از دوران ساسانيان به صورت مشبک و غير مشبک از فولاد و مفرغ بود و نقره کوبي و طلاکاري مي شد. پس از ظهور اسلام هم مورد استفاده نويسندگان، شعرا و مستوفيان قرار داشت. &lt;FONT color=#990000&gt;ناصر خسرو قبادياني که از شعرا و حکماي معروف ايراني است  و در قرن چهارم هجري يعني قريب ده قرن پيش مي زيسته در اشعار خويش درباره قلمدان مي گويد: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;مرامرغي سيه سار است و گلخوار&lt;BR&gt;گهر بار و سخندان در قلمدان &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;درعصر سلاطين سلجوقي که هنر فلزکاري درايران به اوج شکوه خود رسيد. هنر قلمدان سازي هم به موازات آن به تشويق رجال و بزرگان کشور پيشرفت کرد و اين فن نفيس به دست هنرمندان ايراني تا عصر تيموريان راه ترقي پيمود. به طوري که قلمدان هاي برنجي و پولادين ايراني در عرصه هنر از شاهکارهاي هنر فلزکاري به شمار مي رفت. و تعدادي از آنها امروزه زينت افزاي موزه هاي بزرگ جهان شده است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بعنوان مثال مي توان از :  &lt;FONT color=#990000&gt;قلمدان برنجی دوره سلجوقی با نگاره های دایرة البروج&lt;/FONT&gt; نام برد.  این قلمدان در ۶۸۰ ه.ق به امضای محمودبن سنقر ساخته شده است. (ج.آلن؛فلزکاری) نقش روی قلمدان کلاً به سه قسمت شده که در هر قسمت یک دایره بزرگ قرار دارد و داخل هر دایره چهار دایره کوچک که قطر هر دایره کوچک چهار پنجم قطر دایره بزرگ است و مجموعا داخل این ۱۲ دایره صور فلکی ۱۲برج سال به این ترتیب  ترصیع شده: &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;1_ دایره سمت چپ: حمل (Aries)، ثور(Taurus)، جوزا (Gemini)، سرطان(Cancer)&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;2_ دایره وسط: اسد (Leo)، سنبله(Virgo)، میزان(Libra)، عقرب(Scorpio)، &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;3_ دایره سمت راست: قوس (Sagittarius)، جدی (capricorn)، دلو(aquarius)، حوت(pisces)،&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;این قلمدان هم اینک در &lt;FONT color=#990000&gt;موزه بریتانیایی لندن&lt;/FONT&gt; نگهداری می شود. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;قلعه ليسار که به دژ يا قلعه &quot;سلسال&quot; معروف است در ۱۵ کيلومتري شمال شهر &quot;تالش&quot; و در جنوب شهر &quot;ليسار&quot; نزديک به دهکده &quot;نومندان&quot; واقع شده است. در کاوشهاي صورت گرفته در خصوص اين قلعه نکات بسيار جالبي وجود دارد که يکي از آنها ارتباط مستقيم و عميق ميان نقوش سفالينه و ظروف بدست آمده در قلعه با نقوش دست بافته هاي سنتي منطقه کهن تالش است که شامل نقوش کاجها، گلها، حيوانات و اشکال هندسي است.  در سال  ۱۳۸۲طي کاوشي در اين قلعه سه شيء با ارزشي از قبيل &quot;پيکان فلزي&quot; ، &lt;FONT color=#990000&gt;&quot; قلمدان مسي نقره کوب&quot;&lt;/FONT&gt; و &quot;يک سکه مسي&quot; &lt;FONT color=#990000&gt;مربوط به قرن پنجم و ششم هجري&lt;/FONT&gt; از تبار اتابکان بدست آمده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بر روي &quot;قلمدان مسي نقره کوب&quot; که از اشياي منحصر به فرد به دست آمده در اين قلعه است خطوطي نوشته شده که اين خطوط جزو &quot;خطوط ريحان&quot; است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در اواسط عصر صفوي هنرمندان ايراني جهت انبساط خاطر هنر دوستان برآن شدند تا در تجليد کتاب که تا اين زمان با چرم هاي مختلف مجلد مي شد، و قلمدان که از برنج و پولاد يا چوب ساخته مي شد، جنبه شاعرانه داده شود. از اين رو مجلدگران و قلمدان سازان عصر صفوي &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff99&quot; color=#990000&gt;پس از آشنائي با ساختن مقوا&lt;/FONT&gt; که تا اين زمان با ساخت آن آشنايي نداشتند، از خمير کاغذهاي باطله و فرسوده آغاز به تهيه مقوا کردند. پس از دسترسي به اين ماده، &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff99&quot; color=#990000&gt;از اين زمان جلدهاي کتب خطي و قلمدان ها را با مقوا ساخته، مزين به نقش گل و بلبل، مناظر درختان، تصاويرانسان و سايرجانوران نمودند&lt;/FONT&gt; تا مورد توجه و استفاده صاحبان ذوق قرار گيرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;اين هنر بديع را در فرهنگ اروپايي، به انگليسي Lacquer و به زبان فرانسه Papier mache و در زبان فارسي به علت آنکه نقاشان و صورتگران بر روي جلد ها و قلمدان ها در موقع ساخت روغن کمان به کار مي بردند، نام روغني نهاده اند. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;در رابطه با خط نيز گفتني است كه در ایران پس از اینکه خط تصویری تبدیل به ميخي گردید و  مدتي ميخي و آشوري و بابلي و اوستايي نوشته می‌شد &lt;FONT color=#990000&gt;پس از پیدایش خط حروفی در مصر و فنیقیه و سرایت آن به یونان در دوره اقتدار سلوکیها خط مزبور رواج یافت و چنانچه می‌بینیم سکه آنها بهمان خط است&lt;/FONT&gt; و سپس اشکانیها هم همان خط را دنبال کردند و در زمان ساسانيان خط پهلوي با خط حروفی خیلی نزدیک شد تا اینکه بعد از اسلام خواه ناخواه خط کوفی در ایران رواج یافت و مسیر ترقی خود را پیمود و از کوفی بی‌نقطه به نقطه‌دار و نسخ و نستعلیق و ثلث و رقاع و شکسته و غبار و امثال آن ترقی کرد . قبل از اسلام خطوط مختلفی از جمله ميخي و پهلوي و اوستايي در ایران متداول بوده‌است اما با ظهور  دين اسلام نیاکان ما الفبا و خطوط اسلامی را پذیرا شدند. تاریخ شکل گیری خط عربی و نحوهٔ نگارش آن چندان به  پيش از اسلام بر نمی‌گردد و تقریبا همزمان با گسترش اسلام و در سال‌های اولیه فتوحات اسلامی شکل گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;یکی از قدیمیترین نمونه خط کوفی گل‌دار که در کشور ما وجود دارد،&lt;/FONT&gt; و به خوبی نشان میدهد چگونه از خط برای تزئین بنا استفاده شده، نوشته‌های مسجد جامع نائین که به تاریخ ۲۸۸ هجری مورخ میباشد. در این نوشته‌ها ابتدا و انتهای حروف با نقوشی شبیه به برگ خرما تزئین شده و با‌ین طریق خواندن آن کار آسانی نیست. کتیبه مسجد نائین به طریق زیر خوانده میشود :  امن با لله و الیوم. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;دویست سال بعد در مسجدی در زنگبار که بوسیله ایرانیانی که با آن کشور مهاجرت کرده بودند ساخته شده، همین کتیبه با تزئینات بیشتر و پیچ و خم های زیادتر، زینت دیوار گردیده است. خواندن کتیبه زنگبار بسیار مشکل تر از قرائت کتیبه نائین است و تحول خط کوفی را در عرض دو قرن نشان میدهد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تقریبا یکصد سال بعد از &lt;FONT color=#990000&gt;مسجد زنگبار&lt;/FONT&gt; در روی دیوار &lt;FONT color=#990000&gt;برجی که بافتخار سلطان مسعود سوم&lt;/FONT&gt; (۴۶۲-۵۰۷ هجری) ساخته شده کتیبه زیبائی، مخلوط با نقوش هندسی، به شیوه کاخ اشکانی در مشطه روی آجر تراشیده شده. که بمنزله یکی از شاهکارهای هنر خط نویسی روی ابنیه می‌باشد و قابل مقایسه با کتیبه مدرس نظامیه در خار گرد است که بنام نظام الملک ساخته شده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;هرچند ایرانیان خط کنونی خود را از عرب‌ها وام گرفته‌اند، با این حال در تکامل این خط و در تبدیل آن به هنر خوشنویسی نقش عمده‌ای داشته‌اند. ایجاد نقطه و اِعراب در خط عربی را به ‌فردی بنام ابواسعد دولي الفارس و در سدۀ اول هجری نسبت داده می‌شود که بیشتر برای جلوگیری از اشتباه خواندن قرآن توسط غیر عرب‌زبانان ازجمله ایرانیان انجام شد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;خط تعليق&lt;/FONT&gt; را می‌توان نخستین خط ایرانی دانست. خط تعلیق که ترسل نیز نامیده می‌شد از اوایل قرن هفتم پا به عرصه گذاشت و حدود یکصد سال دوام داشت تعلیق از ترکیب خطوط نسخ و رقاع به وجود آمد و کسی که این خط را قانونمند كرد &lt;FONT color=#0000cc&gt;خواجه تاج سلماني&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt; &lt;/FONT&gt; بود. که بعدها به وسیله خواجه عبدالحي منشي استرآبادي بدان قواعد و اصول بیشتری بخشیده شد. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;پس از خط تعلیق که نخستین خط شکل گرفته ایرانی بود. در قرن هشتم &lt;FONT color=#0000cc&gt;ميرعلي تبريزي&lt;/FONT&gt; (۸۵۰ هجری قمری) از ترکیب و ادغام دو خط &lt;I&gt;نسخ&lt;/I&gt; و &lt;I&gt;تعلیق&lt;/I&gt; خطی بنام &lt;I&gt;نسختعلیق&lt;/I&gt; بوجود آورد که نام آن در اثر کثرت استعمال به &lt;FONT color=#0000cc&gt;نستعليق&lt;/FONT&gt; تغییر پیدا کرد. این خط بسیار مورد اقبال واقع شد و موجب تحول عظیمی در هنر خوشنویسی گردید. و بعدها در دوران شاه عباس صفوی به دست مير عماد حسني به اوج زیبایی و کمال رسید.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&quot;سلطان علي مشهدي&quot; ملقب به &quot;سلطان الخطاطين&quot; در تمجيد و تمحيد خواجه مير علي گويد:&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;BR&gt;نسخ و تعليق اگر خفي و  جلي است                       واضع اصل خواجه مير علي است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;تا که بوده است عالم و آدم                                 هرگز اين خط نبوده در عالم&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;وضع فرمود او ز ذهن دقيق                                از خط نسخ وز خط تعليق&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;ني کلکش از آن شکر ريز است                             کاصلش از خاک پاک تبريز است&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt; خط نستعلیق علاوه بر خوشنویسانی که در حیطه ایران کنونی می‌زیستند. در خراسان بزرگ و  كشورهاي آسياي ميانه ، افغانستان و به ‌ویژه خوشنویسان دربار گور كانيان در هندوستان ( كه تعلق خاطر ویژه‌ای به  فرهنگ ايراني داشتند) رشد و پیشرفت قابل توجهی کرد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;بطور کلی قرنهای نهم تا یازدهم هجری را می‌توان قرن‌های درخشان در هنر خوشنویسی در ایران دانست. در اواسط قرن یازدهم سومین خط خالص ایرانی یعنی  &lt;FONT color=#0000cc&gt;شكسته نستعليق&lt;/FONT&gt; به دست &lt;FONT color=#0000cc&gt;مرتضي خان شاملو &lt;/FONT&gt;حاكم هرات با تغییر دادن خط نستعلیق ابداع شد. علت پیدایش آن را می‌توان به سبب نیاز به تندنویسی و راحت‌نویسی در امور منشی‌گری و بیش از آن ذوق و خلاقیت ایرانی دانست. همانطوری که بعد از پیدایش خط تعلیق، ایرانیان به‌خاطر سرعت در کتابت، شكسته تعليق آن‌را نیز بوجود آوردند. درويش عبدالمجيد طالقاني&lt;A title=&quot;درویش عبدالمجید طالقانی&quot; href=&quot;http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B4_%D8%B9%D8%A8%D8%AF%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%AC%DB%8C%D8%AF_%D8%B7%D8%A7%D9%84%D9%82%D8%A7%D9%86%DB%8C&quot;&gt;&lt;/A&gt; این خط را به کمال رساند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 07:56:40 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naria2&amp;postid=182</comments>
<dc:creator>naria2</dc:creator>
<guid>http://naria2.blogfa.com/post-182.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بررسی اسناد پوریم شناسی پورپیرار ( قسمت بیست و پنجم )</title>
<link>http://naria2.blogfa.com/post-180.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;پورپیرار معتقد است در فاصله میان رخ‌ داد پوریم،  ( که بقول وی هستی و حیات سی ملت و قوم پیشرفته در ایران را، &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;که فهرست نام آنان در کتیبه‌ی بیستونی داریوش آمده است،&lt;/font&gt; به طور کامل متوقف کرد ) تا طلوع اسلام، جز آثار بسیار اندک ولی مطمئنی از حضور یونانیان!!، که پس از شکست از رم و سوخته شدن آتن، قریب پنج قرن در این سرزمین به صورت مهاجر زیسته !! و سپس به دنبال آزاد شدن سرزمین‌شان، به یونان باز گشته‌اند. هیچ گونه نشانه‌ای از حضور انسان و علامتی از تجمع و تمدن در هیچ مقیاسی در ایران پس از پوریم از نظر باستان‌شناسی دیده نشده است !!! فلذا بدون کم‌ترین تردیدی مدعی می گردد که ساکنان و بومیان کهن ایران که در کوششی پنج هزار ساله، تمدن و تفکر و تولید را در این قسمت جهان پایه گذارده بودند، در نسل‌کشی کامل پوریم به کلی و کاملا نابود شده‌اند!!!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; پورپیرار معتقد است نخستین آثار حیات دوباره در ایران، تنها در دوران پس از اسلام و به صورت &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;زندگانی در قلعه ها  &lt;/font&gt;دیده شده است،  که البته تاکنون کسی نتوانسته‌است از ساکنان آن، نشانه‌های قومی و آیینی و تولیدی بیابید!!! و سپس نتیجه می گیرد چون در ایران پس از اسلام، به مدت دراز یک هزار سال، &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;جز همین قلعه‌ها،&lt;/font&gt; علامت قابل اعتنای دیگری از تجمع متمدنانه و مظاهر اجتماعی دیده نشده!!! می‌توان پذیرفت که بقایای بر زمین مانده آثار آن قتل عام و فزونی بیش از حد مراکز تخریب و سوخته شده، نخستین مهاجران به ایران پس از طلوع اسلام را به پناه گرفتن در مکان‌های بلند و &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;گزینش زندگانی مدافعانه&lt;/font&gt; ناگزیر کرده است!!!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;بازی سفسطه گرایانه پورپیرار با کلمات در بیان ادعاهای بی پایه و اساسی که پیرامون تاریخ ایران به استناد محل سکونت مردمان دوره های مختلف می کند بسیار نخ نما و ابتدایی است. نیک می دانیم سرزمين ايران، از ديرباز به دليل موقعيت ممتاز جغرافيايي و اهميت راهبردی، &lt;font color=&quot;#3300ff&quot;&gt;پل ارتباطي بين مشرق و مغرب زمين&lt;/font&gt; به شمار مي رفته است. از همين رو، از يکسو این سرزمين پذيراي اقوام گوناگونی بوده است که حتي برخي از آنان نيز اين ديار را به عنوان موطن خود برگزيدند و از سوي ديگر، به علت گسترش ارتباطات فرهنگي و بازرگاني، شاهد تاثير وتاثرات فرهنگي گسترده ای در بين اين اقوام و ملل بوده و هستيم. بسیار حیرت آور است که ناصر پورپیرار با چشم فروبستن عامدانه بر روی موقعیت جغرافیایی ویژه این سرزمین به لطایف الحیل تلاش می نماید چنین القاء کند که این سرزمین چهارفصل قرنهای متمادی خالی از سکنه بوده  و مردم اطراف آن  زندگی سخت و طاقت فرسا در بیابان های بی آب و علف یا سرزمین های سرد و یخزده را به سکونت در آن ترجیح می داده اند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt;در همه دوره های تاریخی ایران استحکامات را در دور افتاده ترین و مرتفع ترین نقطه بنا می کردند&lt;/font&gt; تا به سبب وجود شیب های تند یا کوه، دستیابی به آن دشوار باشد و مدافعان نیز در بالا قرار گیرند و از لحاظ دید مسلط باشد ضمن آنکه از خطر نقب زدن مهاجمان نیز محفوظ مانده و حمل ادوات محاصره ای به پای دیوار را دشوار نمایند، از آغاز دوران پیش از تاریخ در هزاره اول پیش از میلاد پیرامون دهکده ها نیز حصار کشیده می شد، اینکار نخست برای مصون ماندن از حمله راهزنان و جانوران وحشی بود ولی بعدها عمدتا برای دفاع متقابل در برابر هجوم دشمنان صورت می گرفت، &lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt;در سراسر سرزمین ایران حصارهای محکم، دهکده ها و قلعه های مسکونی را می توان یافت که متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد است&lt;/font&gt;.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;با نگرشی تحقیقی و دقیق به جهان شگفت انگیز طبیعت می توان گفت که انسان دانش و هنر دفاع را از حیوانات آموخته است و خداوند حکیم، طبیعت را به عنوان مدرسه ای بی بدیل برای یادگیری ابناء بشر قرار داده است و بدون شک این موجودات بوده اند که به اجداد ما راه ساختن ابزار دفاعی از قبیل سپر، زره، پناه بردن به غارها و &lt;font color=&quot;#3300ff&quot;&gt;ساختن دژها و استحکامات سنگری،&lt;/font&gt; استتار، اختفاء و فریب و سایر موارد را آموخته اند، قابل توجه اینکه از پنج وسیله شناخته شده دفاعی که خداوند حکیم در اختیار جانوران قرار داده است، چهار وسیله آن وسایل دفاعی غیرعامل پنهان سازی و استتار، فریب، رنگ اخطارکننده، پوشش حفاظتی، تحرک و جابجایی بوده و تنها یک وسیله عامل (جنگ و مبارزه رودرروی با حیوان مهاجم) می باشد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;- تفکر ساخت و احداث دیوارها و خطوط و دژهای دفاعی &lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt;از قدیم الایام&lt;/font&gt; به عنوان یک اقدام دفاعی با هدف سد کردن و ایجاد مانع در مسیر تهاجم دشمن و ممانعت از مواجه شدن با حملات غافلگیرانه مورد توجه دولتهای مختلف بوده و علیرغم تغییر و تکامل سلاح ها و روش های تهاجمی، کماکان با تغییر شکل و کاربری آنها متناسب با نوع تهدیدات به شکل های دیگری همانند تونل ها، پناهگاههای چند منظوره، سازه های امن زیرزمینی، دیوارها و موانع دفاعی  الکترونیکی در ملاحظات دفاعی کشورها مورد توجه خاص قرار دارد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;از جمله مشهورترین دیوارها و دژهای دفاعی احداث شده در طول تاریخ بشری می توان  دیوار چین ، سد ذوالقرنین، دیوار گرگان ، دیوار آتلانتیک ، دیوار آنتونین، دیوار اورلئان، دیوار صلح بخارست، دیوار برلین، دیوار لیما، دیوار ماژینو ، دیوار زیگفرید، دیوار مراکش، دیوار ویتنام، دیوار لندن، دیوار کرملین، دیوار بارلو، دیوار اورشلیم و ... را نامبرد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;-  سرزمین گسترده ایران باستان که ایران کنونی بخشی ازآن است، &lt;font color=&quot;#3300ff&quot;&gt;به علت موقعیت جغرافیایی که میان دو جلگه آباد بین النهرین و پنجاب سند قرار گرفته بود  مانند پلی بود که طوایف مهاجم به طرف شرق یا غرب مجبور می شدند از آن عبور کنند&lt;/font&gt; بطوریکه در ادوار گذشته مورد حمله اقوام بیابانگرد و ایلات مختلف و حملات قدرت های بین النهرین مانند آشور و تهدید حکومت های یونان و روم به ویژه اسکندر و تجاوز پی در پی عثمانی ها از طرف غرب قرار گرفته است، همچنین در دوران اخیر یعنی در دوران زورگویی های استعمار انگلیس، کشور افغانستان از خاک خراسان تجزیه شد، مسیر تجاوزات روس ها از شمال به جنوب بود که قفقاز، ارمنستان، ایروان وشیروان را در غرب دریای خزر و اراضی ماورالنهر و قسمتی از خاک خراسان را در شرق دریای خزر از پیکر ایران جدا کرد،&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt; زندگی در چنین وضعیت جغرافیایی و محیط ناامن، ایرانیان را وادار نمود تا همواره به منظور در امان ماندن از تجاوز متجاوزین، خانه های مسکونی خود را به شکل دژ کوچکی بسازند. بنابراین به هرجای این سرزمین نگاه کنید، قلعه، برج، بارو، ارگ، کهندژ، دربند، خندق و دروازه و نظایر آنها از ناامنی محیط زندگی و توجه و تدبیر آگاهانه ایرانیان به ملاحظات دفاعی حکایت می کند.&lt;/font&gt;ساخت بناهای گروهی حصاردار در ایران با طرح ها و نفشه های گوناگون از سه هزار سال پیش شناخته شده است، حصار سیلک در کاشان، قلعه حسنلو در ارومیه، بلورآباد در شهرستان خوی و ... از نمونه های آن می باشد، از سایر قلاع مشهور می توان قلعه فلک الفلاک  در خرم آباد احداث شده در عهد ساسانیان نام برد، حسن صباح بلند آوازه ترین رهبر اسماعیلیان نیز جهت مقابله با بی عدالتی اجتماعی سلجوقیان، الموت در نزدیکی قزوین را پایگاه خود قرار داد و 35 قلعه در اطراف آن بنا نمود و در فومن و قهستان70 قلعه دفاعی داشت.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;- در معماری و شهرسازی اوایل اسلام که متاثر از معماری قبل از اسلام بویژه دوره ساسانیان است تفکرات دفاعی مورد توجه بوده است به طوری که معمولا هر شهر اسلامی از سه بخش تحت عنوان &lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt;کهندژ، شارستان و ربض &lt;/font&gt;تشکیل می گردید، مهم ترین این بخش ها کهندژ یا ارگ بود که عبارت بود از قلعه های که در وسط یا گوشه شهر قرار داشته و معمولا از یک سو به باروی شهر پیوسته بود تا همواره برای دفاع و مقابله با تهاجمات دشمن آماده باشد، ازجمله کهندژهای معروف می توان کهندژهای سمرقند، بخارا، بلخ و نیشابور را نام برد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;رباط ها نیز از بناهای دفاعی و نظامی صدر اسلام است و قلعه های نظامی مرزی را در دوران معینی رباط می گفتند. مانند رباط نصیبین که در سرحد میان ایران و روم شرقی بنا شده بود و نگهبانان آن از دیلمان می آمدند، رباط ها را می توان از نخستین استحکامات سازه ای محسوب نمود که در نقاط بی حفاظ مرزی پناهگاه گروهی جهادگر بودند. پس از تثبیت اسلام در مناطق اسلامی و برطرف شدن تهدید از سوی غیرمسلمانان در مرزها، معنی واژه رباط با مسجد یکی شد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;- اعراب جاهلی در نبردهای خود بر جنگ و گریز متکی بودند و هدف و انگیزه آنان به دفاع از بت ها، خونخواهی، غارت و تصرف چارپایان و بزرگ کردن هیبت و ابهت قبیله خود خلاصه می شد و به فنون و تاکتیک ها و روش های کارآمد آشنا نبودند، در شبه جزیره عربستان، تنها طائف دارای باروهای دفاعی بود، اعراب بادیه نشین مانند سایر اقوام چادرنشین با حصار و بناهای دایمی میانه ای نداشتند، وجود مبارک پیامبر اسلام (ص) به مدیریت نظامی مفهومی واقعی بخشید و از انواع روش ها و تاکتیک های جنگی و بهره گیری موثر از زمان، مکان و موقعیت مناسب در غزوات برای رویایی با دشمن و شکست آنها استفاده می کرد. ازجمله روش های مورد استفاده در جنگ های تهاجمی و تدافعی صدر اسلام بهره گیری از شیوه های دفاعی غیرنظامی بود که به شکل های مختلف در غزوات و سرایا مورد توجه قرار می گرفت. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;حفر خندق در جنگ احزاب (سال پنجم هجرت)، مخفی نگه داشتن قدرت و توان و تحرکات تا نزدیکی مکه در فتح مکه (در سال هشتم هجرت)، دستور به شعله ور ساختن مشعل توسط نیروهای اسلام و ایجاد حلقه عظیم آتش در اطراف مکه جهت ایجاد رعب و وحشت در دل دشمن و فتح شکوهمندانه مکه بدون هرگونه مقاومت و درگیری، بستن دهان اسبان و حرکت از میان شیار در جنگ ذات السلاسل در سال هشتم هجرت، فرمان به عبور لشگر از راه های خالی از سکنه در غزوات بنی سلیم و نجران، جلوگیری از درخشندگی اسلحه هنگام حرکت و عبور نکردن از مقابل ساکنان مناطق میان راه غزوات و سرایای بدر و بنی سلیم، سفارش به ایجاد نکردن هرگونه سروصدا و دستور باز کردن زنگوله از گردن شترها و حرکت دادن مخفی نیروها به شکل مخفی در غزوات موته و فتح مکه، مخفی نگه داشتن آمادگی بسیج اولیه در غزوات و سرایای بنی سلیم، ذی امر، ذات الرقاع، استقرار و مکان یابی مناسب در مواضعی که از هر جهت نیروها در آن تقسیم  و از دسترسی دشمن مصون بودند، مانند غزوه خندق که تنها سمت شمال آن باز بود و جنگ خیبر که لشگریان اسلام در موضع مطلوبی قرار داشتند، واقع شدن خورشید در پشت سر نیروهای خودی در جنگ بدر، قرار گرفتن کوه و استحکامات و عوارض طبیعی در پشت سر نیروها مانند جنگ احد، انجام دیده بانی و در نظر داشتن تحرکات دشمن در اکثر غزوات و سرایا، گماردن دیده بان و عنصر اطلاعاتی در مکان مخفی و پنهان از چشم دشمن، حرکت دادن نیروها در تاریکی شب در غزوات (ذی العشیره و دومه الجندل)، سرگردان و گمراه ساختن دشمن از مقاصد هجومی بنی لحیان و دومه الجندل و سرگردان ساختن ساکنان مکه و روسای آنان در غزوه فتح بطوریکه آنان نمی دانستند آیا مقصود و هدف محمّد ( ص )، نجد، هوارن و یا منطقه ای دیگر است، خدعه و فریب دشمن را جزیی از جنگ می دانستند (الحرب اخدعه) ، ایجاد موانع و دامهای آهنین در مسیر حرکت دشمن در محاصره طائف، این موانع دارای سه شاخه و به صورت مثلث بود که دو شاخه آن برروی زمین و یک شاخه در داخل زمین قرار داده  می شد تا مانع عبور سواره نظام یا پیاده نظام دشمن شود (حسک الشانک)، استفاده از تاکتیک های فریبنده برای نشان دادن قدرت نیروهای خودی (تغییر چهره نفرات خودی همانند رنگ نمودن موی سر و محاسن پیرمردان برای جوان نشان دادن آنها)&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;همانطور که در بالا ذکر شد سرزمین ایران در گذشته ، به علت وضعیت جغرافیایی خاص که بین دو جلگه آباد بین النهرین و پنجاب سند در کشور هند قرار گرفته ، کشور رابطی بوده است که اقوام و طوایف مختلف برای دسترسی به غرب و شرق مجبور بودند از آن عبور کنند و در نتیجه همواره مورد توجه و تهاجم به ویژه از طرف شرق و شمال شرق بوده است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;قبایل ماساژت ساکنین منطقه شرق دریای خزر که کورش کبیر را به قتل رساندند ، یورش مغول،تیمور،غوریان،ازبک ها و ترکمن ها دائما کشور ما را مورد تاخت و تاز قرار می دادند و از غرب،تهاجم اسکندر و عربها و حملات مکرر رومیان و عثمانی ها دائما امنیت سیاسی و اقتصادی ما را تهدید می کردند و در این اواخر نیز بخشهای مهمی از خاک ایران جدا شد مثل قفقاز و گرجستان و ارمنستان و شیروان و قسمت های از اراضی شمال شرقی دریای خزر که بنام ورارود نام داشت به دست روس ها و افغانستان هم به دست انگلستان جدا شدند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; طبعا زندگی در چنین منطقه نا امنی ایرانیان را به ساختن ارگ، قلعه ،برج و بارو مجبور کرد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;با توجه به تقسیم بندی قلعه های ایران به دو نوع جلگه ای و کوهستانی،مصالح ساختمانی آنها نیز متفاوت است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;طرح اصلی قلعه های جلگه ای مربع و یا مربع مستطیل است که در چهار گوشه آن برج های مدور برای دفاع ساخته شده اند،مصالح این قلعه ها خشت و گل است و به ندرت از آجر و گچ استفاده شده است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;بارو (دیوار ضخیم) این قلعه ها چینه (دیوارهای گلی که آن را بند بند می سازند) است یا با خشت های قطور ساخته شده است،برای استحکام آن قطر و ضخامت بعضی از بارو ها به چهار متر هم می رسید.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;اطراف بعضی از این قلعه ها خندق حفر می کردن و برای رسیدن به قلعه از پل های متحرک بهره می گرفتند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;بعضی از این قلعه ها به دلیل امنیت آن ها محل سکونت کشاورزان و روستاییان شد که با گذراندن خیابانی معمولا شمالی و جنوبی و تامین آب آشامیدنی خانه های روستایی در دو طرف خیابان ساخته می شد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;از این قلعه ها می توان به ،قلعه هنجن در سر راه نطنز به ابیانه است اشاره کرد که تا این اواخر محل سکونت بوده است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;این قلعه دارای برج و باروی ضخیم بسیار بزرگ بوده است.داخل قلعه کوچه های پر پیچ و خمی داشته است که همه آن ها به گذر اصلی قلعه که به در قلعه منتهی می شود راه دارند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;خانه ها دو طبقه هستند و از طبقه زیرین برای نگهداری دام و یا انبار مواد غذایی و آشپزخانه استفاده می کردند و اتاق های نشیمن در طبقه دوم قرار داشته اند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;مصالح دژهای کوهستانی را معمولا از سنگ های بدون تراش نظیر سنگهای کوه یا رودخانه همراه با گچ غربال شده فراهم می کردند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;در زیردست دژهای کوهستانی پرتگاه های عمیقی تعبیه شده است.درقسمت انتهایی برج ها و بعضی مواقع،باروها،کنگره هایی ست که مخصوص کمانداران بوده است تا بتوانند از شکاف کنگره ها دشمن را هدف قرار دهند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;در بعضی از دژها و قلعه ها،مانند الموت قزوین،پایین دژ محل سکونت روستاییان بوده است&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;
&lt;table border=&quot;0&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;از قلعه به هنگام جنگ‌ها استفاده می‌شده و مردم تا زمانی که بیم حمله دشمن وجود داشته در درون دژ می‌ماندند و معمولاً در درون آن آذوقه زندگی برای چندین ماه موجود بود.&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;برای محافظت از ساختمان و استحکامات و قسمت‌های مختلف قلعه بارو ساخته می‌شده است.  دیوارهای دفاعی و خاکریزهای متعلق به آغاز سکونت انسان در ایران هنوز برجاست. شکل آنها به موازات پیشرفت سلاح‌های تهاجمی و تدافعی تکامل یافته است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;در دوران پیش از تاریخ و اوایل دوران تاریخی، نوع استحکامات عموماً تابع مقتضیات ناشی از محل قلعه یا دهکده و اوضاع طبیعی سرزمین بود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;طرح‌های ساختمانی بیشتر قلعه‌ها بر اساس معلومات و تجربة کلّی نسبت به حمله و دفاع ریخته می‌شد تا سنت‌های محلّی. در هر دوره‌ای، روش‌های آزموده و مقبول برای ایجاد استحکامات انتخاب می‌شد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;در اوایل دوران تاریخی، در سبک استحکامات ایران باستان آثاری از نفوذ سبک بین‌النهرین و سایر کشورهای همسایه دیده می‌شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;در سراسر تاریخ معماری ایران، تا رسیدن به اقتباس سبک فرانسوی در معماری قلاع و حصارهای شهر در اوایل قرن سیزدهم، خصوصاً در خوی و تهران، می‌توان ردیابی کرد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;آغاز خانه سازى انسانها همواره با انديشه يافتن راههاى گوناگون دفاع در برابر دشمنان و حيوانات همراه بوده است. به همين دليل خانه هاى اوليه كه بدون ديوار ساخته مى شد، به تدريج داراى ديوار شده و رفته رفته داخل يك ديوار محاطى دفاعى محصور شده است. اين نوع حصارها در ابتدا داراى يك معبر ورودى بودند، اما پس از گذشت سالها تبديل به دروازه شد. حصارهاى اوليه كه در اطراف مناطق مسكونى كشيده مى شد، فاقد برجهاى دفاعى در فواصل منظم يا غيرمنظم بودند و براى محافظت از ديوارها بود. در ايران، ايجاد خانه هاى گروهى حصاردار از سه هزار سال قبل از ميلاد با طرحها و نقشه هاى مختلف آغاز شده است. نمونه اين گونه قلاع در بلورآباد واقع در حاشيه دشت شمالى روستاى قره ضياءالدين آذربايجان به دست آمده است. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;در قرن چهارم قبل از ميلاد، همزمان با آغاز فرمانروايى هخامنشيان، به علت توسعه شهر و تغيير فنون جنگى و دفاعى، برجهاى مستطيل شكل جانشين برجهاى نيم دايره اى قديمى شده اند. گفتنى است برجهاى دفاعى، ديوارهاى قلعه حسنلو داراى كاملترين برجهاى دفاعى مستطيل شكل پيش آمده، بوده است. سهم اصلى در توسعه شهرسازى حصاردار در ايران به عهده معماران اورارتويى در قرنهاى سوم و هشتم قبل از ميلاد است كه تحت نفوذ معمارى بين النهرين شيوه اى در ايجاد استحكامات دفاعى بوجود آوردند که در قرنهاى بعد پايه و اساس معمارى قرار گرفت. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;در معمارى اورارتويى تحول ديگرى هم قابل توجه است، شهرهاى اورارتويى با طرحهاى فشرده و خانه هاى نزديك به هم و روى سطح طبيعى زمين با ديوارهاى بسيار محكم و بامهاى مرتفع ايجاد شده اند به اين ترتيب استفاده از عوارض طبيعى زمين به ندرت صورت گرفته است. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;اطراف بناها كه با ديوارها و برجهاى مستحكم دفاعى احاطه شده اند، پيش آمده و صاف هستند، مانند قلعه سياه در ۳۶ كيلومترى شرق ماكو كه روى يك توده سطح از مواد مذاب منجمد بنا شده است. در ميان برجهاى مستطيل شكل كه نيمى از آنها جلوتر از ديوارها بنا شده اند، ديوارها در فواصل مساوى پيش آمده يا عقب رفته اند. اين پيش آمدگيها به هيچ وجه از نظر دفاعى يا استحكام بخشى به ديوارها، ارزشى ندارند، بلكه فقط از نظر تزئينى به اين صورت ساخته شده اند و از لحاظ دفاعى طرحهاى معمارى ديگرى در ديوارها به كار رفته است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;در تمام دوران اسلامى، در ايران قلعه هاى بسيارى درداخل شهرها به وجود آمدند. براى مثال مى توانيم از ارگ كرمان و قلعه فلك الافلاك در خرم آباد و ارگ شيراز را نام برد. قلعه هاى اوايل و اواسط دوره اسلامى در سرتاسر ايران پراكنده هستند و به طور كلى در كنار شاهراههاى ارتباطى ساخته شده اند. نمونه اين قلعه ها شبكه وسيع قلعه مربوط به فرقه اسماعيليه است كه در نقاط مختلف بنا شده اند يا قلاعى كه فقط براى محافظت از راهها و ايجاد امنيت در مسيرهاى كاروانرو ساخته شده اند يا قلاعى كه در نزديك پلها و رودخانه هاى ايجاد شده اند، مانند قلعه اى كه در شمال رودبار در بستر سفيدرود احداث شده است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; يكى از بزرگترين و قديمى ترين قلاع ايران، قلعه گلى است كه در جاده كاروانرو ورامين به قم نزديك محلى به نام كاج ساخته شده و شامل تعداد بسيارى برج مستحكم مستطيل شكل است كه به خوبى قادرند از قسمت حياتى و جان و مال ساكنان قلعه محافظت كنند. بناى قلعه را مى توان به دوره ساسانيان نسبت داد و اگر هم در آن زمان ساخته نشده باشد قطعاً در قرون اوليه اسلامى و در زمان سلجوقيان ساخته شده است، زيرا ديوارهاى آن شباهت بسيارى به ديوارهاى رباط سنگى دارد كه متعلق به دوران سلجوقى است. هنر قلعه سازى در ايران از آغاز ظهور اسلام در قرن هفتم ميلادى تا زمان حاضر به تدريج تكامل يافته، پيشرفت هايى كه از لحاظ جنگى براى مهاجمان و نيز مدافعان به وجود آمده و استفاده از فنون جديد در جنگها موجب شده كه برجهاى مدور بزرگتر و نزديك به هم و ديوارهاى مستحكمتر بنا شوند و تمام پيش بينى هاى لازم براى متوقف كردن يا لااقل كندتر كردن سرعت مهاجمان در خارج قلعه و حصار و داخل آن مورد توجه قرار گيرد و اين تكامل در هيچ زمانى متوقف نشده است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 10 Mar 2009 14:38:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naria2&amp;postid=180</comments>
<dc:creator>naria2</dc:creator>
<guid>http://naria2.blogfa.com/post-180.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بررسی اسناد پوریم شناسی پورپیرار ( قسمت بیست و چهارم )</title>
<link>http://naria2.blogfa.com/post-179.aspx</link>
<description>
&lt;div style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;link rel=&quot;File-List&quot; href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\ADMINI~1\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_filelist.xml&quot; /&gt;&lt;link rel=&quot;themeData&quot; href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\ADMINI~1\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_themedata.thmx&quot; /&gt;&lt;link rel=&quot;colorSchemeMapping&quot; href=&quot;file:///C:\DOCUME~1\ADMINI~1\LOCALS~1\Temp\msohtmlclip1\01\clip_colorschememapping.xml&quot; /&gt;&lt;!--[if gte mso 9]&gt;&lt;xml&gt;
 &lt;w:WordDocument&gt;
  &lt;w:View&gt;Normal&lt;/w:View&gt;
  &lt;w:Zoom&gt;0&lt;/w:Zoom&gt;
  &lt;w:TrackMoves/&gt;
  &lt;w:TrackFormatting/&gt;
  &lt;w:PunctuationKerning/&gt;
  &lt;w:ValidateAgainstSchemas/&gt;
  &lt;w:SaveIfXMLInvalid&gt;false&lt;/w:SaveIfXMLInvalid&gt;
  &lt;w:IgnoreMixedContent&gt;false&lt;/w:IgnoreMixedContent&gt;
  &lt;w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;false&lt;/w:AlwaysShowPlaceholderText&gt;
  &lt;w:DoNotPromoteQF/&gt;
  &lt;w:LidThemeOther&gt;EN-US&lt;/w:LidThemeOther&gt;
  &lt;w:LidThemeAsian&gt;X-NONE&lt;/w:LidThemeAsian&gt;
  &lt;w:LidThemeComplexScript&gt;AR-SA&lt;/w:LidThemeComplexScript&gt;
  &lt;w:Compatibility&gt;
   &lt;w:BreakWrappedTables/&gt;
   &lt;w:SnapToGridInCell/&gt;
   &lt;w:WrapTextWithPunct/&gt;
   &lt;w:UseAsianBreakRules/&gt;
   &lt;w:DontGrowAutofit/&gt;
   &lt;w:SplitPgBreakAndParaMark/&gt;
   &lt;w:DontVertAlignCellWithSp/&gt;
   &lt;w:DontBreakConstrainedForcedTables/&gt;
   &lt;w:DontVertAlignInTxbx/&gt;
   &lt;w:Word11KerningPairs/&gt;
   &lt;w:CachedColBalance/&gt;
  &lt;/w:Compatibility&gt;
  &lt;m:mathPr&gt;
   &lt;m:mathFont m:val=&quot;Cambria Math&quot;/&gt;
   &lt;m:brkBin m:val=&quot;before&quot;/&gt;
   &lt;m:brkBinSub m:val=&quot;--&gt;
   
   
   
   
   
   
   
   
  
&lt;font face=&quot;times new roman,times,serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;در منطق، اجتماع ضدین محال است، یعنی
از دیدگاه منطقی نمی توان تصور کرد که یک چیز هم سیاه باشد و هم سفید.
یا یک چیز در یک آن، هم در حال حرکت باشد و هم در حال سکون. اما  تجربه ثابت کرده است از نظر آقای ناصر پورپیرار
اجتماع نقیضین دیگر محال نیست !!!!! زیرا یافتن رد پایی از رعایت این اصل منطقی در سخنان متنوع و متعدد او 
به معجزه می ماند.
&lt;br /&gt;وی در
حالی به صراحت اعلام می دارد که هیچ اعتقاد و اطمینانی به &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;روایات موجود &lt;/span&gt;در خصوص حوادث دو قرن اولیه اسلام ندارد  که این روایات تنها منابعی هستند که دربر گیرنده
رخدادهای مهمی همچون : &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 153);&quot;&gt;ن&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 102);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 153);&quot;&gt;بر&lt;/span&gt;دهای پیامبر، واقعه غدیر خم ، ماجرای سقیفه، شهادت امام
علی در مسجد کوفه، قتل عثمان ، قتل عمر بن خطاب ،  واقعه کربلا ،  جنگهای سپاه اسلام با سرزمین های اطراف و ...   &lt;/span&gt;می
باشند و خود وی نیز بجز مراجعه به روایات مذکور ، هیچ راه و چاره دیگری
برای اثبات اصل وقوع این حوادث نمی شناسد.

 پس وی یا
مجبور است همه  این  حوادث را که به قول وی &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;250 سال پس از وقوع &lt;/span&gt;،
بصورت مکتوب و منظوم در آمده اند،  &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;سراپا دروغ و جعل &lt;/span&gt; بپندارد!!!
و یا منبع کاملا معتبر و مکتوبی متعلق  به دو
قرن نخست پس از ظهور اسلام معرفی نماید که این حوادث را به شرح مورد نظر وی گزارش نموده
باشد.

البته
با عنایت به این نکته که قرآن کریم نیز هرگز نمی تواند رافع کامل  نیاز او در شرح  این ماجرا های تاریخی باشد. زیرا در قرآن یا به
این حوادث با ذکر عنوان و جزئیات دقیق  اشاره
ای نشده است  ( و پورپیرار نیز چون قائل به
شان نزول و همچنین تفسیر و تاویل آیات نیست قادر به تطبیق ظاهر آیات با باطن مورد
نظر نیست ) یا اینکه  اصولا
&quot;حوادث مذکور پس ازدرگذشت پیامبر رخ داده اند وطبعا &quot;  امکان ذکرشان در قرآن  فراهم نبوده است.&lt;br /&gt;&lt;br style=&quot;background-color: rgb(204, 204, 204);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(204, 204, 204);&quot;&gt; &quot;
پس اينك از چه بگويم ؛ هنگامي كه &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;تقريباً بر هيچ نقل و روايتي دربارة دو قرن اولية اسلام اعتماد نيست&lt;/span&gt; و اوراق تاريخ صدر اسلام ، لااقل 250 سال پس از
حوادث آن مكتوب و منظم شده است ؟! ...  ( ناصر پورپیرار- پلی بر
گذشته 2 ) &lt;/span&gt; 

&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(204, 204, 204);&quot;&gt;&quot; &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;روايت&lt;/span&gt; است كه
رسول خدا در بازگشت از حجه الوداع و در محل غدير ، در حضور جمعي كه تا  قريب يكصد و پنجاه
هزار شماره كرده اند ؛ داماد خود ، امام علي را به جانشيني برگزيد . &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;هريك
از اين اعداد را بگيريم ؛ شمارة تمامي خاصان و مقربان و اصحاب و مهاجر و انصار و
گروندگان نخست به اسلام مي شود ؛&lt;/span&gt; كه قدر همركابي و همراهي با پيامبر در آخرين
زيارت خانة خدا را داشته اند . &quot;  

&lt;br /&gt;&quot; در اين باره كه چگونه
اين جمع گزيده ، &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;فقط دو ماه بعد &lt;/span&gt;، كه حداكثر فاصلة تجمع غدير تا درگذشت پيامبر است ؛
توصية رسول خدا را فراموش كرده ؛ به &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;سقيفه &lt;/span&gt;گردن گذارده اند ؛ شايد بتوان گفت كه
جمع عظيم مؤمنان حاضر در موعظة غدير از سخنان پيامبر خدا برداشت بعدي شيعيان را
نداشته اند و آن پيام و توصيه را حكم جانشيني امام علي نگرفته اند &quot; ( ناصر
پورپیرار – پلی بر گذشته 2 )
&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- آری  اجتماع نقیضین از نظر پورپیرار دیگر محال نیست
زیرا که او از یک طرف می گوید: &lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255); color: rgb(0, 0, 255);&quot;&gt;تقريباً بر هيچ نقل
و روايتي دربارة دو قرن اولية اسلام اعتماد نيست.

 &lt;/span&gt; &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ولی درکمال تعجب ازطرف دیگربا استناد به همین روایات مربوط به دو قرن اولیه اسلام :  شماره
تمامی خاصان و مقربان و اصحاب و مهاجر و انصار و گروندگان نخست به اسلام را قریب یکصد هزار نفری می
گیرد که در حجه الوداع حضور داشتند!!!!!

&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جای سئوال دارد که وی بر اساس چه مستنداتی بغیر
ازهمین روایات موجود در باره دو قرن نخست اسلام
به آماردقیق یاران و خاصان پیامبر دست یافته است که در ادامه مطلب خود در
کتاب پلی بر گذشته 2  به تطبیق این آمار با آمار
حاضرین در حجه الوداع  پرداخته و عدم پیروی
جمع  یاران و اصحاب  و... پیامبر از دستورات ایشان در این سفر را
نشانه جعلی بودن موضوع  امامت و جانشینی بر
می شمرد ؟!!!

&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- وی در حالی به &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;ماجرای سقیفه &lt;/span&gt;اشاره می کند که جز با قبول روایات مربوط به دو قرن اولیه اسلام هیچ راه
دیگری برای اثبات اصالت وقوع چنین نشستی پس از
رحلت پیامبر (ص ) ندارد. او یا باید بر مبنای گزاره اول خود دال  بر غیر قابل اعتماد بودن کلیه روایات مربوط به
دو قرن نخست اسلام، ماجرای سقیفه را نیز روایتی غیر واقعی و ساختگی
قلمداد کند و یا با نقض آن گزاره، وقوع چنین ماجرایی را به استناد  همین روایات مربوط
به دو قرن اولیه اسلام بپذیرد. در صورت برگزیدن هر یک از این گزینه ها،  وی ناقض 
بخشی از سخنان خویش است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; - او به حوادث &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;دو ماه بعد ازواقعه غدیر&lt;/span&gt; اشاره می کند،  اما اشاره ای به
منبع و ماخذ مورد اعتماد خود برای بازگویی این حوادث نمی کند. به راستی اخبار
این حوادث چگونه به ناصر پورپیرار منتقل شده است ؟!! از طریق روایات ؟!!! و
یا  از طریق مکتوبات بجای مانده از صدر
اسلام؟!! بدیهی است او قادر به انتخاب هیچیک از این دو گزینه نیست زیرا که قبلا به
صراحت تمام، کلیه روایات مربوط به دو قرن نخست اسلام را دروغین خوانده و  از طرف دیگر نیز وجود هرگونه کتاب یا مکتوبات تا
پیش از آغاز قرن چهارم هجری قمری را یا  بطور کامل ساختگی و یا مظنون به جعل معرفی کرده  است. 

&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(51, 51, 51);&quot;&gt; &quot;&lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt; تمام ادعاهای وجود کتاب&lt;/span&gt; در جهان اسلام تا پیش از آغاز قرن چهارم یکسره
جعل و در زمره ی تلقینات ابن ندیمی است و احتمالا اشراف ندارند که خط عرب
تا پایان قرن سوم اقتدار و استحکام و امکان کتاب نویسی را تا آن حد نداشته است که
نخستین قرآن های مدون و محکم و به صورت کتاب را تنها از اواخر قرن چهارم هجری سراغ
کرده ایم و احتمالا هنوز به این یقین نرسیده اند که &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;هیچ
مکتوب پیش از قرن چهارم هجری&lt;/span&gt; را نمی توان بدون کارشناسی ناقدانه و &lt;span style=&quot;background-color: rgb(204, 204, 204); color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;بدون ظن جعل،&lt;/span&gt; به فهرست فرهنگ اسلامی وارد کرد، &quot;
 ( ناصر پورپیرار – اسلام و شمشیر  3 )

&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(204, 204, 204);&quot;&gt;پس &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;ملاک ما در شناخت همه چیز اسلام&lt;/span&gt;، از جمله جنگ های آغازین
آن و به خصوص ستیزه هایی که در آن ها شمشیر را به دست مبارک پیامبر رحمت و واسطه ی
ابلاغ آیات الهی می سپارند، &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;قرآن است و بس&lt;/span&gt;. زیرا که گفته ام &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;زمان بیان شرح های موجود و مکتوب بر حوادث صدر اسلام،&lt;/span&gt; لااقل
۳۰۰ سال از بروز آن ها دورتر است و نه تنها
این شروح، در غالب موارد، &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;قابل اعتنای عقل و مورد تایید قرآن نیستند،&lt;/span&gt; بل شخص این
شرح آوران را هم نمی شناسیم (
پورپیرار / اسلام و شمشیر 6 )
&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این سخنان پورپیرار در
حالی است که قرآن کریم در آیات خود  به &lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 102); color: rgb(102, 0, 204);&quot;&gt;قلم و آنچه می
نگارد&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 204);&quot;&gt; &lt;/span&gt;قسم می خورد. براستی اگر در
زمان جاهلیت عرب،  قلم و موضوع نوشتن با
قلم امری ناشناخته بود، چرا قرآن کریم به
چیزی که برای آن مردم نامفهوم و مکنون بود قسم یاد می کند؟ &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;- &lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 102); color: rgb(102, 0, 204);&quot;&gt;كلمه كتاب&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 204);&quot;&gt; &lt;/span&gt;نیز در قرآن کریم، حدود دويست و پنجاه و پنج
مورد بكار رفته است كه در موارد بسياري، منظور از آن ، قطعا قرآن كريم است. كتاب در اصل لغت بمعني &lt;span style=&quot;color: rgb(51, 0, 255);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;گرد هم آوردن است&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;و هر
نبشته‌اي را از آن جهت كتاب مي‌نامند، که حروف
و كلمات در آن گرد هم آمده‌اند، و قرآن را هم بدين جهت كتاب ناميده‌اند كه انواع آيات و
قصص و احكام در آن گرد هم آمده است.&lt;br /&gt; بعنوان نمونه این آيه قابل اشاره است  كه در آن كلمه كتاب بمعنای گرد هم آمده و منظور
از آن، قرآن كريم مي‌باشد چنانكه گويد: &lt;span style=&quot;color: rgb(51, 102, 255);&quot;&gt;«الرتِلْكَ اياتُ الكتابِ و قرآنٌ مُبین &lt;/span&gt;( سوره حجر،
1و2 ). &quot;  ترجمه :  این است آیات كتاب و
قرآن  مبین . &lt;br /&gt; &lt;/font&gt;&lt;div style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman,times,serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;-
ناصر
پورپیرار در حالی کلیه روایات مربوط به دو قرن اول اسلام را جعلی و دروغین می
پندارد که در نوشته های خود &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;به دفعات مکرر&lt;/span&gt; بر اساس همین روایات به تاریخنگاری و
تفسیر و تاویل وقایع دو قرن اولیه اسلام پرداخته است و آدمی را به یاد مثل معروف رطب
خورده چگونه منع رطب کند  می اندازد. بعنوان مثال وی در کتاب پلي بر گذشتۀ 2 چنین می نویسد: 

&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;&lt;font face=&quot;times new roman,times,serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;br style=&quot;background-color: rgb(204, 204, 204);&quot; /&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(204, 204, 204);&quot;&gt;&quot; پس
از &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;شكست لشكريان اسلام&lt;/span&gt; در هر دو جبهة شمال و
غرب و از سال 114 هجري ، &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;دوران افول بني اميه&lt;/span&gt; آغاز
مي شود و آنگاه در همان زمان &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;پايگاه ديگري در شرق
&lt;/span&gt;، وظيفة كامل نابودي امويان را به عهده مي گيرد و آن &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;ظهور
شعوبيه در خراسان&lt;/span&gt; و تبديل آن خطه به مركزي براي &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 0);&quot;&gt;تجمع عباسيان&lt;/span&gt; است ! &quot;
&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به راستی او بر اساس چه مدرک و منبعی غیر از
روایات مربوط به دو قرن نخست اسلام و کتب
و نوشته های مورخینی که همگی  آنانرا جعلی می پندارد، توانسته است به صحت وجود و وقوع
موارد ادعایی ذکر شده ذیل پی ببرد :
&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
1- شکست
لشکریان اسلام در دو جبهه شمال و غرب &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;2-شروع
دوران افول بنی امیه از سال 114 هجری
&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
3-ایجاد
پایگاهی در شرق برای نابودی کامل امویان ( ظهور شعوبیه )
&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;
4- تبدیل خراسان
به خطه مرکزی تجمع عباسیان (&lt;span style=&quot;color: rgb(51, 0, 102);&quot;&gt; البته در نظر داشته باشید که  از طرف دیگر ایشان  وجود هر گونه تشکیلات انسانی و حکومتی و بالاتر
از آن وجود هرگونه جنبنده ای را درسرزمین ایران تا قرنها پس از ظهور اسلام ، بدلیل
وقوع قتل عام پوریم منکر شده است !!!)


&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 29 Jan 2009 10:16:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naria2&amp;postid=179</comments>
<dc:creator>naria2</dc:creator>
<guid>http://naria2.blogfa.com/post-179.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بررسی اسناد پوریم شناسی پورپیرار ( قسمت بیست و سوم )</title>
<link>http://naria2.blogfa.com/post-178.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;از&quot; استدلال &quot; تعاریف مختلفی وجود دارد. با عنایت به جمیع جهات ، استدلال مجموعه ای از  &quot; گزاره ها &quot; است که یکی از آنها  &quot; نتیجه  &quot; و به بقیه آنها که به حمایت از&quot; نتیجه &quot; می پردازند &quot; مقدمه &quot; گفته می شود . &lt;font color=&quot;#000099&quot;&gt;استدلال، یعنی ساختن یک ادعا و نشان دادن دیگر ادعاها به عنوان دلیل برای پذیرش آن ادعای اولیه .&lt;/font&gt; بنابراین ، استدلال، مجموعه ای از ادعاها است که یکی از آنها توسط دیگر ادعاها حمایت می شود .&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; &quot; نتیجه &quot; ، یعنی ادعایی که توسط دلایل نشان داده شده در استدلال حمایت شده اند.  &quot; مقدمه &quot; نیز ادعایی است که پیش از&lt;em&gt; &lt;/em&gt;نتیجه ، به عنوان دلیل برای نتیجه به کار می رود . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;با استفاده از این واژگان ( مقدمه، نتیجه ) ما می توانیم بگوییم که استدلال مجموعه ای از ادعاها است که می &lt;em&gt;تواند به &quot; نتيجه &quot; &lt;/em&gt;، و یک یا چند &quot;مقدمه &quot; تقسیم بشود . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;به بیان دیگر، استدلال = نتیجه + مقدمه یا مقدمات . حرکت ازمقدمه یا مقدمات به سوی نتیجه نیز &quot; استنتاج  &quot;نامیده می شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;بنیان ادعاهای ناصر پورپیرار در باره تاریخ ایران بر &quot; مقدمه ای  &quot; سست و لغزان به نام  &quot; کشتار سراسری پوریم &quot; گذارده شده است که علیرغم کوشش فراوان وی جهت حرکت از این مقدمه به سوی نتیجه دلخواه ، بدلیل ناهمگونی و تضاد عمیق میان مجموعه گزاره ها ،  نتایج  مورد تاکید وی به هجویاتی فاقد هرگونه ارزش بدل شده است. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;به گزاره های موجود در این سخن پورپیرار و نتیجه گیری او توجه کنید.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;یکشنبه 2 اردیبهشت1386 ساعت: 15:1 توسط:ناصر پورپیرار &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;آقای آیدین. جز تورات در هیچ کتاب تاریخی دیگر سخنی از پوریم نیامده و یهودیان در اختفای آن نسل کشی کهن اصرار موکدی دارند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;font style=&quot;background-color: rgb(204, 204, 204);&quot;&gt;گزاره اول :&lt;/font&gt;  معرفی شدن کتاب تورات بعنوان &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;یک کتاب تاریخی&lt;/font&gt; توسط پورپیرار.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;« تاريخ » به صورت اشتراك لفظي در دو معناي متفاوت كاربرد دارد. هنگامي كه لفظ تاريخ استعمال مي­شود، ممكن است منظور گوينده، &quot; دانش تاريخ &quot; باشد كه نام يك علم است و يا حوادث و وقايع انساني در گذشته باشد كه &quot;موضوع &quot; علم تاريخ است. متفكران زيادي متوجه اين اشتراك لفظي و لزوم تفكيك آن هنگام بحث از تعاريف و مفاهيم تاريخ بوده و آن را بيان داشته­اند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;ناصر پورپیرار وقتی کتاب تورات را بعنوان یک  &quot; کتاب تاریخی &quot; معرفی می کند مشخص نمی کند که کدامین  معنا از لفظ &quot; تاریخ &quot; را مدنظر دارد؟  &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;آیا معنای اول لفظ تاریخ مدنظر اوست ( علم تاریخ ) و یا معنای دوم ( موضوع علم تاریخ ) ؟&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;خود وی درمانده از پاسخگویی چنین اظهار می دارد:&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;font-weight: bold;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;font style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;&lt;em&gt; &quot; اين به اصطلاح « اسناد تاريخی » ... مطلقاً به معنای گشودن راز از تاريخ نيست، بل حداکثر به « مورخ » اجازه می دهد که يک رخداد تاريخی را با تمام جزئيات آن، &lt;/em&gt;&lt;em&gt;&lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;بنا به دريافت خود&lt;/font&gt;&lt;/em&gt;&lt;em&gt;&lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt; &lt;/font&gt;!!!&lt;/em&gt;&lt;em&gt;،&lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt; از اسنادی &lt;/font&gt;&lt;/em&gt;&lt;em&gt;&lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;غالباً نادرست&lt;/font&gt;&lt;/em&gt;&lt;em&gt; !!! &lt;/em&gt;&lt;em&gt;روايت کند&quot; .&lt;/em&gt;&lt;em&gt; ( دوازده قرن سکوت؛ کتاب اول: برآمدن هخامنشيان؛ صفحه 11 )&lt;/em&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;font-weight: bold;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;em&gt;آری! پورپيرار به پيروی از مکتب ماکياوليسم استفاده از هر وسيله و روشی را برای رسيدن به هدف خويش مجاز می شمرد. و در همين راستا&lt;/em&gt; &lt;em&gt;کاربرد &quot; اسناد تاريخی &quot; را محدود به استفاده  ابزاری در جهت اثبات افکار و باورهای شخصی مورخ می نمايد. حال  فرقی نمی کند اين اسناد و اشارات تاريخی درست و صحيح باشند  يا نادرست!!!. مهم سوء استفاده از آنها جهت القاء راء و انديشه های خود بعنوان حقايق تاريخی محض ومبرا از هرگونه شک و شبهه ای به خلق جهان است و بس!! &lt;/em&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; نمونه بارز این روش به اصطلاح تاریخ شناسی نفسانی ناصر پورپیرار اینست که  علیرغم اینکه وی می گوید اسناد و اشیاء تاریخی به خودی خود تاریخ نیستند:&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;font-weight: bold;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;font style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;&lt;em&gt;&quot; هرچند&lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt; تمامی اين اجزا و اسناد&lt;/font&gt; به کار مورخ هم می آيد، چرا که برای کشف ارزش و طا بی ارزشی هرکتيبه ای بايد ابتدا آنرا خواند، اما &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;آنها به خودی خود تاريخ نيستند&lt;/font&gt; و جوابی برای سوال سمج « تاريخ چيست» همراه ندارند&lt;/em&gt;&lt;em&gt;.&lt;/em&gt;&lt;em&gt;&quot;&lt;/em&gt;&lt;em&gt; &lt;/em&gt;&lt;em&gt;دوازده قرن سکوت؛ کتاب اول: برآمدن هخامنشيان؛ صفحه16 )&lt;/em&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; اما در کتابهای خود پاک از یاد می برد که رطب خورده چگونه تواند منع رطب کند . لذا ماکیاول وار با استناد به&lt;span style=&quot;background-color: rgb(0, 0, 204);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(204, 255, 255);&quot;&gt; اشیاء و اسناد اندک تاریخی &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(204, 255, 255);&quot;&gt;، &lt;/span&gt;حوادث ایران باستان را مورد تفسیرو تاویل قرار می دهد!!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;بعنوان مثال او فقط بر اساس چند  سطر نوشته شده در کتاب تورات یهود چنین القاء می کند که هخامنشیان از نژاد اسلاو بوده اند و از آنسوی دریای سیاه و با وسوسه و تحریک یهودیان به بین النهرین آمده اند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;این در حالی است که حرکت استنتاجی خود را از مقدمه ای ( تورات ) شروع کرده است که بسیاری از  دیگر مندرجات آن در تناقض شدید با نقطه نظرات وی است. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;لیکن متاسفانه همانطور که در بالا اشاره شد وی اسناد تاریخی را  چیزی جز عروسک هایی نمی بیند که کودکی  برای انجام بازیهای کودکانه خود به وقت نیاز به آنها جان می دهد و یا می میراند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;     در راستای همین روش ماکیاولی او از چند سطر کتاب استر، تاریخ  هزار و اندی ساله پس از داریوش تا ظهور اسلام به ایران را تفسیر می کند و نتیجه می گیرد  که سربازان هخامنشی به فرمان یهودیان آن چنان قتل عام سراسری انجام داده است که به مدت قریب به 2000 سال ، فلات ایران فاقد  هر گونه اجتماع انسانی بوده است!!!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;font style=&quot;background-color: rgb(204, 204, 204);&quot;&gt;گزاره دوم :&lt;/font&gt; پورپیرار اذعان می دارد  در میان همه کتب و آثار مکتوب بجای مانده تاریخی ،  فقط در &quot; کتاب تورات &quot;  به &quot; واقعه پوریم &quot; اشاره شده است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;font style=&quot;background-color: rgb(204, 204, 204);&quot;&gt;نتیجه گیری :&lt;/font&gt; پورپیرار از دو گزاره بالا  به این حکم می رسد  که  یهودیان در &lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;اختفای&lt;/font&gt; نسل کشی پوریم &lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;اص&lt;/font&gt;&lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;رار موکدی &lt;/font&gt;داشته و دارند!!!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;در منطق ، قضیه  بطور عام  گزاره ای است که بر اساس فرضیات دقیقی ، درستی آن ثابت شده یا باید ثابت شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;font style=&quot;background-color: rgb(102, 204, 255);&quot;&gt;بدیهی است از کنار هم گذاردن دو قضیه مکمل نمی توان به نتیجه ای که مبطل  کننده (ابطال کننده) هر دو گزاره است رسید.&lt;/font&gt;  &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; آن گاه که ما حکم به اثبات یا سلب نسبتی به شرط تحقّق نسبت دیگر نمائیم ، قضیه شرطی را در منطق کلامی  خود بکار گرفته ایم.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=&quot;#330066&quot; size=&quot;4&quot;&gt;حال اگر گزاره اول و دوم پورپیرار (اثبات نسبت) را بپذیریم ( نسبت اول : تاریخی انگاشتن تورات ، نسبت دوم : معرفی تورات بعنوان یگانه  کتاب تاریخی که پوریم را به جهانیان شناسانده است ) شرط تحقق نتیجه : یعنی دامن زدن به این باور که  یهودیان در مخفی ساختن نسل کشی پوریم اصرار موکدی داشتند، سلب نسبت دوم خواهد بود نه اثبات آن. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=&quot;#330066&quot; size=&quot;4&quot;&gt;زیرا طبعا&quot; ابزار اختفاء ، هویداسازی و سرنخ دادن به تاریخ  نیست.( پورپیرار در گزاره دوم از کتاب یهود بعنوان تنها کتاب تاریخی که به پوریم اشاره نموده ویاد آنرا در حافظه تاریخ زنده نگهداشته، اشاره می دارد )&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;قضیه شرطی متصل قضیه‌ای است که در آن حکم به اتصال و پیوستگی و ملازمهٔ دو نسبت یا عدم اتصال و پیوستگی و ملازمه شده باشد؛ یعنی حکم شده باشد که یک نسبت مستلزم نسبت دیگری است. مانند «اگر برف بسیار ببارد، مدارس تعطیل می‌شود.».&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;در ترکیب شرطی، قضیه‌ای را که بعد از حرف شرط «اگر» و مانند آن قرار می‌گیرد، «مقدم» و قضیهٔ دیگر را که معمولاً با لفظ «آنگاه» همراه است، «تالی» می‌نامند. کلماتی مانند «اگر»، «هرگاه»، «چنان‌چه»، «در صورتی که» و... «ادات شرط» نام دارند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; حكايت  استفاده ابزاری پورپیرار از کتاب تورات در این سخن در واقع یادآور یک پارادوکس مشهور تاریخی است به نام  &quot;&lt;font color=&quot;#0000cc&quot;&gt; پارادوکس توده &quot; &lt;/font&gt;. وی در جهت بزرگ نمایی پوریم با هدف نفی هویت تاریخی ایران و ایرانیان خودآگاه یا ناخود آگاه از این پارادوكس استفاده می برد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; به این مثال توجه کنید :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;يك دانه گندم  يك توده گندم نيست. با اضافه كردن يك دانه گندم، به دو دانه دست مي يابيم كه باز هم توده گندم نيست. با اضافه كردن يك دانه گندم ديگر، سه دانه گندم خواهيم داشت كه توده محسوب نمي شود. اگر اين عمل را تكرار كنيم، هيچگاه به &lt;font color=&quot;#990000&quot;&gt;توده  گندم&lt;/font&gt; نمي رسيم. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;اما زماني كه اين گردايه گندم به قدر كافي بزرگ شود، توده ناميده مي شود.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#000099&quot;&gt;پورپیرار نیز که نیک متوجه شده با اظهار یک یا چند جعل و دروغ جزئی نمی تواند به جنگ تاریخ ایران زمین برود. سعی می نماید آنچنان دروغ پر آب و تابی بسازد و لحظه به لحظه بر حجم  آن بیافزاید تا نهایتا  آن دروغ به توده ای عظیم تبدیل  و مورد توجه  و تحیر عامه قرار گیرد.&lt;/font&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt; &lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Wed, 26 Nov 2008 08:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naria2&amp;postid=178</comments>
<dc:creator>naria2</dc:creator>
<guid>http://naria2.blogfa.com/post-178.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بررسی اسناد پوریم شناسی پورپیرار ( قسمت بیست و دوم )</title>
<link>http://naria2.blogfa.com/post-177.aspx</link>
<description>



&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; line-height: 140%;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;ناصر پورپيرار در صد و
شصت و دومين مقاله خود با عنوان مدخلي بر ايران شناسي بدون دروغ !!! &lt;span&gt; &lt;/span&gt;کوشيده با ارائه توضيحاتي مغلوط و نارسا ، به
مقوله زبان&lt;span&gt; &lt;/span&gt;فارسي و ميزان بالندگي و توان
آن در مقام مقايسه با زبان عربي بپردازد. او &lt;span&gt; &lt;/span&gt;ضمن ارتباط دادن بی پایه و اساس زمان نگارش
شاهنامه به دوره قاجاریه&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;نتیجه گیری می کند که دلیل قلت!!
واژگان زبان فارسی قدمت اندک آنست. وی بعنوان شاهد سخن، برداشت هاي بعدي !!&lt;span&gt; &lt;/span&gt;واژه عربي&lt;span style=&quot;color: rgb(152, 72, 6);&quot;&gt; « قدرت» ،&lt;/span&gt; را مورد اشاره قرار
داده و ادعا کرده است که واژه &lt;span&gt; &lt;/span&gt;فارسي معادل
آن ( يعني واژه «&lt;span style=&quot;color: rgb(152, 72, 6);&quot;&gt; توانايي&lt;/span&gt;» ) &lt;span&gt; &lt;/span&gt;فاقد اين قابليت
( ارائه برداشت هاي بعدي ) است و نمي توان &lt;span&gt; &lt;/span&gt;بر پايه بناي اين کلمه ( توانايي )، &lt;span&gt; &lt;/span&gt;هيچ&lt;span&gt; &lt;/span&gt;کلمه ديگري ساخت !! : &lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;text-align: justify; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;font size=&quot;2&quot; style=&quot;font-family: times new roman,times,serif; color: rgb(102, 0, 255);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; background-image: none; background-repeat: repeat; background-attachment: scroll; background-position: 0% 0%; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial; color: rgb(0, 0, 153);&quot;&gt;بدين ترتيب بدترين صورت و فرمت قضيه اين است که &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; background-image: none; background-repeat: repeat; background-attachment: scroll; background-position: 0% 0%; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 153);&quot;&gt;زمان سرودن
ديوان شاه نامه را به&lt;/span&gt; &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 153);&quot;&gt;قرن چهارم هجري بکشانيم،&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; background-image: none; background-repeat: repeat; background-attachment: scroll; background-position: 0% 0%; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial; color: rgb(0, 0, 153);&quot;&gt; آن گاه به صراحت اعتراف و
سندي فراهم کرده ايم که نشان مي دهد اين زبان فارسي چون قند،
که تا بنگاله مي برده اند و شايد هم از بنگاله آورده باشند، از فرط خشکي ريشه، در طول ده قرن نتوانسته است واژه
اي بر ۱۵۰۰ لغت شاه نامه بيافزايد، زيرا اگر به طور مثال بگوييد&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 102);&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;strong style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 102);&quot;&gt;قدرت&lt;/strong&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 102);&quot;&gt; &lt;/span&gt;، در
پلک برهم زدني، &lt;strong style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 102);&quot;&gt;اقتدار&lt;/strong&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 102);&quot;&gt; و &lt;/span&gt;&lt;strong style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 102);&quot;&gt;مقتدر&lt;/strong&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 102);&quot;&gt; و &lt;/span&gt;&lt;strong style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 102);&quot;&gt;قادر&lt;/strong&gt;
را براي برداشت هاي بعد در اختيار مي گيريد، ولي اگر
به جاي قدرت گفتيد &lt;strong&gt;توانايي&lt;/strong&gt;، ادامه بناي بيان را بايد با همان تک خشت بالا بريد و چون خردمندان، اين بته مردگي محض و دراز مدت را طبيعي نمي دانند، پس
آبرومندانه تر اين که سرودن شاه نامه را از عهد قاجار، که زمان عرض
اندام و &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153); color: rgb(0, 0, 153);&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; background-image: none; background-repeat: repeat; background-attachment: scroll; background-position: 0% 0%; -moz-background-clip: -moz-initial; -moz-background-origin: -moz-initial; -moz-background-inline-policy: -moz-initial;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255);&quot;&gt;حکم روايي واقعي اين زبان است، به دورتر نبريم. ( &lt;/span&gt;&lt;strong style=&quot;font-weight: normal;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255);&quot;&gt;مدخلي بر ايران شناسي بدون دروغ و بي نقاب، ۱۶۲ &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255);&quot;&gt;)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;





&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;span lang=&quot;FA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span&gt;&lt;/span&gt;شاید بتوان گفت نظر فوق الذکر یکی از مضحک ترین نظریاتی است که تاکنون توسط پورپیرار ارائه شده است.
زیرا او کوشیده است با محدود خواندن توانایی زبان فارسی در اشتقاق، مرده و عقیم
بودن این زبان را استدلال کند. مضحک بودن این سخن پورپیرار نیاز به استدلال فراوان
ندارد. زیرا زبانها به اقسامی طبقه بندی می شوند. از جمله به ترکیبی و اشتقاقی.
مثلا زبان فارسی عمدتا&quot; زبانی ترکیبی است و زبان عربی زبانی اشتقاقی. &lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;



&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;بر گزاره های سخن &lt;span&gt; &lt;/span&gt;پورپیرارایرادهای زیادی وارد است . بر اساس نظر
وی &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;:&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;1-
&lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt; زبان ترکیبی&lt;/span&gt; ، مثل زبان فارسی عقیم است.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;



&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;2- همه زبانهای
رشدیافته امروزی ، &lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;اشتقاقی اند&lt;/span&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;3-
تنها راه زایا بودن یک زبان قدرت آن در &lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;مشتق سازی&lt;/span&gt; است&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;4-
عقیم بودن یک زبان عمدتا از ناحیه عقیم بودن آن در واژه سازی (اشتقاقی) رخ می دهد.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;5-
عقیم بودن یا نبودن یک زبان یک مساله درون زبانی است و در مثل به&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;حاملگی
می ماند.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;6-
اگر زبانی عقیم شد برای ابد عقیم شده است&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot;&gt;این گزاره ها همگی نادرست اند.
می توان&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;گزارش
زیر&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;را
صورت صحیح گزاره های فوق دانست&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;:&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;عقیم بودن زبانی ربطی به ساختار اشتقاقی
یا ترکیبی زبان ندارد. نمی توان زبانی را به دلیلی داشتن ساختار معینی بطور کل عقیم
شمرد. مثلا ژاپنی تعداد مصوتهایش 5 است و فارسی 11. این هیچ معنای خاصی ندارد.
شیوه نگارش ژاپنی یکی از دورترین شیوه ها از نظم نحوی زبان انگلیسی است. این هم
هیج به آن معنا نیست که ژاپنی زبانی عقیم است و&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;ترجمه از انگلیسی و
ارتباط با جهان مدرن در آن&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;ناممکن است. زبان آلمانی هم زبانی ترکیبی است و قدرت ترکیبی
شگرفی دارد. خب آیا از نظر پورپیرار زبان آلمانی &lt;span&gt; &lt;/span&gt;هم عقیم و مرده است؟ اگر چنین ادعا کند که مایه
خنده زبان شناسان و خلایق می گردد.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;در
زبان فارسی سه منبع وجود دارد که ما می‌توانیم با استفاده از آنها مسئله واژه‌سازی
را تسهیل کنیم: اشتقاق‌های فعلی، استفاده از وندها (پسوند و پیشوند)، ترکیب‌سازی
(کلمات مرکب)&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;در
خصوص اشتقاق‌های فعلی گفتنی است : حرف فعل بسیط 30 وجه اشتقاق دارد. کتابی نوشته
شده با نام فرهنگ مشتقات مصادر فارسی که 10 جلد است. نویسنده بعد از زحمات بسیار
این مصادر را جمع کرده و آنچه از مصادر که امکان اشتقاق داشته پیدا کرده و در این
کتاب مفید آورده است&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;ما بیش از 70 وند در
زبان فارسی داریم که پیشوندها تعداد کمتری نسبت به پسوندها دارند. تعداد واژه‌های
مرکب تقریبا اندازه واژه های بسیط است. ما 55 درصد کلمات بسیط داریم و 45 درصد
کلمات مرکب. &lt;span&gt; &lt;/span&gt;ما معمولا برای ساختن واژه‌های
علمی جدید از کلمات مرکب استفاده ‌می کنیم. برای مثال&lt;span style=&quot;background-color: rgb(153, 204, 255);&quot;&gt; از ترکیب اسم با اسم &lt;/span&gt;کلمات
زیبایی تشکیل می‌شود: کاهگل، بادپا، رختخواب، عهدنامه، نیشکر، بهارنارنج، هنرپیشه،
بهارخواب و.... از ترکیب اسم و صفت کلماتی چون&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;: &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;دلتنگ، خونسرد، دلمرده، سرمست، دلپاک، دلخوش و... &lt;span style=&quot;background-color: rgb(153, 204, 255);&quot;&gt;از ترکیب صفت و اسم 
&lt;/span&gt;کلماتی چون: عالی‌مقام، خوش‌خلق، خوش‌رو، پاکدل و... &lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(51, 51, 51); background-color: rgb(153, 204, 255);&quot;&gt;از ترکیب صفت با صفت &lt;/span&gt;کلمه ای
مانند: خوش‌خوش ساخته می‌شود، &lt;span style=&quot;background-color: rgb(153, 204, 255);&quot;&gt;از ترکیب قید با اسم&lt;/span&gt; کلماتی مانند همیشه بهار،
خودکار، خودسر، خودکامه تشکیل می‌شود. مصادیق این کلمات در زبان عامیانه نیز زیاد
است. مردم به راحتی برای نیازهایشان معادل پیدا می‌کنند. پیچ‌گوشتی، سگ‌دست، شغال‌دست،
زیرسیگاری، جارختی و ... کلمات مرکب هم لزوما معنای شفاف ندارند که مصادیقشان در
ادبیات بسیار زیاد است&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;. 
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;برای
مثال پایاب، دست‌فروش، دست‌نماز، پادو&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;بیشتر
واژه‌های نوساخته علمی در فرهنگستان زبان فارسی با استفاده از &lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255);&quot;&gt;قدرت ترکیب‌سازی زبان
فارسی &lt;/span&gt;صورت پذیرفته است. حدود سه قرن پیش &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 255);&quot;&gt;ویلیام جونز&lt;/span&gt; مستشرقی که در ایران فارسی
یاد می‌گرفت &lt;span style=&quot;color: rgb(51, 51, 51);&quot;&gt;خاصیت ترکیبی زبان فارسی را بر عربی ارجح دانسته است&lt;/span&gt;. &lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;زبان عربی امروز
از زبان فارسی در حوزه واژه‌سازی علمی بسیار ضعیف‌تر است.&lt;/span&gt; زبان فارسی به دلیل
ترکیب بودنش ساخت لغت را راحت کرده ولی عربی باید لغت‌ها را به باب‌های ثلاثی ببرد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;هر زبانی با توجه به
ساختار خود‌، ویژگی‌هایی برای واژه‌سازی دارد‌؛ مثلا یکی از ویژگی‌های زبان عربی‌،
نداشتن چهار واج (پ‌، ژ‌، گ‌، چ‌)&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;است‌.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;نبودن این واج‌ها به زبان عربی این امکان را می
دهد که واژه‌های دخیل را (که معمولا یکی از این واج‌ها را در خود دارند) با تغییری
اندک‌، به مجموع واژگان خود بیفزاید (مثلا: شات = چَت‌. غزنطش=گرینویچ)&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; از آن جا که
زبان عربی از گروه زبان‌های سامی است‌، یک راه دیگر ساخت واژه در این زبان‌،
اشتقاق واژه‌ها بر اساس تغییر شکلی است که به ریشه‌های سه حرفی یا چهار حرفی داده
می‌شود.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;بنابراین واژه‌های موجود در این زبان‌، نسبت
مستقیم با شمار ریشه‌های ثلاثی و رباعی دارد&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 112, 192);&quot;&gt; &lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;اما زبان
فارسی که از شاخه‌ی زبان‌های هند و اروپایی است‌، این توان را دارد که با استفاده
از روش اشتقاق و ترکیب و تعدد وند‌ها چندین برابر بیش از زبان عربی به واژه‌سازی بپردازد.&lt;/span&gt;
&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;با نگاهی به دو واژه‌نامه یکی انگلیسی به عربی و دیگری انگلیسی به فارسی به
خوبی می‌توان به این موضوع پی برد: واژه نامه‌های انگلیسی به عربی، در برابر
تعدادی از واژه‌ها مجبور به توضیح می‌شوند اما واژه‌نامه های انگلیسی به فارسی در
برابر همان واژه‌ها یک معادل فارسی دارند مثلا واژه&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; Mollusque &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;در واژه نامه‌ی عربی‌، « حیوان عادم الفقار» و در فارسی &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; « نرم‌تنان » معنی شده است یا واژه‌ی&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; Confrontation &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;در واژه نامه‌ی عربی &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; « جعل الشهود و جاهاً و المقابله بین اقولهم » معنی شده و در فارسی‌،
معادل &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; « روبه‌رویی» است. &lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;«آکادمی مصر که در تنگنای موانع[واژه سازی] واقع شده است‌، چنین نظر داده که باید
از بکاربردن قواعد زبان عربی در مورد کلمات علمی صرف نظر کرد و از قواعد زبان های
هند و اروپایی استفاده نمود»&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;



&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;دربارهء شیوهء ساختن
واژه های تازهء فارسی &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;–&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; دری پرویز ناتل
خانلری نویسنده، ادیب وپژوهشگر حوزهء فرهنگی فارسی زبانان چنین می نویسد&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;: &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &quot;... &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;وجه دیگر وضع الفاظ تازه است به یکی از دو طریقهء &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 204);&quot;&gt;ترکیب واشتقاق.&lt;/span&gt;
هرزبانی به حکم قواعد وساختمان کلی خود یکی ازاین دو روش را بیشتر مورد استفاده
قرار می دهد. مراد از اشتقاق آن است که کلمه یی با یکی از اجزای حرفی که خود تنها
به کار نمی رود ومعنای مستقل ندارد، تلفیق شود وکلمهء تازه ایجاد کند. این اجزا را
&quot; پیشوند &quot; یا &quot; پسوند &quot; می خوانیم... اما &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 255);&quot;&gt;ترکیب، پیوستن چند
لفظ مستقل به یکدیگراست&lt;/span&gt;،&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 255);&quot;&gt; چنان که از مجموع آن ها معنای تازه یی اراده شود که به جز
معنی اصل هریک از آن دو کلمه باشد. &lt;/span&gt;زبان فارسی آماده گی خاصی برای ساختن این گونه
لغات واصطلاحات تازه دارد. ودرهرزمانی فارسی زبانان قسمتی از احتیاجات خود را به
لغات جدید با این روش برمی آورند. کلمات مانند  : تیغ تیز کن، کفش کن، رومیزی، زیرسیگاری،
چهل چراغ، سه چرخه، دودکش وصدها مانند این ها مثال های این روش برای وضع کلمات
جدید است&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&quot; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;فراموش
نگردد که &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 255);&quot;&gt;برخی از اجزای صرفی درهنگام الحاق به اسم کلمهء تازه یی می سازند که به
کلمهء اصلی ازلحاظ &quot; شباهت&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 255);&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt; color: rgb(0, 0, 255);&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;
&quot; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 255);&quot;&gt;رابطه
دارند. &lt;/span&gt;مثلاً از نام بسیاری از &lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;اعضای بدن انسان&lt;/span&gt; درفارسی  واژه یی می سازند که
با آن عضو شباهت دارد.یعنی با اضافه نمودن حرف &quot; ه &quot; درآخر. مثلاً از واژه
ء چشم، چشمه، از گوش، گوشه، از پای پایه، از ساق، ساقه از دهن،دهنه و&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;... &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;باری &lt;span&gt; &lt;/span&gt;ویژه گی های شگرف واستعداد های بی کران این زبان
ملیح درساختن واژه ها والفاظ ترکیبی بر هیچ صاحب نظری قابل اغماض نیست هرگاه فرهنگ
زبان فارسی را بگشاییم می بینیم که مثلاً ازهمین واژهء گران سنگ&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt; color: red;&quot;&gt;&quot; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; color: red;&quot;&gt;دانش &quot;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;span&gt; &lt;/span&gt;چگونه ده ها واژهء نو ویا ترکیبی ساخته اند&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;: &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;br /&gt;
 &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; color: rgb(51, 51, 51); font-weight: bold;&quot;&gt;دانش&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(51, 51, 51); font-weight: bold;&quot;&gt;:&lt;/span&gt; مصدر ازدانستن، داننده گی، دانایی، علم وفضل &lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;دانش آباد،
دانش آرا، دانش آزما، دانش آموز، دانش آور، دانش الفنج، دانش اندوز، دانش اندیش،
دانش بسیج، دانش بهر(بهره مند از دانش)، دانش پذیر، دانش پرست، دانش پرور، دانش
پژوه، دانش پسند، دانش پناه، دانشجو، دانش دوست، دانش سار، دانشسرا، دانش سگال،
دانش سنج، دانش فروز، دانش فروش، دانشکده، دانشگاه، دانشگر، دانشگزین، دانش گستر،
دانشمند، دانشنامه، دانشمندانه، دانش نیوش، دانشومند، دانشور، دانشیار، دانشی،
دانشی مرد، دانشگرا، دانش فراز&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;..
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;آری
فرهنگ زبان فارسی را که بگشاییم درمی یابیم که &lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;چگونه با قرار دادن اجزای کلام یعنی اسم
وصفت وفعل وپیشوند وپسوند، می توان واژهء تازه آفرید &lt;/span&gt;وپی می بریم که شاعر وادبا
وفضلای حوزهء زبان فارسی با استفاده از این ویژه گی های شگرف زبان فارسی ، چه
ترکیب های زیبا و&lt;span&gt; &lt;/span&gt;اعجاب انگیزی آفریده
اند. مثلاً آفرینش حکیم نامدار ابوالقاسم فردوسی از کلمهء &lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;&quot; سر&quot;&lt;/span&gt; را در شا
هکار بی بدیلش شاهنامه، چنین می بینیم &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;:
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt; color: rgb(0, 0, 0); font-weight: bold;&quot;&gt; : سر &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; color: rgb(0, 112, 192);&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;سرپا، سرآزاد،
سرآزاده، سراسر، سراسیمه، سرافراز، سر افشان، سر افگنده، سرانجام، سرانگشت، سر
اهنگ، سرباز، سربه سر، سربند، سرپرست، سرکشی، سرمایه، سرمست، سرنگون، سرور، سروری،
سرهنگ، سپید سر، باد سر، بیدار سر، هشیارسر، پیرسر، تیغ سر، زاغ سر، سبکسر، یکسر،
همسر، سیم سر، گاو سر، دیو سر، چاه سر، خیره سر، آسیمه سر، برهنه سر، کوه سر، بی
سر، بیدار سر&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;...&quot; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;همچنان
با همین واژهء &lt;span style=&quot;font-weight: bold;&quot;&gt;&quot; سر&quot;&lt;/span&gt; ترکیب ها ی فراوان دیگری نیز می توان در فرهنگ زبان
فارسی یافت که محصول آفرینش هزاران شاعرونویسنده مرد وزن با سواد وحتی بی سواد
جامعه با استفاده از همین ظرفیت های بیکران زبان ما ست. به این ترکیب ها نگاه کنید&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;: &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;سردار،
سرکار، سرکاری، سرپایین، سرمد، سرآمد، سرخیل، سرسبز، سرگردان، سرگردانی، سرآسیا،
سرچشمه، سرازیر، سرسفید، سرزمین، سرانه، سرخم، سرسپرده، سرراسته، سرچپه، سربسته،
سربریده، سرگشاده، سرنیزه، سربه مهر، سرکارگر، سر گروه، سرنشین، سرنوشت، سرشناس،
سرسخت، سردوشی، سرتراشی، سرپایی، سرمیزی، سردبیر، سرتا سر، سرتا پا، سربه هوا، سرشار،
سربلند، سرمقاله، سرمنزل، سرپوش، سرگوشی، سرپرست، سرقفلی، گل سر، سخت سر، پیرانه
سر، وده ها واژهء دیگر از همین واژه دوحرفی &quot; سر &quot; ساخته اند که وسعت
تعبیراتش فراوان است.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;ترکیبات
فراوان دیگری نیزاز همین واژهء&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;
&quot; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;سر&quot; آفریده
شده است. مانند، سروته یک کرباس، سروکله شخصی پیدا شدن، به سر دویدن، سر به گریبان
تفکر فرو بردن، سرکسی رازیربالش نمودن، سرکسی را خوردن و&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;... &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;همچنان
هرگاه ما به آثار منثور بزرگان ادب فارسی بنگریم می بینم که درآثار آفرینشی آنان
چگونه واژه ها وترکیب هایی زیبایی آفریده شده اند. مثلاً ابوالفضل بیهقی تاریخ
نگار بی نظیر مان درتصنیف جاودان وماندگارش، این ترکیب های گوناگون را آفریده است&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;: &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; color: rgb(0, 0, 0); font-weight: bold;&quot;&gt;گونه&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt; color: rgb(0, 112, 192);&quot;&gt;&lt;span style=&quot;font-weight: bold; color: rgb(0, 0, 0);&quot; dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(51, 51, 51);&quot;&gt;:&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; color: rgb(0, 112, 192);&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;ترگونه،
کوتاه گونه، خجل گونه، پیاده گونه، کاسد گونه، رنج گونه، آرام گونه، خلوت گونه،
بیگانه گونه، ظبط گونه، ابله گونه، بی گناه گونه، مواضعت گونه، متوحش گونه، متهم
گونه، مراد گونه، مقدم گونه، ایمن گونه&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;..
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;به این
ترکیب های زیبا وگوش نواز نیز نگاه کنید&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;: &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;برمنش،
ژاژخای، باد گرفته، بسته کار، گشاده کار، به ریش نزدیک، ولایت بی خداوند، تیمار
کش، تنگ زنده گانی، دزد زده، ستم رسیده ؛ درشت سخن، سخن نگارین، شادی دوست، باریک
گیر، دشمن بچه، دراز آهنگ، گردن آور، بناگوش، تر زبان، پردان، مرغ دل و&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;... &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;طبیعی
است که دراین مختصرنمی توان دربارهء آفرینش الفاظ تازه وترکیب هایی که درآثارمنظوم
قدمای زبان فارسی دری مانند نظامی، جامی، مولوی، حافظ، ناصر خسرو، بوعلی سینای
بلخی، فرخی، رودکی و..وجود دارد سخن گفت و نمونه هایی برگزید، زیرا مثنوی هفتاد من
کاغذ می شود .&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;واژه ها ساخته نیازهایند و برآمده از ذهن دانشورانی که آن
نیازهای تازه را درک می کنند. زبان یک مجموعه بسته و ایستا نیست تحرک آن به زبان- وران
بستگی دارد.&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; color: navy;&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;امروزه شاهد آنیم که بسياري از واژه‌هاي عربي در
زبان فارسي را نيز &lt;span&gt; &lt;/span&gt;اعراب در زبان خود به
معني ديگري مي‌فهمند، از آن زمره‌اند&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt; color: navy;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;: &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; color: navy;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;بعنوان مثال
واژه : (رقيب) که عرب مي‌فهمد: ( نگهبان )، یا واژه ( شمايل ) که عرب مي‌فهمد: طبع‌ها،
یا واژه (غرور ) &lt;span&gt; &lt;/span&gt;که عرب می فهمد :( فريفتن
)، یا واژه ( لحيم &lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;(&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt; که عرب می فهمد : (پرگوشت)، یا واژه ( نفر ) که عرب
می فهمد: (مردم)، &lt;span&gt; &lt;/span&gt;یا واژه (وجه ) که عرب
می فهمد : &lt;span&gt; &lt;/span&gt;(چهره) و بسياري از واژه‌هاي ديگر&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;امروزه زبانشناسان
همه پیرو این نظریه اند و برآنند كه هیچ زبانى از زبانهاى زنده و حتى مهجور جهان
نیست كه در آن كم یا بیش لغات دخیل از زبان دیگر وجود نداشته باشد. سیوطى در
المهذب، 140 واژه قرآنى را معرب - یعنى غیر عربى الاصل كه سپس عربى شده است -
شمرده است&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;.&quot;&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;در قرآن مجید که به
بیش از 14 قرن پیش مربوط می شود ، کلمات فارسی متعددی همانند : &lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 153);&quot;&gt;سراب ، سرد ، سرمد،
فردوس،  برهان ، مرجان، کافور،  تنور، وزیر، زمهریر، برزخ &lt;/span&gt;و ... &lt;span&gt; &lt;/span&gt;وجود دارد که &lt;span&gt; &lt;/span&gt;عده کثیری از زبانشناسان عرب و غیر عرب به فارسی
بودن این کلمات معترفند&lt;/span&gt;&lt;b&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;.&lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;



&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; color: navy;&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;بسياري از واژه‌هاي عربي در زبان
فارسي در واقع عربي نيستند و اعراب آن‌ها را به معنايي که خود مي‌دانند در نمي‌يابند؟
اين واژه‌ها را جعلي مي‌نامند از آن زمره‌اند&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt; color: navy;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot;&gt;&lt;/span&gt;: &lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; color: navy;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;br /&gt;
&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;font-family: times new roman,times,serif;&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;span dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;text-decoration: underline;&quot;&gt; واژه &lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 51);&quot;&gt;( &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;a href=&quot;http://basafa.sub.ir/&quot; target=&quot;_blank&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-family: times new roman,times,serif; color: black; text-decoration: underline;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 51);&quot;&gt;ابتدايي)&lt;/span&gt; که عرب مي‌گويد:
( بدائي)، یا واژه &lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 102);&quot;&gt;( انقلاب) &lt;/span&gt;که عرب مي‌گويد: (ثوره)، یا واژه &lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 102);&quot;&gt;(تجاوز)&lt;/span&gt; که عرب می
گوید (اعتداء)، یا واژه &lt;span&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 102);&quot;&gt;(توليد ) &lt;/span&gt;که عرب می گوید: (انتاج)،یا واژه &lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 102);&quot;&gt;(تمدن)&lt;/span&gt;
که عرب می گوید: (مدنيه)، یا واژه &lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 102);&quot;&gt;(جامعه)&lt;/span&gt; که عرب می گوید : (مجتمع)، &lt;span&gt; &lt;/span&gt;یا واژه &lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 102);&quot;&gt;(جمعيت)&lt;/span&gt; که عرب می گوید: &lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 102);&quot;&gt;(سکان)&lt;/span&gt;، یا واژه
&lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 153);&quot;&gt;(خجالت ) &lt;/span&gt;که عرب می گوید:(حيا)، یا واژه &lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 102);&quot;&gt;(دخالت ) &lt;/span&gt;که عرب می گوید : (مداخله)، &lt;span&gt; &lt;/span&gt;یا واژه &lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 102);&quot;&gt;(مذاکره )&lt;/span&gt; که عرب می گوید: (مفاوضه ) ،
یا واژه &lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 102);&quot;&gt;(ملت) &lt;/span&gt;که عرب می گوید: (شَعَب)، یا واژه &lt;span style=&quot;color: rgb(102, 0, 102);&quot;&gt;( ملي ) &lt;/span&gt;که عرب می گوید &lt;span&gt; &lt;/span&gt;(قومي)، و بسياري از واژه‌هاي ديگر&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;span dir=&quot;ltr&quot; style=&quot;color: black; text-decoration: none;&quot;&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p&gt; و اما در خصوص ادعای پورپیرار در مورد مقایسه برداشتهای بعدی کلمه عربی &lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt; قدرت &lt;/span&gt;در قیاس با کلمه فارسی&lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt; توانایی&lt;/span&gt; :&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;در مقابل کلمات مشتق شده عربی مورد اشاره وی کلمات فارسی زیر بر گرفته از فعل &lt;span style=&quot;color: rgb(255, 0, 0);&quot;&gt;توان &lt;/span&gt;قرار دارد.&lt;br /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;اقتدار = توانمندی ، توانش&lt;br /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed; font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;مقتدر= توانمند&lt;br /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;span style=&quot;font-family: times new roman,times,serif;&quot;&gt;قادر= توانا&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;p class=&quot;MsoNormal&quot; dir=&quot;rtl&quot; style=&quot;margin-bottom: 0.0001pt; text-align: justify; line-height: normal; direction: rtl; unicode-bidi: embed;&quot;&gt;&lt;span lang=&quot;AR-SA&quot; style=&quot;font-size: 14pt;&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;

&lt;br /&gt;</description>
<pubDate>Thu, 06 Nov 2008 10:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naria2&amp;postid=177</comments>
<dc:creator>naria2</dc:creator>
<guid>http://naria2.blogfa.com/post-177.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بررسی اسناد پوریم شناسی پورپیرار ( قسمت بیست و یکم )</title>
<link>http://naria2.blogfa.com/post-174.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;هر مورخ نظریه‌هایی دارد و بر اساس آن نظریه‌ها  به سراغ اسناد و مدارك می‌رود، ذهنیت مورخ مقدم بر واقعیت‌هایی است كه در اسناد و مدارك یافته می‌شود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;اگر مورخان بر نظریه‌ای كه مبتنی بر واقعیت‌هایی كه از اسناد و مدارك ذكر می‌شود، توافق كنند آن نظریه باعث می‌شود واقعیت‌ها ، به &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(255,204,102)&quot;&gt;واقعیت‌های تاریخی&lt;/FONT&gt; تبدیل شوند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; ناصر پورپیرار از جمله نویسندگانی است که جهت واقعیت تاریخی جلوه دادن نظریه خود پیرامون افسانه پوریم دست به هرگونه توضیح و تفسیر توام با تحریفی در منابع مختلف تاریخی می زند.  یکی از این موارد اصرار عبث وی بر واقعیت تاریخی جلوه دادن نظریه غیر معتبری است که بر اساس آن &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(255,204,102)&quot;&gt;اسکندر مقدونی همان ذوالقرنین قرآنی&lt;/FONT&gt; معرفی می گردد. وی  زیرکانه و با اشارتی مبهم به آنچه &lt;FONT color=#3300ff&gt;اسناد متعلق به بین النهرین و ایران پس از اسلام&lt;/FONT&gt; بر می شمرد، سعی می نماید چنین وانمود کند که سخن او یک واقعیت تاریخی !!! مورد توافق است . و همین را دست مایه هجوم هر چه بیشتر به شخصیت  تاریخی کوروش هخامنشی قرار  می دهد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(204,204,204)&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;در &lt;FONT color=#ff0000&gt;اسناد &lt;/FONT&gt;بین النهرین و ایران، که عمدتا &lt;FONT color=#cc0000&gt;پس از اسلام&lt;/FONT&gt; و پس از پیدایش خط عرب پدید آورده­اند، &lt;FONT color=#cc0000&gt;اسکندر تا مقام یک منجی و آزادی بخش و حتی پیامبر صعود می­کند&lt;/FONT&gt; (ص 249 کتاب پلی بر گذشته، بخش سوم – ناصر پورپیرار) .... ستایش اسکندر ...، از فاصله قرن چهارم تا پایان قرن دهم و یازدهم پیدا می­کنیم، پس اسکندر، و آن هم &lt;FONT color=#cc0000&gt;به سبب دور کردن نکبت هخامنشیان&lt;/FONT&gt; از شرق میانه، پیوسته ستایش و ستوده شده است (ص 250)..... هخامنشیان و اسکندر لازم و ملزوم تاریخی یکدیگرند و نمی­توان از یکی، بدون یادآوری دیگری چیزی گفت.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;تاریخ بازسازی گذشته بر اساس اسناد و مدارك است و اینكه سند و مدرك چیست و چه چیزی را سند و مدرك تلقی كنیم بحث مهمی در علم تاریخ به شمار می‌آید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; پورپیرار با تجاهل آگاهانه نسبت به طبقه بندی اسناد تاریخی و مشخصات روشنی که برای  اسناد تاریخی درجه اول در نظر گرفته شده است ، می کوشد تعدادی از تواریخ و تفاسیر نویسندگان و شعرای اسلامی و ایرانی که در آثار خود پس از ظهور دین اسلام ،ا سکندر مقدونی را همان ذوالقرنین معرفی نموده اند و طبعا&quot; آثارشان از نظر اسناد شناسی، هرگز قائم به خود و یا هر سخن دیگری که فاقد ماخذ معتبر باشد، نمی تواند بعنوان منبع و ماخذ اثبات ادعای ذوالقرنین خواندن اسکندر مقدونی قرار گیرد ، مورد بهره برداری سوء و مطلوب به نفس قرار دهد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(255,204,102)&quot;&gt;قابل اشاره است که بسياري‌ از منابع‌ فارسى‌ و عربى،‌ شجره‌نامه‌هايى‌ مجعول‌ از اسكندر به‌ دست‌ مى‌دهند&lt;/FONT&gt;. با اينهمه‌، در بيشتر آنها نام‌ پدر اسكندر (فيليپ‌) را به‌ شكلهاي‌ فيلفوس‌، فيلقوس‌، فيلاقوس‌، فيلبس‌ يا بيلبوس‌ آورده‌اند. در اين‌ تبارنامه‌ها فراتر از نام‌ فيليپ‌ به‌ نامهايى‌ همچون‌ مطريوس‌، مصريم‌، هرمس‌، ميطون‌، عيص‌ و... بر مى‌خوريم‌ كه‌ نشانى‌ از آنها در تاريخهاي‌ يونانى‌ و رومى‌ِ اسكندر پيدا نمى‌شود و پيداست‌ كه‌ بعدها بر ساخته‌ شده‌ است‌. &lt;FONT color=#0000ff&gt;روايات‌ منقول‌ در غالب‌ اين‌ مآخذ مانند تاريخ‌ طبري‌ (1/577)، مروج‌ الذهب‌ِ مسعودي‌ (1/318)، زين‌ الاخبار گرديزي‌ (ص‌ 602 - 603)، المنتظم‌ ابن‌ جوزي‌ (1/424- 425)، كامل‌ ابن‌ اثير (1/284) و به‌ تبع‌ آنها تاريخهاي‌ متأخرتر مانند مجمل‌ فصيحى‌ (فصيح‌، 1/25) نژاد اسكندر را به‌ ابراهيم‌ خليل‌ يا نوح‌ نبى‌ مى‌رسانند.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; حال اگر پذیرفته شود که اسکندر مقدونی همان ذوالقرنین قرآنی است و دلیل آن را نیز طبق منطق  پورپیرار سخنان نویسندگان  غالبا&quot; ایرانی دوره اسلامی نظیر : فردوسی ، بلعمی ، فخرالدین رازی ٬ نظامی  ٬ خاقانی و ... برشمریم، چگونه می توان سخن دیگر پورپیرار را که مدعی گردیده تمامی این نویسندگان در عالم واقع وجود خارجی نداشته و دست ساخته یهود هستند!!! را هضم نمود. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(204,204,204)&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;نزد خردمند !!! پاسخی جز اين موجه نيست که سراپای سرايندگان اين ادب مشعشع فارسی، همانند ديگر &lt;FONT color=#cc0000&gt;واعظان و مفسران و طبيبان و مورخان و جغرافی دانان و منجمان و درويشان و سالکان و صوفيان و عارفانی&lt;/FONT&gt; که برای ايران پيش از صفويه فهرست کرده اند، &lt;FONT color=#cc0000&gt;دست بافته ی يهوديان از پس پيدايش صفويه است&lt;/FONT&gt; که برای پوشاندن جنايت بزرگ خويش در ماجرای پوريم، کوشيده اند در سرزمينی، از اثر جنايات آنان تهی و خاموش مانده، جشن بزرگداشت نخبگان بگيرند، ( ناصر پورپيرار ، ايرانشناسی بدون دروغ 105 / مورخ 7/8/86 )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;آیا شیوه علمی تاریخ شناسی به سبک پورپیرار اقتضا می کند به وقت اضطرار و تنگ آمدن قافیه، آثار مورخان و شعرایی را که ایشان معتقد است اصلا وجود خارجی نداشته اند و دست بافته یهودیان برای پوشاندن جنایت پوریم هستند را  منبع و ماخذ یک ادعای مهم همچون ذوالقرنین خواندن اسکندر مقدونی قرار داد؟!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(204,204,204)&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;کتاب های قدیمی موجود در زمره &lt;FONT color=#cc0000&gt;شاهکارهای تازه ی یهودیان&lt;/FONT&gt; به قصد تلقین تحرک تاریخی و فرهنگی در سرزمینی است که تنها ساکنان قابل شناخت آن، مهاجران پناه برده در قلاع غیر قابل دسترس اند. &lt;FONT color=#cc0000&gt;جعل سازی های مکتوب و آغاز و تاریخچه ای دور تر از صفویه ندارند&lt;/FONT&gt;. ( پورپیرار – ایران شناسی بدون دروغ 25 )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;در&lt;FONT color=#0000ff&gt; شاهنامه‌، &lt;/FONT&gt;ا&lt;FONT color=#990000&gt;سكندر&lt;/FONT&gt; از تخمة كيانيان‌ (يعنى‌ پسر داراب‌ و برادر بزرگ‌تر دارا، واپسين‌ پادشاه‌ كيانى‌)، و&lt;FONT color=#0000ff&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;مردي‌ نيك‌ سيرت‌، خيرخواه‌ و مهربان‌ است‌ كه‌ نه‌ تنها توطئه‌اي‌ بر ضد دارا نمى‌كند، بلكه‌ بر مرگ‌ او مى‌گريد و كشندگان‌ او را عقوبت‌ مى‌كند.&lt;/FONT&gt; اسكندرِ 9 سده‌ پيش‌ از اسلام‌ پياده‌ به‌ &lt;FONT color=#990000&gt;كعبه‌،&lt;/FONT&gt; و به‌ مقام‌ اسماعيل‌ مى‌رود و &lt;FONT color=#990000&gt;نژاد اسماعيليان‌ &lt;/FONT&gt;را كه‌ مظلوم‌ واقع‌ شده‌ بودند، عزت می نهد ( 7/1846، 1848 )، به‌ دين‌ مسيح‌ سوگند مى‌خورد (7/1860)، با حكيمان‌ برهمن‌ سؤال‌ و جواب‌ مى‌كند (7/1872-1873)، از راه‌ درياي‌ خاور به‌ ديار حبش‌ مى‌رود و شگفتيهاي‌ فراوان‌ مى‌بيند (7/1875-1876). در آنجا از راز چشمة آب‌ حيات‌ خبردار مى‌شود و به‌ جست‌ و جوي‌ آن‌ مى‌رود (7/1887) و در راه‌ به‌ شهري‌ مى‌رسد كه‌ گويا درختى‌ به‌ او خبر مى‌دهد كه‌ چون‌ دوران‌ پادشاهى‌ او به‌ 14 سال‌ برسد، بايد با جهان‌ بدرود كند. اسكندر از اين‌ خبر اندوهگين‌ مى‌شود و همان‌ روز دردمند به‌ بابل‌ مى‌رود و به‌ زودي‌ چشم‌ از جهان‌ فرو مى‌بندد. پيكر وي‌ را به‌ «اسكندري‌» مى‌برند و به‌ خاك‌ مى‌سپارند (7/1908-1910، 1915). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; به راستی اگر بنا به ادعای پورپیرار،  شاهنامه بخشی از جعلیاتی است که قوم یهود در عصر صفوی تدوین کرده،  چرا می باید در این اثر &lt;FONT color=#990000&gt;اسکندر به کعبه و مقام اسماعیل برده شده تا نژاد اسماعیلیان را که مظلوم واقع شده بودند عزت بخشد؟&lt;/FONT&gt; آیا ناصر پورپیرار از کنه داستان سارا و هاجر و اسحق و اسماعیل در دین و منابع یهود بی اطلاع است؟ &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(204,204,204)&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;پس به شیوه خود &lt;FONT color=#990000&gt;جدید نویس بودن شاهنامه&lt;/FONT&gt; و نظایر آن را اثبات خواهم کرد ( پورپیرار/ ایران شناسی بدون دروغ 26 )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;دومين‌ شاعري‌ كه‌ قصة اسكندر را به‌ سلك‌ نظم‌ كشيده‌ است، &lt;FONT color=#0000ff&gt;نظامى‌ گنجوي‌&lt;/FONT&gt; (535 - 619ق‌/ 1141-1222م‌) است‌. او ظاهراً براي‌ نخستين‌ بار از داستانهاي‌ شايع‌ دربارة اسكندر منظومه‌اي‌ مستقل‌ پرداخت‌ و اين‌ سنتى‌ شد كه‌ پس‌ از او سرمشق‌ شماري‌ از شعراي‌ فارسى‌ و ترك‌ زبان‌ گرديد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;اسكندرنامة نظامى‌، آخرين‌ تلاش‌ شاعر در جست‌وجوي‌ يك‌ مدينة فاضله‌ بود كه‌ او را به‌ قلمرو دنياي‌ باستان‌ كشانيد و اين‌ مدينة فاضله‌ بر پاية برابري‌، آزادي‌ و برادري‌ بنيان‌ يافته‌ بود (زرين‌ كوب‌، پير گنجه‌...، 169). استاد گنجه‌ اسكندرنامة خود را به‌ دو بخش‌ «شرف‌نامه‌» ( 800 ،6بيت‌) و « اقبال‌ نامه‌» ( 780 ،3 بيت‌) تقسيم‌ كرده‌ است‌.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;FONT color=#990000&gt; اسكندر&lt;/FONT&gt; در کتاب شرف‌ نامه‌ نظامی٬ &lt;FONT color=#990000&gt;كشورگشايى‌ بزرگ‌، آزمند و بلند پرواز است‌ كه‌ به‌ اقصى‌ نقاط جهان‌ آن‌ زمان‌ مى‌رود و سرزمينهاي‌ وسيعى‌ را تسخير مى‌كند&lt;/FONT&gt;. محتواي‌ شرف‌نامه‌ كمابيش‌ از مقولة همان‌ حرفهايى‌ است‌ كه‌ حكيم‌ طوس‌ در داستان‌ اسكندر خود آورده‌ است‌، ، &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(255,204,102)&quot;&gt;در شرف‌ نامه‌ اسکندر ، ذوالقرنين‌ معرفی  و از او يك‌ قهرمان‌ دفاع‌ از آيين‌ الهى‌ با&lt;/FONT&gt; سيماي‌ يك‌ غازي‌ عصر خويش‌، مثل‌ نورالدين‌ زنگى‌ و صلاح‌الدين‌ ايوبى‌ عرضه‌ می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;اسكندر&lt;/FONT&gt; در کتاب اقبال‌نامه‌ كه‌ گاه‌ آن‌ را خردنامه‌ نيز مى‌خوانند، نیز در&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(255,204,102)&quot;&gt; هيأت‌ فيلسوفى‌ فرمانروا و حكيمى‌ فرزانه‌، و سپس‌ به‌ صورت‌ پيامبري‌ دين‌ پرور ظاهر مى‌شود.&lt;/FONT&gt; در واقع‌، همان‌گونه‌ كه‌ نظامى‌ خود در شرف‌ نامه‌ مى‌گويد، سردار مقدونى‌ را به‌ 3 گونه‌ ترسيم‌ كرده‌ است‌، زيرا گروهى‌ او را صاحب‌ سرير ولايت‌ ستان‌»، جمعى‌ حكيم‌، و دسته‌اي‌ پيامبرش‌ خوانده‌اند (ص‌ 54 - 55. در اقبال‌ نامه‌ (ص‌ 44) اسكندر و ذوالقرنين‌ يكى‌ مى‌شوند.. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; نکته مهم اینست که روايات‌ مربوط به‌ اسكندردر منابع‌ ايرانى‌ ٬ يا از اصل‌ پهلوي‌، يا از مآخذ غير پهلوي‌ (يونانى‌ و سريانى‌ و احتمالاً مآخذ ديگر) بوده‌ است‌. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;پاره‌اي‌ از اين‌ روايات‌ در اصل‌ توسط ايرانيان‌ &lt;FONT color=#990000&gt;(معمولاً زرتشتيان‌)&lt;/FONT&gt; عهد ساسانى‌ در كتابهايى‌ مانند خوتاي‌ نامك‌ نوشته‌ شده است‌، و پس‌ از اسلام‌ به‌ نوشته‌هاي‌ پهلوي‌ مانند دينكرت‌، بندهش‌ و ارداويراف‌نامه‌ انتقال‌ يافته‌، و سپس‌ مأخذ مورخان‌ ايرانى‌ و عرب‌ قرار گرفته‌ است‌. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;مقدار اين‌ قبيل‌ اخبار كه‌ فراتر از پهلوي‌ ساسانى‌ نمى‌رود، نسبتاً كم‌ است‌. بخش‌ ديگر از روايات‌ مربوط به‌ اسكندر، داستانها و گزارشهاي‌ مجعول‌، نيمه‌ افسانه‌اي‌ يا مبالغه‌آميزي‌ است‌ كه‌ پس‌ از اسكندر به‌ يونانى‌ نوشته شده‌، و بعدها به‌ زبانهاي‌ سريانى‌، پهلوي‌، عربى‌، ارمنى‌ و جز آن‌ ترجمه‌ شده‌، و چيزهاي‌ زيادي‌ بدان‌ افزوده‌ گرديده‌ است. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;در اخبار و اشاراتى‌ كه‌ به‌ دست‌ خود ايرانيان‌ &lt;FONT color=#990000&gt;(معمولاً زرتشتى‌ آيين‌)&lt;/FONT&gt; نوشته‌ شده‌، &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(255,204,102)&quot; color=#333333&gt;اسكندر مردي‌ ويرانگر، ستمكار و اهريمنى‌ وصف‌ شده‌ است‌ كه‌ دولت‌ هخامنشى‌ را برانداخت‌، شاهزادگان‌ و بزرگان‌ ايران‌ زمين‌ را كشت‌، خرابيهاي‌ زيادي‌ به‌ بار آورد و كتابهاي‌ دينى‌ ايرانيان‌ را سوزاند&lt;/FONT&gt; ( ارداويراف‌ نامه‌، فصل‌ 1: 3-7؛ دينكرت‌، 437 435, 423, 413, 446 441, ؛ وست‌ .)  از اين‌رو، ايرانيان‌ از اسكندر به‌ عنوان‌ گُجستك‌ سكندر (اسكندر نفرين‌ شده‌) ياد كرده‌، و او را همطراز جبارانى‌ ويرانگر و آتش‌ افروز، و «دوش‌ خدا» (= شاه‌ِ بد) چون‌ ضحاك‌ و افراسياب‌ نهاده‌اند ( كارنامه‌...، 5، 71؛ «شهرستانها...»، بند 5). همچنين‌ به‌ نظر مى‌رسد كه‌ مراد از كرسانى‌ِ غاصب‌ در هوم‌ يشت‌ اوستا (بند 24) كه‌ داعية سلطنت‌ داشت‌ و مانع‌ تبليغ‌ احكام‌ دين‌ بود، اسكندر مقدونى‌ بوده‌ باشد. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;حال سئوال در اینجاست که اگر بنا به قول پورپیرار  آئین زرتشت  چیزی نیست جز جعلیات قوم یهود ، چرا در اخبار و اشاراتی که به دست پیروان این آئین نوشته شده ، در تفاوتی آشکار با کتاب یهود نوشته شده دیگر!!! ( یعنی شاهنامه ) اسکندر  فردی جبار و ویرانگر و آتش افروز معرفی شده است؟!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;حقیقت اینست که &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(255,204,102)&quot; color=#333333&gt;منشاء تمامی اخبار موجود در آثار &lt;FONT color=#cc0000&gt;نویسندگان و مورخان اسلامی&lt;/FONT&gt; ،با مضمون تقدس بخشی به اسکندر و سر رشتة بيشتر افسانه‌ها دربارة  وی كتابى‌ است‌ كه‌ حدود سال‌ 200 م‌ - يعنى‌ 5 قرن‌ پس‌ از اسكندر - به‌ دست‌ &lt;FONT color=#cc0000&gt;مردي‌ ناشناس‌ در مصر&lt;/FONT&gt; نوشته‌ شد و سپس‌ به‌ فيلسوف‌ و مورخ‌ همزمان‌ اسكندر، كاليستنس‌ (خواهرزادة ارسطو) منسوب‌ گرديد.&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; کاليستنس در لشكر كشيهاي اسكندر به آسيا به عنوان مورّخ در ركاب او بود ، ولي چون از دعوي هاي خدايي او انتقاد مي كرد، محكوم به مرگ شد و به قتل رسيد. از كتاب او چيزي برجاي نمانده است، امّا در حدود چهار قرن بعد از عهد او ( بين 200 ق م و 300 ب م)، يكي از يونانيان مقيم مصر اخبار و افسانه هايي را كه درباره ی اسكندر بر سر زبان ها بود گرد آوري كرد و &lt;FONT color=#990000&gt;مقداري بيشتري مطالب مبالغه آميز بدان ها افزود&lt;/FONT&gt; و همه را به عنوان شرح زندگي اسكندر تأليف و به كاليستنس منسوب كرد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(255,204,102)&quot;&gt;اثر اين نويسنده ناشناس، كه در عرف مورخان به كاليستنس دروغين شهرت يافته است، تا قرنها سرچشمه ی ده ها داستان بعضا يا تماما درباره ی اسكندر در ميان ملل مختلف و به زبان هاي مختلف شد.&lt;/FONT&gt; اين اثر در حدود (قرن چهارم م)  از يوناني به لاتيني و در (قرون هفتم يا هشتم م ) از روي متن ترجمه پهلوي صورت گرفته است. ترجمه ی پهلوي در پايان دوران ساساني، يعني اوايل قرن هفتم م ،صورت پذيرفته كه متاسفانه اثري از آن باقي نمانده است، اما ترجمه ی سرياني آن در دست است. &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(255,204,102)&quot;&gt;روايت سرياني داستان اسكندر چندي بعد به عربي راه يافت و با قصه ی ذوالقرنين قرآن در آميخت و مطالب تازه بسياري بدان افزوده شد و غالباً رنگ و بوي اسلامي به خود گرفت. &lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;در اواخر روزگار ساسانيان‌، متن‌ يونانى‌ كاليستنس‌ دروغين‌ به‌ پهلوي‌، و از اين‌ زبان‌ به‌ سريانى‌ ترجمه‌ شد. گرچه‌ ترجمة پهلوي‌ آن‌، پس‌ از مدتى‌ از ميان‌ رفت‌، اما ترجمة سريانى‌ اين‌ متن‌ كه‌ به‌ گفتة نولدكه‌ ظاهراً به‌ توسط يك‌ سريانى‌ نسطوري‌ صورت‌ گرفته‌ بود (نك: 2 ، EIذيل‌ اسكندرنامه‌؛ افشار، 164- 165)، باقى‌ ماند. &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(255,204,102)&quot;&gt;اين‌ ترجمة سريانى‌ چند قرن‌ بعد، به‌ گفتة نولدكه، ‌ مأخذ ترجمه‌هاي‌ عربى‌ اخبار اسكندر قرار گرفت.‌ &lt;BR&gt;&lt;/FONT&gt;طى‌ قرون‌ متمادي‌ به‌ هر يك‌ از اين‌ ترجمه‌ها - تحت‌ تأثير آداب‌ و سنن‌ و اعتقادات‌ محلى‌ - &lt;FONT color=#cc0000&gt;شاخ‌ و برگهايى‌ افزوده‌ شد&lt;/FONT&gt;. &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(255,204,102)&quot;&gt;در ترجمه‌هاي‌ عربى‌ اين‌ افسانه‌ها برخى‌ از رويدادها رنگ‌ و بوي‌ اسلامى‌ پيدا كرد؛ و نيز وقتى‌ كه‌ اين‌ قصه‌ها پس‌ از اسلام‌ از عربى‌ به‌ فارسى‌ برگردانده‌ شد، بسيار چيزها بدان‌ افزوده‌ گرديد و از همة اين‌ افسانه‌ها، اسكندرنامه‌ يا به‌ قول‌ صاحب‌ مجمل‌ التواريخ‌ (ص‌ 506)  «اخبار اسكندر» پديد آمد&lt;/FONT&gt; و شاعرانى‌ چون‌ فردوسى‌ و نظامى‌ آن‌ را به‌ رشتة نظم‌ كشيدند (صفا، حماسه‌ سرايى‌، 90؛ نيز نك: ه د، اسكندرنامه‌). نيز روايات‌ مورخان‌ عرب‌ و ايرانى‌ پس‌ از اسلام‌ دربارة اسكندر هم‌ بيشتر مأخوذ از همين‌ اخبار و احتمالاً از اسكندرنامه‌هايى‌ به‌ زبانهاي‌ ديگر بوده‌ است‌، چنانكه‌ نظامى‌ در منظومة «اسكندر نامه‌»اش‌ از مآخذ يهودي‌، نصرانى‌ و پهلوي‌ نيز بهره‌ گرفته‌ است‌ ( ص‌ 69) &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;روايات‌ منقول‌ در غالب‌ اين‌ مآخذ مانند تاريخ‌ طبري‌ (1/577)، مروج‌ الذهب‌ِ مسعودي‌ (1/318)، زين‌ الاخبار گرديزي‌ (ص‌ 602 - 603)، المنتظم‌ ابن‌ جوزي‌ (1/424- 425)، كامل‌ ابن‌ اثير (1/284) و به‌ تبع‌ آنها تاريخهاي‌ متأخرتر مانند مجمل‌ فصيحى‌ (فصيح‌، 1/25) نژاد اسكندر را به‌ ابراهيم‌ خليل‌ يا نوح‌ نبى‌ مى‌رسانند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;FONT color=#990000&gt;پيوند خوردن‌ رشتة تبار اسكندر به‌ قوم‌ يهود،&lt;/FONT&gt; يا در آمدن‌ وي‌ به‌ زي‌ّ پادشاهى‌ مسيحى‌ بى‌ترديد ناشى‌ از خلق‌ افسانه‌اي‌ مسيحى‌ بر اساس‌ كتابهاي‌ خطى‌ِ مركز بايگانى‌ پادشاهان‌ اسكندريه‌، و به‌ نظم‌ درآمدن‌ بخشهايى‌ از آن‌ به‌ همت‌ شخصى‌ به‌ نام‌ يعقوب‌ ساروك‌، شاعر سريانى‌ زبان‌ مسيحى‌ در اوايل‌ سدة 6م‌ بوده‌ است‌ و اينها همه‌ مى‌رساند كه‌ اين‌ قبيل‌ مترجمان‌ يا گردآورندگان‌ اخبار اسكندر پاره‌اي‌ از روايات‌ و افسانه‌هاي‌ دينى‌ يهودي‌ و مسيحى‌ را به‌ اصل‌ يونانى‌ افزوده‌اند. قرائن‌ نشان‌ مى‌دهد كه‌ مترجم‌ اسكندرنامه‌ از عربى‌ به‌ سريانى‌ كشيشى‌ مسيحى‌ بوده‌ است‌ (باج‌، 77 62, 60,  )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;صرف‌ نظر از پاره‌اي‌ اختلافات‌ جزئى‌، در تاريخهاي‌ متقدم‌ عربى‌ و فارسى‌، به‌ 3 نوع‌ نسب‌ براي‌ اسكندر بر مى‌خوريم‌: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;1- نسب‌ سامى‌ مسيحى‌:&lt;/FONT&gt; چنانكه‌ اشاره‌ شد، هنگامى‌ كه‌ افسانة اسكندر به‌ دست‌ بعضى‌ اقوام‌ سامى‌ِ يهودي‌ يا مسيحى‌ افتاد، هر كدام‌ آن‌ را به‌ رنگ‌ روايات‌ و اعتقادات‌ محلى‌ و دينى‌ خود درآوردند. &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(255,204,102)&quot;&gt;وقتى‌ اسكندر به‌ بيت‌ المقدس‌ نزديك‌ مى‌شد، روحانيان‌ يهودي‌ از او استقبال‌ كردند و كتاب‌ دانيال‌ را كه‌ از او و فتوحاتش‌ خبر داده‌ بود، به‌ او نشان‌ دادند (همو، 74 -73 ؛ نيز نك: عهد عتيق‌، سفر دانيال‌، باب‌ 7).&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: rgb(255,204,102)&quot;&gt;پس‌، اسكندر يهوديان‌ و مقدسات‌ آنان‌ را محترم‌ داشت‌ و در مذبحشان‌ به‌ اجراي‌ مراسم‌ قربانى‌ پرداخت‌ (بيرونى‌، آثار...، 60؛ ابوالفدا، 1/60) و در ميان‌ اين‌ قوم‌ محبوبيت‌ يافت‌ و يهوديان‌ اسكندر را نجات‌ دهندة خود دانستند و در مقام‌ تجليل‌، او و پدرش‌ را از نژاد عيص‌ بن‌ اسحاق‌ بن‌ ابراهيم‌ به‌ شمار آوردند.&lt;/FONT&gt; به‌ علاوه‌، وجود منقولاتى‌ از كتاب‌ مقدس‌ در متن‌ قصة اسكندر نشان‌ مى‌دهد كه‌ مترجم‌ سريانى‌ِ اين‌ قصه‌ از نسطوريان‌ مسيحى‌ بوده‌ است‌ ( فشار، 164) و اين‌ خود حاكى‌ از تلاشى‌ است‌ كه‌ براي‌ متصل‌ كردن‌ اسكندر به‌ نژاد سامى‌ مى‌شده‌ است‌. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT color=#0000cc&gt;2-  نسب‌ مصري‌:&lt;/FONT&gt; خوش‌ رفتاري‌ اسكندر با كاهنان‌ مصري‌ و اداي‌ احترام‌ نسبت‌ به‌ پرستشگاههايشان‌ موجب‌ شد كه‌ آنان‌ وي‌ را پسر خداي‌ آمون‌ بخوانند و متعاقب‌ آن‌ گروهى‌ از مصريان‌ به‌ فكر جعل‌ نژادي‌ مصري‌ براي‌ او بيفتند. طبق‌ نسب‌نامه‌اي‌ كه‌ مصريان‌ براي‌ اسكندر ساخته‌اند، وقتى‌ نِكْتانيبو - يا به‌ قول‌ بيرونى‌: نقطينابوس‌ ( تحقيق‌...، 68) - پادشاه‌ مصر، به‌ دنبال‌ لشكركشى‌ اردشير سوم‌ِ هخامنشى‌ به‌ مصر، از تخت‌ و تاج‌ محروم‌ شد، به‌ اميد گرفتن‌ كمك‌ پيش‌ فيليپ‌ شاه‌ مقدونى‌ رفت‌. در آنجا در لباس‌ يك‌ منجم‌ و به‌ ياري‌ جادو دل‌ِ اُلمپياس‌، زن‌ فيليپ‌ را ربود و با وي‌ ارتباط يافت‌ و اسكندر ثمرة اين‌ پيوند نامشروع‌ بود ( همانجا؛ باج‌، 85 ؛ پيرنيا، 2/1214، قس‌: 2/1177). صاحب‌ مجمل‌ التواريخ‌ نام‌ پادشاه‌ مصر را بختيانوس‌، و نام‌ زنى‌ را كه‌ پادشاه‌ مصر با وي‌ ارتباط يافت‌، اُلمفيد، دختر فيلقوس‌ آورده‌ است‌ (ص‌ 31). تقريباً عين‌ اين‌ روايت‌ را ابن‌ عبري‌ نيز نقل‌ كرده‌ است‌ (نك: تاريخ‌...، 89)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;FONT color=#000099&gt;3- نسب‌ ايرانى‌:&lt;/FONT&gt; جزو نسب‌ نامه‌هايى‌ كه‌ منابع‌ عربى‌ و فارسى‌ براي‌ اسكندر برشمرده‌اند، از همه‌ برجسته‌تر و جالب‌تر آنهايى‌ است‌ كه‌ اسكندر را از تخمة شاهان‌ كيانى‌ دانسته‌اند. گروهى‌ را عقيده‌ بر اين‌ است‌ كه‌ چون‌ تحمل‌ شكست‌ از اسكندر براي‌ ايرانيان‌ دشوار بود و نمى‌توانستند فروپاشى‌ دولت‌ مقتدر هخامنشى‌ را به‌ دست‌ جوانى‌ بيگانه‌ برتابند، شايع‌ كردند كه‌ اسكندر از تبار شاهان‌ ايرانى‌ بوده‌ است‌. بر اساس‌ اين‌ نسب‌ نامة ايرانى‌ كه‌ مورخان‌ آن‌ را با اندك‌ تفاوتهايى‌ نقل‌ كرده‌اند، دارا پادشاه‌ كيانى‌ پس‌ از چيرگى‌ بر فيلفوس‌ شاه‌ رومى‌ دختر او را - كه‌ نامش‌ به‌ صورتهاي‌ گوناگون‌ ذكر شده‌ است‌ (طبري‌،1/574؛ يعقوبى‌،1/115؛ مجمل‌، همانجا؛فردوسى‌،5/1779؛بيرونى‌، همانجا) - به‌ ازدواج‌ خود درآورد و با او درآميخت‌. اما چون‌ دهان‌ او را بويناك‌ يافت‌ و نتوانست‌ آن‌ را با گياه‌ سندر يا اسكندروس‌ معالجه‌ كند، وي‌ را نزد پدرش‌ باز فرستاد (طبري‌، 1/574 - 575؛ دينوري‌، 53 -54؛ گرديزي‌، 603؛ فصيح‌، 1/25؛ نيز نك: فردوسى‌، 5/1779-1781). پادشاه‌ روم‌ با كسى‌ از اين‌ ماجرا سخن‌ نگفت‌ و پس‌ از آنكه‌ دخترش‌ بار بنهاد، نام‌ همان‌ گياه‌ سندر يا اسكندر را بروي‌ نهاد (همانجاها؛ ثعلبى‌، 359) و اعلام‌ كرد كه‌ اسكندر فرزند خود اوست‌. بدين‌ ترتيب‌، ايرانيان‌ با منتسب‌ كردن‌ اسكندر به‌ داراي‌ اول‌، او را پهلوانى‌ از پهلوانان‌ ايرانى‌ دانستند و وي‌ لياقت‌ محبوب‌ شدن‌ در ميان‌ آنان‌ را پيدا كرد. البته‌ اين‌ تصوير خلاف‌ تصويري‌ است‌ كه‌ از اسكندر در روايات‌ دينى‌ ايرانيان‌ عرضه‌ شده‌ است‌ (كريستن‌ سن‌، 217)&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;در منابع‌ عربى‌ و فارسى‌ چيزي‌ از خردسالى‌ اسكندر نيامده‌ است‌، جز آنكه‌ پدرش‌ او را به‌ ارسطو سپرد تا ادب‌ و حكمت‌ بياموزد. اسكندر 5 سال‌ در خدمت‌ وي‌ بود تا در علم‌ و فلسفه‌ به‌ بالاترين‌ درجه‌ رسيد (شهرستانى‌، 2/137). بنا به‌ نوشتة گرديزي‌ (ص‌ 604) و ابن‌ جوزي‌ (1/427) ارسطو مقام‌ وزارت‌ اسكندر را داشت‌ و هر چه‌ شاهزادة مقدونى‌ مى‌كرد، به‌ اشارة او بود. آنجا كه‌ اسكندر از مسير عدالت‌ و اعتدال‌ بيرون‌ مى‌شد، ارسطو به‌ وي‌ هشدار مى‌داد. ارسطو مخصوصاً در مكاتبات‌ خود با اسكندر او را از قتل‌ و غارت‌ برحذر مى‌داشت‌ (ابن‌ اثير، 1/291؛ دينوري‌، 64؛ حمزه‌، 40-41). در پاره‌اي‌ منابع‌ ارسطو را همدرس‌ اسكندر دانسته‌اند كه‌ بعدها در دوران‌ پادشاهى‌ اسكندر وزير او شده‌ است‌ (نظامى‌، 86، 93). &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;آنچه‌ از حوادث‌ زندگى‌ اسكندر تقريباً در تمام‌ تاريخهاي‌ قديم‌ بيشتر بر آن‌ تكيه‌ شده‌، جنگ‌ او با ايرانيان‌ است‌. عمده‌ تفاوت‌ِ گزارش‌ اين‌ تاريخها با آنچه‌ در منابع‌ اروپايى‌ در اين‌ باب‌ آمده‌، اين‌ است‌ كه‌ حريف‌ ايرانى‌ اسكندر كه‌ در تاريخهاي‌ اروپايى‌ داريوش‌ سوم‌ آخرين‌ پادشاه‌ هخامنشى‌ است‌، جاي‌ خود را معمولاً به‌ داراي‌ دارا، يا داراي‌ دوم‌ يا داراي‌ اصغر، آخرين‌ پادشاه‌ كيانى‌ مى‌دهد. به‌ همين‌ دليل‌ در آثار ادبى‌ فارسى‌ نيز هميشه‌ دارا و اسكندر در كنار يا در مقابل‌ يكديگر قرار مى‌گيرند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; &lt;FONT color=#990000&gt;ادبا و شعراي‌ فارسى‌ زبان‌ بى‌آنكه‌ منتظر اثبات‌ يا ابطال‌ اخبار ضد و نقيض‌ و مبالغه‌ آميز اسكندر شوند، يا اساساً اهميتى‌ به‌ صحت‌ و سقم‌ آنها بدهند، مضامين‌ گوناگون‌ بديعى‌ بر پاية آن‌ اخبار ساخته‌اند. اين‌ شعرا و نويسندگان‌ در بند آن‌ نبوده‌اند كه‌ در اخبار، اسكندر صحيح‌ را از ناصحيح‌ باز شناسند. از اين‌ رو، در آثار آنان‌ اسكندر ذوالقرنين‌ است‌ و ذوالقرنين‌ اسكندر&lt;/FONT&gt;. خضر در مصاحبت‌ اسكندر در جست‌ و جوي‌ آب‌ زندگانى‌ به‌ ظلمات‌ مى‌رود، سدّ سكندر به‌ آسانى‌ در چين‌ قرار مى‌گيرد، و اسكندرِ خونريز نمونه‌ و نمادي‌ از جوانمردي‌، بخشندگى‌، عدالت‌ و رحم‌ مى‌شود. شاعر با چشمة آب‌ حيات‌ و آيينة اسكندري‌ همچون‌ واقعيات‌ مسلم‌ معامله‌ مى‌كند. شعراي‌ عارف‌ و عارفان‌ شاعر از حد تشبيهات‌ و استعارات‌ مرسوم‌ فراتر رفته‌، و از آنچه‌ دربارة اسكندر خوانده‌اند، به‌ زبان‌ نمادين‌ عرفان‌ استفاده‌ها برده است‌، و از اين‌ رهگذر بر غناي‌ ادب‌ عرفانى‌ فارسى‌ افزوده‌اند. شهرت‌ افسانه‌اي‌ و برجستگى‌ بسيار بارز اسكندر از سويى‌، و ضرورت‌ اَعْرَف‌ و اجلى‌ بودن‌ مشبّه‌ٌ به‌ در تشبيه‌ يا اعرف‌ و اجلى‌ بودن‌ يك‌ طرف‌ معادله‌ در صنعت‌ تمثيل‌، از سويى‌ ديگر، موجب‌ شده‌ كه‌ اسكندر و رويدادها، اشياء و افراد مرتبط با تاريخ‌ يا اسطورة زندگى‌ او، در صنايع‌ بديعى‌ - تشبيه‌، مبالغه‌، ارسال‌ مثل‌ و جز آن‌ - به‌ عنوان‌ اركان‌ اصلى‌ِ هر يك‌ از اين‌ صنايع‌ مورد استفاده‌ قرار گيرند و شعرا در وصف‌ ممدوحان‌، تنبيه‌ مخاطبان‌، بيان‌ انديشه‌هاي‌ شاعرانه‌، تجسم‌ و ترسيم‌ بهتر و ملموس‌ترِ نكات‌ عميق‌ اخلاقى‌ و فلسفى‌ِ خود از قصة اسكندر بهره‌ برند ( براي‌ نمونه‌، نك: ناصر خسرو، 246، 338؛ خاقانى‌، 23، 232، 248، 280، 309؛ حافظ، 4، 117، 147؛ صائب‌، 118، 121، 823.  )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;آیا همه آنچه آمد برای هر صاحب خرد نشانه و حجج محکمی برای رد  کامل عقاید پورپیرار را در مورد شعرا و نویسندگان ایرانی پیش از صفویه نیست؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;BR&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 16 Oct 2008 11:03:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naria2&amp;postid=174</comments>
<dc:creator>naria2</dc:creator>
<guid>http://naria2.blogfa.com/post-174.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بررسی اسناد پوریم شناسی پورپیرار ( قسمت بیستم </title>
<link>http://naria2.blogfa.com/post-173.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;ناصر پورپيرار در شماره هاي 13 تا 15 مجموعه مقالات خود تحت عنوان &quot; مدخلي بر ايران شناسي بدون دروغ  &quot;  ضمن بررسي &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;قلاع ( قلعه ها ) &lt;/font&gt;کهن موجود در سرزمين ايران تلاش وافری نموده تا با در کنار هم  گذاردن جملاتي پر از تناقض و تقابل، يکي  دیگر از &lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;اسناد به اصطلاح مهم !!! خود جهت اثبات ابعاد پوریم خیالی اش را به خوانندگان عرضه نماید.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;
&lt;table cellspacing=&quot;2&quot; cellpadding=&quot;2&quot; border=&quot;1&quot; width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&quot; &lt;/strong&gt; در پي طلوع اسلام، زماني که بانگ بلند و آرام کننده ي اذان، اندک اندک &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;سايه هاي ترس و خرافه&lt;/font&gt; را از محيط شرق ميانه و اطراف آن دور مي کرد، به تدريج و با ترديد و تعلل و تاخير، گروه هاي کوچکي از حوالي و همسايگان، پس از ۱۲ قرن سکوت، به خاک خالي مانده و به ظاهر نفرين زده ي ايران، از چهار سو کوچ کرده اند و آن &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;يهوديان لجوج ايستاده در برابر پيامبر&lt;/font&gt; نيز، که با غيظ تمام، شاهد پيروزي و پذيرش اسلام، از سوي مردم ممتاز خطه ي ما و باز سازي و تجديد حيات شرق ميانه، در روشني تابناک قرآن بودند، &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;در زمره ي نخستين گروههايي&lt;/font&gt; قرار گرفتند که بار ديگر به ايران خزيدند و &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;با راه نمايي تورات و خاطرات خاخام ها&lt;b&gt;،&lt;/b&gt;&lt;/font&gt; به تبعيدگاه ها و مکان هاي استقرار پيشين، در شمال و جنوب و شرق و غرب و مرکز اين سرزمين گسيل شدند و &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;قلاع &lt;/font&gt;و پايگاه هاي جديد خود را بنا کرده و بالا بردند. &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;قومي که به پيشينه ي اين اقليم و شقاوتي که عليه آن انجام شده بود، آگاهي کامل داشتند .&lt;/font&gt; &lt;b&gt;&quot;&lt;/b&gt;  ( ناصر پورپيرار -  ايران شناسی بدون دروغ 13 مورخ بيستم آذر 85 )&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; نکات اصلی سخن فوق بدین قرار است :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;1-    پس از&lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt; طلوع اسلام &lt;/font&gt;گروه هايي کوچک از چهارسو به درون سرزمين ايران مهاجرت نمودند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;2-    &lt;font color=&quot;#333333&quot;&gt;يهوديان&lt;/font&gt; در زمره &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;نخستين گروه&lt;/font&gt; هايي بودند که به ايران &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;مهاجرت &lt;/font&gt;نمودند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;3-    يهوديان &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;با راهنمايي گرفتن از تورات و خاطرات خاخام ها&lt;/font&gt; به محل هاي پيشين استقرار خود در چهارسوي ايران گسيل شدند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;4-    آنان در محل هاي مذکور &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;قلعه ها ( قلاع )&lt;/font&gt; و پايگاه هاي جديد خود را بنا کردند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;5-    آنان از &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;تاريخ سرزمين ايران&lt;/font&gt; و شقاوتي ( کشتار پوريم ) که عليه آن انجام داده بودند ، &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;آگاهي کامل&lt;/font&gt; داشتند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;و اما وی در کمال ناباوری در پاراگرافهای بعد مطالبی اظهار می دارد که يا منتج از گرفتار شدن ناگهانی وی به &lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt;عارضه فراموش کاري&lt;/font&gt; که مشکل هميشگی تمامی گزافه گويان لاطائلات باف است می باشد و يا ناشی از عدم  شناخت کامل  او نسبت به لزوم انسجام در مقدمه ، ميانه و موخره  يک مقاله تحقيقی . &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; وی در تناقضي آشکار، ضمن طرح چنين &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;پرسش &lt;/font&gt;به قول خودش &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;تاريخي بزرگي&lt;/font&gt; !!! که :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255);&quot;&gt;&lt;font style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;چرا و از چه باب تجمع هاي زيستي ( مردمان مهاجر غير يهود بی اطلاع از پوريم ) در سراسر  ايران از نخستين قرون اسلامي در قلعه ها پناه گرفتند ؟ !!!&lt;/font&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 255);&quot;&gt;به کل از خاطر مبارک می برد که در چند سطر بالاتر از همين مقاله،&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;يهوديان را بعنوان نخستين گروه مهاجران&lt;/font&gt; به سرزمين ايران ( پس از طلوع اسلام ) معرفی نموده که &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;با راهنمايی تورات و خاطرات خاخام ها !!!&lt;/font&gt; در قلاعی که در سراسر ايران ايجاد کردند سکونت گزيدند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;
&lt;table cellspacing=&quot;2&quot; cellpadding=&quot;2&quot; border=&quot;1&quot; width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt; &lt;b&gt;&quot; &lt;/b&gt;در اين جا مضمون &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;پرسش تاريخي بزرگ&lt;/font&gt;  و بروز کرده، چنين است که از چه باب در سراسر ايران و از نخستين قرون اسلامي، صرف نظر از محيط و شرايط و امکانات جغرافيايي، تجمع هاي زيستي را &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;پناه گرفته در قلاع&lt;/font&gt; و بر بلندي هاي دشوارگذر و براي غريبه ها، دور از دسترس مي يابيم و انتخاب چنين شيوه ي نامعمول اسکان، از سوي مهاجران، که بي شک  در  سراسر  جهان  مشابهي  ندارد  و دشواري توسل و تدارک آن بر کسي پوشيده نيست، &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;بر مبناي چه الزام و نياز و ضرورتي پيش آمده است؟&lt;/font&gt;  &quot;  ( ناصر پورپيرار - همان مقاله )&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;وی از يک سو آنهم در يک مقاله واحد مدعي مي گردد&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;font color=&quot;#990000&quot;&gt;يهوديان لجوج بدليل غيظ و عداوت با پيامبر اسلام و  طبق راهنمايي هاي تورات و خاطرات خاخام ها&lt;/font&gt;  به ايران مهاجرت کرده و در سراسر اين خاک دست به بنا نمودن قلعه هايي براي سکونت زدند و از طرف ديگر ادعا مي کند &lt;font color=&quot;#990000&quot;&gt;مهاجريني که با شنيدن نداي اسلام متوجه خرافه بودن عقايدي همچون نفرين زده بودن سرزمين ايران گرديده بودند&lt;/font&gt;!!! فارغ البال به سوي اين سرزمين همسايه روانه گرديدند. &lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;دوگانگی موجود در سخن پورپيرار  از اینجا شروع می شود که اظهار می دارد این مهاجرین مورد خطاب قرار گرفته قرآن که  خرافه متداول مبنی بر نفرین زده بودن سرزمین ایران را به دور افکنده بودند، در بدو ورود و با ديدن &lt;font color=&quot;#990000&quot;&gt;انبوه خرابي هاي مانده&lt;/font&gt; بر زمين از ترس جان خود به کوه ها و ارتفاعات گریختند و در آنجا قلعه هایی مستحکم برای حفظ جان خود ساختند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;  سئوال اینست که آیا  تاثیر ندای خرافه زدای اسلام در اینان تا این حد سطحی  بوده است که ظرف مدت اندکی &lt;font color=&quot;#990000&quot;&gt;دوباره دچار خرافه زدگی &lt;/font&gt;گردیده و از بيم جان &lt;b&gt;!!!  &lt;/b&gt;خود در قلعه ها پناه گرفته اند!!!  &lt;font color=&quot;#3300cc&quot;&gt;قلعه هايي که طبق قول خود جناب پورپيرار چند روز يا ماه قبل تر مملو از يهودياني شده بود که  خود مسبب انبوه خرابي هاي مذکور  بوده اند&lt;b&gt;!!!!&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;color: rgb(153, 0, 102);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;b&gt;علاوه بر این زندگی در ارتفاعات بلند چه تناسب عقلانی می تواند با روحیات  زیست محیطی شترسواران صحراگرد داشتته باشد؟ آیا بهتر نبود  آنان بعد از دیدن انبوه خرابی ها ، بارو بندیل خود  را بربسته و به سرزمین مادری خویش رجعت می نمودند تا در مکانی امن تر و متناسبتر با روحیات خود زندگی نمایند؟&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;color: rgb(153, 0, 102);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;b&gt;مهمتر اینکه چرا تاکنون هیچ اثر اسلامی که نشان دهنده  زیست این مومنین در قلعه های مذکور باشد یافت نشده است؟&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;color: rgb(153, 0, 102);&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;b&gt;آیا آنان به مسجد و حمام و ... نیاز نداشتند؟&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#3300cc&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(153, 0, 102);&quot;&gt;چرا  کوچکترین اثری از چنین ابنیه ای در درون و یا کنار این قلاع بچشم نمی خورد؟&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; عجب حکايت خنده داری شد اين مقاله استاد بزرگ تاريخشناسی بدون دروغ  ما&lt;b&gt; !!!&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;
&lt;table cellspacing=&quot;2&quot; cellpadding=&quot;2&quot; border=&quot;1&quot; width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;&lt;strong&gt; &quot;&lt;/strong&gt; آن ها ( مهاجرين غير يهود ) ، &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;چنان که اغلب در اين قلعه ها&lt;/font&gt; به بقايا و لوازم آن بر مي خوريم، زحمت حفر چاه آب در صخره و سنگ و تدارک چاله هايي براي ذخيره و جمع آوري آب باران را بر خود هموار کرده اند، اما کنار چشمه و يا رودخانه ي نزديک به قلعه را براي اسکان خويش مناسب نديده اند!؟ و چون نمي توان &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;از نظر تاريخي،&lt;/font&gt; دليل و بهانه اي براي اين &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;&lt;strong&gt;عزلت گزيني مدافعانه&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt; يافت، پس بايد پذيرفت که انبوه خرابي هاي مانده بر زمين، که هنوز داستان واضح وسعت تخريب و کشتار پوريم را باز مي گفت، در ذهن &lt;b&gt;&lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;وارد شونده اي که پيشينه و تاريخ اين سرزمين را نمي دانست،&lt;/font&gt; &lt;/b&gt;از آغاز ذهنيت حضور در &lt;font color=&quot;#990000&quot;&gt;حوزه اي نا امن&lt;/font&gt; را تلقين مي کرد و به ايجاد &lt;font color=&quot;#990000&quot;&gt;تدارکاتي براي دفاع&lt;/font&gt; بر مي انگيخت &lt;b&gt;&quot; . &lt;/b&gt;( ناصر پورپيرار - همان مقاله )&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;پورپيرار وقتي انتخاب قلعه ها توسط ت&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 153, 255);&quot;&gt;جمع هاي انساني تازه کوچ کرده &lt;/span&gt;به ايران را فقط و فقط بخاطر شرايط مطمئن تر جغرافيايی آنها  از نظر فراهم سازي &lt;font color=&quot;#cc0000&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 153, 255);&quot;&gt;ا&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 0, 51);&quot;&gt;مکانات دفاع از جان&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 153, 255); color: rgb(0, 0, 51);&quot;&gt; &lt;/span&gt;خويش مي خواند. لذا طبعا&quot; مقصود وي از اين گروه از مهاجرين، هرگز نمي تواند &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;يهوديان مهاجر&lt;/font&gt; باشد. زيرا آنان که به قول پورپيرار &lt;font color=&quot;#cc0000&quot; style=&quot;color: rgb(0, 0, 0);&quot;&gt;&lt;strong&gt;آ&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 153, 255);&quot;&gt;گاهي کاملي از پيشينه و تاريخ اين سرزمين&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 153, 255);&quot;&gt; &lt;/span&gt;&lt;/font&gt;داشتند، هيچ دليلي نداشت از ترس آنچه کاملا نسبت به آن آگاهي دارند و  به اصطلاح کرده خودشان مي باشد به قلعه ها پناه ببرند. پس خيلي روشن است که منظور او کدام مهاجرين هستند. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;
&lt;table cellspacing=&quot;2&quot; cellpadding=&quot;2&quot; border=&quot;1&quot; width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;آن چه در نگاه نخست &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;مورخ را دچار حيرت مي کند،&lt;/font&gt; رو به رو شدن با اين نمونه ي حيرت انگيز و بي قرينه است که &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;تجمع هاي تازه ي انساني کوچ کرده به ايران،&lt;/font&gt; خلاف عرف و طينت، به انديشه ي بار اندازي و توقف در محيطي با وفور خدمات طبيعي، چون چشمه و رود و علفزار و دشت هاي باز قابل کشت و گله داري و شکار نبوده اند، بل به عکس، با صرف نظر کردن عمدي و آشکار از اين گونه مواهب و مايه هاي طبيعي، که در غالب موارد به وفور در فاصله اي نه چندان دور، دسترسي به آن ها ميسر بوده، &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;از همان بدو ورود،&lt;/font&gt; چنان که معماري اين قلاع بيان مي کند، بيش و پيش از همه در صدد ايجاد شرايط و امکانات به تر و مطمئن تري &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;براي دفاع از جان خويش&lt;/font&gt; بوده اند؟&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;&quot;&lt;/b&gt; ( ناصر پورپیرار – همان مقاله )&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/p&gt;&lt;/font&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;  
&lt;table cellspacing=&quot;2&quot; cellpadding=&quot;2&quot; border=&quot;1&quot; width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;&lt;strong&gt;&quot;&lt;/strong&gt; آن ها، چنان که اغلب در اين قلعه ها به بقايا و لوازم آن بر مي خوريم، زحمت حفر چاه آب در صخره و سنگ و تدارک چاله هايي براي ذخيره و جمع آوري آب باران را بر خود هموار کرده اند، اما کنار چشمه و يا رودخانه ي نزديک به قلعه را براي اسکان خويش مناسب نديده اند!؟ و چون نمي توان &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;از نظر تاريخي،&lt;/font&gt; دليل و بهانه اي براي اين &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;عزلت گزيني مدافعانه&lt;/font&gt; يافت، پس بايد پذيرفت که &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;انبوه خرابي هاي&lt;/font&gt; مانده بر زمين، که هنوز داستان واضح وسعت تخريب و کشتار پوريم را باز مي گفت، &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;در ذهن وارد شونده اي که پيشينه و تاريخ اين سرزمين را نمي دانست&lt;/font&gt;، از آغاز ذهنيت حضور در &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;حوزه اي نا امن&lt;/font&gt; را تلقين مي کرد و به ايجاد تدارکاتي &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;براي دفاع&lt;/font&gt; بر مي انگيخت&lt;b&gt;. &quot;&lt;/b&gt; ( ناصر پورپيرار -  همان مقاله )&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;با يک تجزيه و تحليل ساده اين سخن  پورپيرار که به فاصله چند سطر بعد از ادعاهاي قبلي وي در همين مقاله آورده شده است، با ادعاهاي متناقضي روبرو مي گردیم :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;1-    &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;تجمع هاي تازه انساني&lt;/font&gt; کوچ کرده به ايران ( مهاجرين ) کساني بودند که &lt;font color=&quot;#cc0000&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 153, 255); color: rgb(51, 51, 51);&quot;&gt;بر خلاف عرف و طينت &lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(51, 51, 51);&quot;&gt; &lt;/span&gt;بجاي سکني گزيني در کنار چشمه و رود و علفزار  به بلندي ها پناه بردند و به &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;ساخت قلاع&lt;/font&gt; پرداختند. ( به راستی  چرا و بر طبق چه منطقی چنین سختی به خود روا داشتند؟!! آیا آنان به فکر آب آشامیدنی خود و دام هایشان، علوفه دام ها و خوراک طیور، کشت و زرع، شکار و ... نبودند؟!!! &lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;اصولا مهاجرت انسان برای رسیدن به شرایط بهتر است یا بدتر؟ آنهم مهاجرتی در چندین و جند قرن پیش که داوطلبانه صورت گرفته است؟!! ) &lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;2-     آنان اينکار را بدين خاطر انجام دادند که موقع &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;ورود &lt;/font&gt;به ايران با &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;انبوه خرابي ها&lt;/font&gt; روبرو شدند و ترس  وحشت سراپايشان را فرا گرفت.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;3-    لذا براي حفظ جان خود شيوه  &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;عزلت مدافعانه&lt;/font&gt; !!! برگزيدند و در ارتفاعات کوه ها و ... &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;قلعه سازي&lt;/font&gt; نمودند.( چه ضرورتی داشت برای حفظ جان خود به قلعه ها و نوک کوه ها پناه ببرند و  تشنگی و گرسنگی بکشند؟!! خوب بهتر این نبود از همان راهی که آمده اند به سرزمین اصلی خود برگردند ؟!!!)&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;4-    مهاجرين ( وارد شوندگان )&lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt; هيچگونه شناختي&lt;/font&gt; از پيشينه و تاريخ اين سرزمين ( ايران ) نداشتند.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;5-    آنان فقط و فقط بدين خاطر به قلاع پناه بردند که در همان &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;بدو ورود&lt;/font&gt; به ايران  با انبوه خرابه هايي روبرو شدند  که از آغاز &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;ذهنيت حضور در حوزه اي نا امن&lt;/font&gt; را به آنان تلقين مي نمود. ( زندگی   مهاجران در یک حوزه ناامن و در شرایط سخت جغرافیایی کوه ها و پرتگاه ها !!!! بدون هیچگونه اجبار و زوری مبنی بر ترک سرزمین مادری؟!! اینهم یکی دیگر از شاهکارهای تاریخ شناسی پورپیرار است ) &lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; بله تاريخ شناس شهير !!! ما  طي يک مقاله ، به مصداق ضرب المثل معروف هر لحظه به رنگي بت عيار درآيد، به يکباره &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;يهودياني&lt;/font&gt; را که بعنوان نخستين گروه مهاجرين به ايران پس از ظهور اسلام، بنا کننده  &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;قلاع ( قلعه ها )&lt;/font&gt; تحت راهنمايي تورات و خاخام ها معرفي نموده بود پاک از ياد برده  و مهاجرين ديگری که هيچ ارتباطی با&lt;b&gt; &lt;/b&gt;يهود و يهوديت نداشته اند را بنا کننده و استفاده کننده از اين قلاع آنهم از روي يک وهم که در &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;بدو ورود&lt;/font&gt; به آنان دست داده بود مي داند؟!!! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; جالب تر از اينها بحث &lt;font color=&quot;#3300ff&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 153, 255);&quot;&gt;طلسم شکني&lt;/font&gt; ورود به سرزمين به قول پورپيرار خالي از سکنه مانده ايران پس از پوريم است .  وي  يکبار &lt;font color=&quot;#cc0000&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 153, 255); color: rgb(51, 51, 51);&quot;&gt;يهوديان را شکننده طلسم&lt;b&gt; &lt;/b&gt;مهاجرت&lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 153, 255); color: rgb(51, 51, 51);&quot;&gt; &lt;/span&gt;به ايران پوريم زده !!! مي خواند و می نويسد :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;
&lt;table cellspacing=&quot;2&quot; cellpadding=&quot;2&quot; border=&quot;1&quot; width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p align=&quot;center&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;چهارشنبه 22 آذر1385 ساعت: 22:23 توسط:ناصر پورپيرار&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;دوستان احرار. در انتهاي يادداشت پيش نوشتم که حوصله کنيد تا به اتفاق &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;به ديدار عجايب ديگري&lt;/font&gt; از تاريخ بدون دروغ ايران ورود کنيم، …….  &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;در باب تجمع هاي بزرگ قلاع&lt;/font&gt; توجه مي دهم که &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;اين گرد هم آيي ها&lt;/font&gt; را بيش تر در نقاطي مشاهده مي کنيم که &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;محل اجتماع پيشين يهوديان&lt;/font&gt; در قبل از پوريم بوده است: در البرز مرکزي، دماوند و فيروز کوه و در نيشابور و شاهرود و سمنان و ديگر نقاط. &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;اين نشانه ي روشني است&lt;/font&gt; که توجه دهم &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;طلسم بازگشت به ايران&lt;/font&gt; و عمدتا براي مقابله ي محلي و ايجاد پايگاه ناکام مانده ي تازه اي عليه پيشرفت هاي اسلام را نيز ، &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;يهوديان شکسته اند&lt;b&gt;.&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;و بار ديگر مي فرمايند اين&lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt; &lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 153, 255); color: rgb(51, 51, 51);&quot;&gt;فضاي ناشی از  ظهور دين اسلام&lt;/span&gt;&lt;/font&gt;&lt;span style=&quot;background-color: rgb(255, 153, 255); color: rgb(51, 51, 51);&quot;&gt; &lt;/span&gt;در منطقه ي ما بوده که  طلسم بازگشت به ايران را شکسته است!!!!&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;
&lt;table cellspacing=&quot;2&quot; cellpadding=&quot;2&quot; border=&quot;1&quot; width=&quot;100%&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;پس با به ترين و محکم ترين دليل سرکوب و ويراني و کشتار سراسري بي حساب، در ماجراي پليد پوريم مواجهيم، چندان که پس از دوازده قرن، هنوز چنان آثار آشکار و قابل ديداري بر زمين باقي داشته، که &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;ريسک ورود&lt;/font&gt; به حوزه ي آن را &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;با تدارک شرايط دفاع &lt;/font&gt;دائم توام کرده است و اين همان &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;رمز خالي ماندن&lt;/font&gt; دراز مدت اين سرزمين از انسان و &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;عدم علاقه به مهاجرت&lt;/font&gt; پيش از اسلام&lt;b&gt; &lt;/b&gt;به حوزه اي است، که تنها &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;ظهور فضاي اسلامي&lt;/font&gt; در منطقه ي ما ، &lt;font color=&quot;#cc0000&quot;&gt;طلسم آن را شکست&lt;/font&gt; و گشود&lt;b&gt; &lt;/b&gt;  ( ايران شناسي بدون دروغ 13 مورخ بيستم آذر 85 )&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;&lt;/font&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Tue, 09 Sep 2008 09:25:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naria2&amp;postid=173</comments>
<dc:creator>naria2</dc:creator>
<guid>http://naria2.blogfa.com/post-173.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بررسی اسناد پوریم شناسی پورپیرار ( قسمت نوزدهم</title>
<link>http://naria2.blogfa.com/post-172.aspx</link>
<description>
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;هر نویسنده سبک و سیاقی ویژه  برای رساندن پیام خود بر می گزیند و  همواره می کوشد از آن پیروی نماید. در این بین سبک و سیاق ناصر پورپیرارتاکنون چیزی جز غوغاسالاری عوام فریبانه توام با کاربرد ادبیاتی خارج از نزاکت پیرامون هر آنچه قصد تخطئه آنرا دارد نبوده است. برای آشنایی بیشتر خوانندگان محترم با این سبک و سیاق مخصوص توجه آنان را به متن یکی دیگر از پیامهای ایشان جلب می کنم. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;div align=&quot;justify&quot;&gt;
&lt;table border=&quot;1&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;
&lt;tbody&gt;
&lt;tr&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;سه شنبه 26 دی 1385 ساعت: 22:45 &lt;/p&gt;&lt;/td&gt;
&lt;td&gt;
&lt;p dir=&quot;rtl&quot;&gt;توسط: ناصر پورپیرار &lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;
&lt;tr style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 204);&quot;&gt;
&lt;td colspan=&quot;2&quot;&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;آقای حسین. در این جا صحبت از &lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;جعل و دروغ&lt;/font&gt; و نمایشی از اهداف جاعلین و دروغ سازان در جریان است…………مسلما &lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;تخ&lt;/font&gt;&lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;دیر &lt;/font&gt;&lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;ملتی&lt;/font&gt; با منظومه ها و &lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;غزلیات بند تنبانی&lt;/font&gt; و ضعیف حاصل نمی شده،………. به&lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt; همین سیاق است آثار مولانا&lt;/font&gt; که باز هم به دوران پس از صفویه ساخته اند و غیره و غیره. آیا نمی بینید که چه غوغایی در موضوع مولانا شناسی در سراسر جهان به راه انداخته اند و &lt;font color=&quot;#ff0000&quot;&gt;آیا خبر ندارید که محبوب مولانا، در کلیات او به جای اسماعیل و محمد، غالبا موسی و اسحاق است؟! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;/td&gt;&lt;/tr&gt;&lt;/tbody&gt;&lt;/table&gt;&lt;/div&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt; &lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;ناصر پورپیرار در حالی  محبوب مولانا را به جای اسماعیل و محمد (ص ) ، غالبا  موسی  و اسحق می خواند !!!  که مولانا به وضوح در مثنوي معنوي، پيامبر را &lt;font color=&quot;#3300ff&quot; style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 153);&quot;&gt;عصاره تمام پيامبران&lt;/font&gt; معرفي کرده و در خصوص ایشان مي فرماید:&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;color: rgb(0, 0, 153);&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;نام احمد نام جمله انبياست&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; style=&quot;color: rgb(0, 0, 153);&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;چونکه صد آمد نود هم پيش ماست&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; color=&quot;#cc0033&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;چگونه ممکن است &lt;span style=&quot;color: rgb(204, 0, 51);&quot;&gt;محبوب &lt;/span&gt;مولانا، حضرت محمد نباشد ولی  وی ایشان را همان پیامبر خاتم  وعده شده الهی در ادیان پیشین برشمرده  و چنین بسراید  : &lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;مصطفي را &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;وعده کرد الطاف ِ حق&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; گر بميري تو &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;نميرد اين سبق&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;مولانایی که  همچون یک شیفته واقعی اسلام و پیامبر، دست خدا را دافع هرگونه تحریف کتاب آسمانی محمد بر می شمرد و می سراید :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;ما کتاب و معجزت را &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;حافظيم&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;بيش و کم کن&lt;/font&gt; را ز قران دافعيم&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;کسی که با اعتقاد و ایمان کامل ، محمد ( ص )  را آخرین  رسول  خدا و  دین او را دینی همیشه جاوید معرفی می کند :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;تا قيامت&lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt; باقيش داريم ما&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; تو مترس از &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;نسخ دين&lt;/font&gt; اي مصطفا&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; اندیشمندی که، رسول خدا را نه بزعم عصر جاهلت عرب شاعری افسونگر ،بلکه هم خرقه حضرت موسی ( ع) و نور  صادقی نازل شده از عرش کبریا بر می شمرد و می گوید :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;اي &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;رسول ما&lt;/font&gt; تو جادو نيستي&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt; صادقي&lt;/font&gt; هم خرقه ی موسيستي&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; کسی که  کتاب قرآن را همچون عصای موسی ،  معجزه ای  بر می شمرد که سرانجام طومار کفر را در هم می کشد :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;هست قرآن مر تورا &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;همچون عصا&lt;/font&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;کفر را در ميکشد چون اژدها&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;مولوی نه تنها به پیامبر اسلام بلکه به جانشین او علی علیه السلام،  نیز خاضعانه عشق  می ورزد :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;مرحبا یا مجتبی یا مرتضی&lt;br /&gt;ان تغب جاء القضا ضاق الفضا&lt;br /&gt;&lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;انت مولی القوم&lt;/font&gt; من لا یشتهی&lt;br /&gt;قدردی، کلا لئن لم ینتهی. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درفرازی از دفتر دوم مثنوی،  مولوی با ذکر نام «ذوالفقار» اشارتی به علی علیه السلام دارد. «ذوالفقار» شمشیر پیغمبر بود که به علی علیه السلام بخشید و با شجاعت و دلاوری مترادف گشت:&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;زان نماید &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;ذوالفقاری&lt;/font&gt; حربه‏ای&lt;br /&gt;زان نماید شیر نر چون گربه‏ای &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;یکی دیگر از رشادت‏های حضرت علی علیه السلام که مورد توجه مولوی قرار گرفته، &lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt;واقعه جنگ خیبر&lt;/font&gt; و کندن در قلعه &lt;/font&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;خیبر است. هنگام محاصره خیبر،  آبادی&lt;font style=&quot;background-color: rgb(255, 255, 102);&quot;&gt; یهودی‏نشینی&lt;/font&gt; که در سال هفتم هجری قمری (628 م) مورد حمله قرار گرفت ، علی علیه السلام در قلعه را بر کند و آن را سپر ساخت. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;مولوی در قلعه خیبر را &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;تمثیلی از نفس&lt;/font&gt; دانسته که تنها یک &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;انسان کامل&lt;/font&gt; همچون حضرت علی علیه السلام توان کندن آن را داراست:&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;یا تبر بر گیر و مردانه بزن&lt;br /&gt;تو &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;علی‏وار&lt;/font&gt; این در خیبر بکن &lt;br /&gt;بعد از آن &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;هر صورتی را بشکنی&lt;/font&gt;&lt;br /&gt;همچو حیدر باب خیبر برکنی &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;در ادب فارسی، بارها به ماجرای سر در چاه فرو بردن و ناله کردن آن حضرت اشاره شده است. در این‏باره در مثنوی آمده است:&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;br /&gt;چون بخواهم کز سرت آهی کنم&lt;br /&gt;چون علی سر در فرو چاهی کنم &lt;br /&gt;نیست وقت مشورت، هین راه کن&lt;br /&gt;چون علی تو آه اندر چاه کن. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;مصراع دوم این بیت اشارت است‏ به این خبر که علی علیه السلام سری را که پیامبر صلی الله علیه وآله به او سپرده و فرموده بود که نباید آن را بر کسی بگشاید، در گوش چاه خواند. «تفصیل جالبی آن هم از قول مولانا در مناقب العارفین [شمس‏الدین احمد ] افلاکی آمده است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;br /&gt;از نکات جالب توجه در مثنوی، سخنان و فرموده‏های پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله درباره امام علی علیه السلام است که مولوی به برخی از آن‏ها پرداخته است :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;در حدیثی از پیغمبر صلی الله علیه وآله درباره علم حضرت علی علیه السلام آمده است: &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;«انا مدینة العلم و علی بابها فمن اراد العلم فلیات الباب‏.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;در این ‏باره، در دفتر اول مثنوی چنین آمده است:&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;چون تو &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;بابی آن مدینه علم&lt;/font&gt; را&lt;br /&gt;چون شعاعی آفتاب حلم را&lt;br /&gt;باز باش ای باب بر جویای باب&lt;br /&gt;تا رسند از تو قشور اندر لباب. &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;در یکی دیگر از سخنان معروف حضرت رسول صلی الله علیه وآله درباره امام علی علیه السلام آمده است: &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;«من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم و ال من والاه و عاد من عاداه‏» .&lt;/font&gt; &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;این سخن را پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در هنگام بازگشت از« حجه‏الوداع‏» در منطقه‏ای به نام «غدیر خم‏» در مورد علی علیه السلام خطاب به مردم فرمود و ایشان را به عنوان جانشین و وصی خود انتخاب کرد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;مولوی در این‏باره در دفتر ششم مثنوی می‏گوید:&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;زین سبب پیغمبر با اجتهاد&lt;br /&gt;نام خود و آن علی &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;«مولا»&lt;/font&gt; نهاد&lt;br /&gt;گفت: هرکو را منم مولا و دوست&lt;br /&gt;ابن عم من &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;علی مولای اوست&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;کیست مولا آن که آزادت کند&lt;br /&gt;بند رقیت زپایت‏برکند&lt;br /&gt;چون به آزادی نبوت هادی است&lt;br /&gt;مؤمنان را ز انبیا ، آزادی است. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مولوی در مثنوی، در مواردی با استناد به احادیث‏حضرت علی علیه السلام اشعار فراوانی سروده که نمونه‏ای از آن‏ها عبارت است از : &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;گفت پیغمبر: قناعت چیست گنج &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;گنجی را تو وا نمی‏دانی زرنج &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;که مضمون آن در کلمات قصار حضرت آمده است: &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;«القناعة مال لا ینفد »&lt;/font&gt; یعنی : قناعت مالی است که پایان نیابد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;مؤمن از «ینظر بنورالله‏» نبود &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;عیب مؤمن را به مؤمن چون نمود؟&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;اشاره‏ای است‏به این سخن مولا علی علیه السلام که &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;«اتقوا ظنون المؤمنین فان الله تعالی جعل الحق علی السنتهم‏»&lt;/font&gt;  یعنی : از گمان مردم با ایمان بپرهیزید که خدا حق را بر زبان آن‏ها نهاده است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;جمله گفتند: ای حکیم با خبر! &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;الحذر دع لیس یغنی عن قدر &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;سخن مزبور  مربوط به این روایت است: &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;«تذکر قبل الورود الصدر، والحذر لا یغنی من القدر و الصبر من اسباب الظفر» &lt;/font&gt; یعنی :  پیش از واردشدن خروج را به یاد آور، و دوری کن از چیزی که سرنوشت را بی‏نیاز نمی‏کند، و صبر از عوامل پیروزی است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;مردم نفس از درونم در کمین&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;از همه مردم بتر در مکرو کین &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;br /&gt;که اشاره به روایت ذیل از آن حضرت است: &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;«لا عدوا عدی علی المرء من نفسه‏»&lt;/font&gt;  یعنی :  برای آدمی هیچ دشمنی دشمن‏تر از نفس خودش نیست &lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;در حدیثی از نبی‏اکرم صلی الله علیه وآله آمده است که «هیچ منافقی دوستدار علی و هیچ مؤمنی دشمن علی نیست‏» . مولوی این مقصود پراحساس را به زبان خود باز می‏گوید و علی علیه السلام را چنین می‏ستاید: «علی ترازوی منصف مطلق است که هر کسی در آن ترازو بر حسب طینت و فطرت خود، سبک و سنگین می‏شود و بها می‏یابد» &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;تو &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;ترازوی&lt;/font&gt; احد خو بوده‏ای&lt;br /&gt;بل زبانه هر ترازو بوده‏ای&lt;br /&gt;تو تبار و اصل و خویشم بوده‏ای&lt;br /&gt;تو فروغ شمع کیشم بوده‏ای&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;مولوی در دفتر سوم مثنوی اشارتی به سخنان منسوب به علی علیه السلام دارد که در بیتی سخنی از ایشان را کلمه به کلمه به عربی نقل کرده است.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;br /&gt;گفت‏حق است این &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;ولی،&lt;/font&gt; ای سیبویه&lt;br /&gt;اتق من شر من احسنت الیه‏ &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;&lt;br /&gt;(از شر کسی که به او نیکی کرده‏ای، بپرهیز )&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;امام علی علیه السلام یکی از &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;ده صحابه‏ای&lt;/font&gt; بود که پیامبر صلی الله علیه وآله در حیات خود، به ایشان مژده بهشت داد.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;پس ز ده یار مبشر آمدی&lt;br /&gt;همچو زر ده دهی خالص شدی&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;در کلام مولای متقیان از رسول خدا صلی الله علیه وآله است که فرمود: &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;«ان الجنة حفت‏بالمکاره و ان النار حفت‏بالشهوات‏»&lt;/font&gt; گرداگرد بهشت را دشواری‏ها فرا گرفته است و گرداگرد دوزخ را هوس‏های دنیا&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;مولوی در این خصوص می سراید :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;حفت الجنة بمکروهاتنا&lt;br /&gt;حفت النیران من شهواتنا&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;این سخن از این کلام امیرمؤمنان گرفته شده است: &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;«کما تعرف او انی الفخار بامتحانها باصواتها فیعلم الصحیح منها من المکسور کذلک یمتحن الانسان بمنطقه فیعرف ما عنده‏»&lt;/font&gt;  یعنی :  همان‏گونه که ظرف‏های سفالین را می‏آزمایند تا سالم را از شکسته بازشناسند، گوهر آدمی نیز توسط گفتارش شناخته می‏شود. در این خصوص مولوی می سراید :&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;چون سفالین کوزه‏ها را می‏خری&lt;br /&gt;امتحانی می‏کنی ای مشتری&lt;br /&gt;می‏زنی دستی بر آن کوزه چرا؟&lt;br /&gt;تاشناسی از طنین اشکسته را&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;در نهج‏البلاغه چنین آمده است: &lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;«منهومان لا یشبعان » &lt;/font&gt;&lt;font color=&quot;#000000&quot;&gt;یعنی:&lt;/font&gt; طالب علم و طالب دنیادو آزمندند که سیر نشوند: آن‏که علم آموزد و آن‏که مال اندوزد&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;کان رسول حق بگفت اندر میان&lt;br /&gt;این‏که منهومان هما لا یشبعان&lt;br /&gt;طالب الدنیا و توفیراتها&lt;br /&gt;طالب العلم و تدبیراتها&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;علاوه بر اینها  بد نیست از اشارات عرفانى متعدد مولانا در خصوص&lt;font color=&quot;#0000ff&quot;&gt; واقعه‏كربلا&lt;/font&gt; هم سخنی گفته شود تا شما هر چه بیشتر با عمق جهالت پورپیرار در خصوص اشعار مولانا آگاه شوید.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;مولانا در غزلی با لطافت هرچه تمامتر در خصوص واقعه  کربلا سخن‏سرائى نموده و دریغ واندوه و آلام خود را رنگى عارفانه داده و مى‏گوید: &lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;b&gt;كجائید اى &lt;/b&gt;&lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;&lt;b&gt;شهیدان &lt;/b&gt;&lt;b&gt;خدائى&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;بلاجویان &lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;دشت كربلائى&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;كجائید اى سبكروحان عاشق&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;پرنده تر زمرغان هوائى&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;كجائید اى شهان آسمانى&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;بدانسته فلك را در گشائى&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;كجائید اى ز جان وجان رهیده&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;كسى مر عقل را گوید: كجائى؟&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;b&gt;كجائید، اى در زندان شكسته &lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;بداده وامداران را رهائى &lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;كجائید اى در مخزن‏گشاده &lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;b&gt;كجائید اى نواى بى‏نوائى &lt;/b&gt;&lt;b /&gt;&lt;/font&gt;&lt;b&gt;&lt;b /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;مولوى در دفتر پنجم‏ مثنوى خود درباره ابتداى خلقت جسم آدم(ع) و وقتى كه به فرستادن اسرافیل رسیده،این ابیات را هم سروده است: &lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;در دمى از صور یك بانك عظیم &lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;پرشود محشر خلائق را رمیم &lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;در دمى در صور گوئى‏الصلا &lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;b&gt;بر جهیداى &lt;/b&gt;&lt;b&gt;&lt;font color=&quot;#ff0066&quot;&gt;كشتگان كربلا&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;b&gt; &lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;اى هلاكت دیدگان از تیغ مرگ &lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot;&gt;&lt;font size=&quot;4&quot;&gt;&lt;b&gt;بر زنید از خاك، سر شاخ وبرگ &lt;/b&gt;&lt;b /&gt;&lt;/font&gt;&lt;b&gt;&lt;b /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/font&gt;&lt;b&gt;&lt;b /&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt; &lt;/font&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;حال انصاف دهید که آیا سزاست اینهمه شور و شوق شاعری را در خصوص تکریم  بی مانند پیامبر اسلام و اهل بیتش نادیده گرفت وبی پروا به وی تهمت عدم حب به ایشان در قیاس با اسحق و ... زد ؟!! &lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p align=&quot;justify&quot; dir=&quot;rtl&quot;&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;b&gt;&lt;font face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=&quot;4&quot;&gt;آیا این شواهد روشن و بدیع بازگو گر این حقیقت نیست که ناصر پورپیرار بر خلاف تبلیغات عوامفریبانه اش نه به اتکای تحقیق و تفحص عالمانه بلکه به ضرب های و هوی نابخردانه درصدد افکندن نقاب سیاه دروغ بر سیمای واقعی تاریخ این سرزمین است ؟    &lt;/font&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/b&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sat, 30 Aug 2008 13:46:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naria2&amp;postid=172</comments>
<dc:creator>naria2</dc:creator>
<guid>http://naria2.blogfa.com/post-172.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بررسی اسناد پوریم شناسی پورپیرار ( قسمت  هیجدهم</title>
<link>http://naria2.blogfa.com/post-171.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;ناصر پورپيرار که علاقه و اصرار وافري در وسعت بخشي خيال پردازانه به ابعاد مکاني و زماني يکي از افسانه هاي   موهوم قوم يهود ( تحت عنوان پوريم ) از خود نشان مي دهد، در بسياري از مواقع بدليل سست بودن دلايل، دچار تناقض گويي هاي آشکار و مفرحي مي گردد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;  وي در  مقاله مدخلي بر ايران شناسي بي دروغ و بي نقاب شماره ( ۴۴ ) خود چنين مي نويسد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff66&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;در اين مباحث جديد که با عنوان «ايران شناسي بدون دروغ» عرضه مي شود، &lt;FONT color=#cc0000&gt;مقصود&lt;/FONT&gt; رسيدن به اين &lt;FONT color=#ff0000&gt;پذيرش نهايي&lt;/FONT&gt; است، که از &lt;FONT color=#ff0000&gt;اجراي پروژه ي پليد پوريم تا طلوع اسلام،&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;آثار حضور مجرد آدمي،&lt;/FONT&gt; و از پي اسلام تا ظهور صفويه، نشانه اي از حضور قدرتمند و نوساز و توليدگر انسان &lt;FONT color=#ff0000&gt;در جغرافياي ايران ديده نمي شود&lt;/FONT&gt;.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; بدينگونه خواننده انتظار دارد در ادامه مباحثي که ايشان پيرامون اين ادعاي گزاف مطرح مي نمايد، با سلسله نوشتارهايي  روبرو گردد که بطور  کاملا منسجم و منطقي و با دقت و باريک بيني فوق العاده اي در مسير  نائل شدن به &lt;FONT color=#cc0000&gt;مقصود مشخص&lt;/FONT&gt; و روشني که ايشان براي خود  برگزيده ، قرار  گرفته باشند .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; هدفي که به صراحت تمام  بدنبال گردآوري شواهد و مستندات و اثبات اين فرضيه است که :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff66&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; از زمان اجراي پوريم تا طلوع اسلام ( چيزي حدود ۱۲۰۰ سال ) در جغرافياي ايران &lt;I&gt;&lt;FONT color=#cc0000&gt;هيچ نشانه اي از حضور آدمي حتي بصورت مجرد و انفرادي&lt;/FONT&gt;&lt;/I&gt; وجود نداشته است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; هدفي که گاه ايشان آنرا نه با احتياط و  بصورت يک فرضيه بلکه  تعمدا &quot; به شکل يک &lt;FONT color=#cc0000&gt;اصل اثبات شده علمي&lt;/FONT&gt; به خوانندگان آثار خود عرضه مي دارد: &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff66&quot;&gt;اکنون مي توانم لااقل !!! از پانزده مسير جداگانه &lt;FONT color=#ff0000&gt;اثبات کنم&lt;/FONT&gt; که پس از نسل کشي کامل مردم شرق ميانه به وسيله يهوديان ، در پايان حکومت مشترک داريوش اول و خشايارشا، که تورات از آن به عنوان قتل عام پوريم ياد مي کند، به درازاي ۱۲۰۰ سال، يعني تا ظهور اسلام، &lt;FONT color=#ff0000&gt;جنبنده اي در جغرافياي فرضي ايران زندگي نمي کرده است&lt;/FONT&gt; (پاسخ ناصر پورپيرار به مقاله دکتر ترکي، خردنامه همشهري شماره شهريور۱۳۸۵)&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; مي دانيم که ايشان پس از چند بار تغيير موضع، سرانجام در مقاله مدخلي بر ايران شناسي بدون دروغ ۵۷  موافقت خود را با اين کلام بخش استر تورات يهود که واقعه پوريم در  زمان &lt;FONT color=#ff0000&gt;خشايارشا&lt;/FONT&gt; اتفاق افتاده است اعلام نموده است!! &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;لذا براي سنجش &lt;FONT color=#0000ff&gt;ميزان باور خود وي&lt;/FONT&gt;  نسبت به فرضيه اي  که  عنوان مي دارد و سپس مدعي مي گردد که لااقل از پانزده  مسير جداگانه &lt;FONT color=#0000ff&gt;قادر به اثبات&lt;/FONT&gt; آنست و  همچنین رساندن باور خوانندگان به &lt;FONT color=#0000ff&gt;پذيرش نهايي&lt;/FONT&gt; آنرا مبناي نوشتن سلسله مقالات نسبتا طولاني &quot; ايران شناسي بدون دروغ &quot; خود کرده است،  به سراغ مقاله &lt;FONT color=#0000ff&gt;شماره ۱۰۱&lt;/FONT&gt; از سلسله مقالات  &quot; مدخلي بر ايران شناسي بدون دروغ &quot;  وي مي رويم : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff66&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;  به راستي که &lt;FONT color=#cc0000&gt;وفو&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;ر علائم حضور&lt;/FONT&gt; يونانيان &lt;FONT color=#cc0000&gt;مهاجر&lt;/FONT&gt; در ايران، به حدي است که &lt;FONT color=#cc0000&gt;به هر سو&lt;/FONT&gt; نگاه مي کنم، جز &lt;FONT color=#cc0000&gt;مانده هاي آنان،&lt;/FONT&gt; چيز ديگري را به جاي نمي بينم و چون از زمان خشايارشا، تا ظهور اسلام، نشان از هيچ مرکز تجمع ديگري در ايران، جز همين آثار يوناني نمي يابيم، پس &lt;FONT color=#cc0000&gt;براي رفع ترديد و سرگرداني&lt;/FONT&gt; مي توان &lt;FONT color=#cc0000&gt;مدعي شد&lt;/FONT&gt; که هر عارضه اي بر سنگ و خاک به صورت نقش برجسته و ساختمان و هر توليد عاج و شيشه و سفال و هر سکه ي غير جاعلانه ي پيدا شده، در اين فاصله، &lt;FONT color=#cc0000&gt;هويتي جز يوناني&lt;/FONT&gt; ندارد. شگفت اين که در بقاياي بازمانده از يونانيان هجرت کرده به ايران، &lt;FONT color=#cc0000&gt;همه جا آثار تمدن مردمي&lt;/FONT&gt; ديده مي شود که گرچه از توانايي هاي تاريخي و بومي خود محروم مانده اند، اما مي کوشند با امکانات اندک &lt;FONT color=#cc0000&gt;مهاجرت، لااقل حضور فرهنگي و باورها و مراسم سنتي خود را، در سکه ها و نقش برجسته هاي&lt;/FONT&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;سنگي،&lt;/FONT&gt; ادامه دهند، به نمايش گذارند و بشناسانند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; با اندکي کنکاش در سخنان فوق الذکر براحتي مي توان متوجه وجود چند پيام کاملا متفاوت و متناقض با آنچه وي پيشترهدف اصلي  خود  از نگارش سلسله مقالات ايران شناسي بدون دروغ  عنوان داشته شد،&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;دقت فرمائيد:  &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;۱-  در ايران &lt;FONT color=#0000ff&gt;از زمان خشايار شاه تا ظهور اسلام&lt;/FONT&gt; ، يونانيان م&lt;FONT color=#0000ff&gt;هاجر &lt;/FONT&gt;زندگي مي کرده اند!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;۲-  &lt;FONT color=#0000ff&gt;آثار تاريخي و باستاني بي شماري&lt;/FONT&gt; در جغرافياي ايران وجود دارد  که اين &lt;FONT color=#0000ff&gt;حضور را تائيد&lt;/FONT&gt; مي نمايد!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;۳- وي مي گويد براي &lt;FONT color=#0000ff&gt;رفع ترديد و سرگرداني&lt;/FONT&gt; ( در واقع ترديد و سرگرداني خود ) مي توان &lt;FONT color=#0000ff&gt;مدعي شد&lt;/FONT&gt; !!! هر عارضه اي بر سنگ و خاک به صورت نقش برجسته و ساختمان و هر توليد عاج و شيشه و سفال و هر سکه ي غير جاعلانه ي پيدا شده، در اين فاصله ( از پوريم تا ظهور اسلام ) &lt;FONT color=#0000ff&gt;هويتي جز يوناني&lt;/FONT&gt; ندارد !!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;۴- علاوه &lt;FONT color=#0000ff&gt;برآثار زندگي و حيات يونانيان&lt;/FONT&gt; در ايران پس از پوريم ، &lt;FONT color=#ff0000&gt;آثار زياد ديگري !!! در همه جاي ايران وجود&lt;/FONT&gt; دارد که نشان مي دهد  &lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;مرد&lt;/FONT&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffffff&quot;&gt;ما&lt;/FONT&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;ن ديگري غير از يونانيان !!!&lt;/FONT&gt; هم در سرتاسر ايران زندگي مي کردند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;۵- اين مردم ( غير يوناني ) کوشيده اند &lt;FONT color=#0000ff&gt;حضور فرهنگي !!&lt;/FONT&gt; و باورها و مراسم سنتي خود را، در &lt;FONT color=#0000ff&gt;سکه ها و نقش برجسته هاي سنگي،&lt;/FONT&gt; ادامه دهند!!!، به نمايش گذارند و بشناسانند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;حال از جناب ايشان  بعنوان يک تاريخشناس به اصطلاح امين و نگارشگر تاريخ بي دروغ و بي کلک ايران !!! متمني هستيم توضيح بفرمايند چگونه مي شود که&lt;FONT color=#ff0000&gt; طي يک برهه تاريخي خاص آنهم  در يک سرزمين ( يعني ايران )&lt;/FONT&gt; هم : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;۱-  &lt;I&gt;هيچ نشانه اي&lt;/I&gt;&lt;I&gt; از &lt;/I&gt;&lt;I&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;حضور آدمي&lt;/FONT&gt;&lt;/I&gt;&lt;I&gt; &lt;/I&gt;&lt;I&gt;( حتي بصورت مجرد و انفرادي )&lt;/I&gt; وجود نداشته باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;۲- و هم &lt;FONT color=#0000ff&gt;علائم حضور&lt;/FONT&gt; مردماني يوناني تبار به &lt;FONT color=#0000ff&gt;وفور&lt;/FONT&gt; وجود داشته باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;۳- و هم  &lt;FONT color=#0000ff&gt;حضور فرهنگي&lt;/FONT&gt; و نمايش باورها و مراسم سنتي &lt;FONT color=#0000ff&gt;مردماني ديگر !!!&lt;/FONT&gt; ( غير يوناني )، آنهم در قالب سکه ها و نقش برجسته هاي سنگي .&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;چگونه  مي شود ادعا و اثبات کرد که : &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;۱- هم  به درازاي ۱۲۰۰ سال، يعني تا ظهور اسلام، &lt;FONT color=#ff0000&gt;جنبنده اي&lt;/FONT&gt; در جغرافياي فرضي ايران زندگي نمي کرده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;۲- و هم  &lt;FONT color=#ff0000&gt;به هر سويي از اين جغرافيا&lt;/FONT&gt; نظر مي کنيد، به وفور &lt;FONT color=#ff0000&gt;آثار و مانده هايي از جنبندگان متعدد&lt;/FONT&gt; (  از نوع يوناني و غير يوناني ) مشاهده نمود!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;جناب پورپيرار !&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;چگونه است که در جايي ادعا مي کنيد :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff66&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; .... و اين همان &lt;FONT color=#ff0000&gt;رمز خالي ماندن&lt;/FONT&gt; دراز مدت اين سرزمين &lt;FONT color=#ff0000&gt;از انسان&lt;/FONT&gt; و عدم علاقه به &lt;FONT color=#ff0000&gt;مهاجرت&lt;/FONT&gt; پيش از اسلام به حوزه اي است، که تنها ظهور فضاي اسلامي در منطقه ي ما گشود، طلسم آن را شکست.( مدخلي بر ايران شناسي بي دروغ و بي نقاب، ۱۳ )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;و در جاي ديگري با فراموش نمودن اين باصطلاح راز و رمز مکشوفه !!!  ( در خصوص  عدم علاقه انسانها به مهاجرت به سرزمين ايران و خالي ماندن آن به درازاي آنچه مي فرمائيد ) &lt;FONT color=#ff0000&gt;از مهاجرين به اين سرزمين در حدفاصل پوريم تا ظهور اسلام سخن&lt;/FONT&gt; مي گوئيد:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff66&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; به راستي که وف&lt;FONT color=#ff0000&gt;ور علائم حضور&lt;/FONT&gt; يونانيان &lt;FONT color=#ff0000&gt;مهاجر&lt;/FONT&gt; در ايران، به حدي است که &lt;FONT color=#ff0000&gt;به هر سو&lt;/FONT&gt; نگاه مي کنم، جز &lt;FONT color=#ff0000&gt;مانده هاي آنان،&lt;/FONT&gt; چيز ديگري را به جاي نمي بينم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff66&quot; face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;همه جا &lt;FONT color=#ff0000&gt;آثار تمدن مردمي&lt;/FONT&gt; ديده مي شود که گرچه از توانايي هاي تاريخي و بومي خود محروم مانده اند، اما مي کوشند با امکانات اندک &lt;FONT color=#ff0000&gt;مهاجرت&lt;/FONT&gt;، لااقل &lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff66&quot;&gt;حضور فرهنگي&lt;/FONT&gt; و باورها و مراسم سنتي خود را، در سکه ها و نقش برجسته هاي سنگي، ادامه دهند، به نمايش گذارند و بشناسانند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;جناب پورپيرار !!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;تنها و تنها با قبول کردن يکي از دو فرضيه زير مي توان عدم تناقض گويي و انسجام در سخن و هدف شما  را  پذيرفت  :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;1- يونانيان شما وساير ساکنينی که در ايران زمين و در حدفاصل پوريم تا ظهور اسلام می زیسته اند از&lt;FONT color=#000000&gt; &lt;FONT color=#ff0000&gt;نوع آدم&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;نبوده اند!!!&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;2- و يا آنان آدم بوده اند ولي&lt;FONT color=#ff0000&gt; جنبنده&lt;/FONT&gt; نبوده اند !!! ( مثلا مي توانيد ادعا کنيد آنان دچارفلج کامل اعضا بوده و قادر به حرکت نبوده اند )&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;پس از قبول کردن يکي از دو فرض بالا، تنها يک مشکل کوچک !!! باقي مي ماند آنهم &lt;FONT color=#ff0000&gt;وفور آثار باستاني بجاي مانده از &lt;/FONT&gt;&lt;FONT color=#ff0000&gt;جنبندگان &lt;/FONT&gt;ساکن در سرزمين ايران در حدفاصل پوريم تا ظهور اسلام است که در قالب سنگ نبشته ها ، مجسمه ها ، سکه و ...  نمود يافته است. جهت حل اين مشکل نيز دو راه وجود دارد :&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;۱- اگر فرضيه اول را قبول کرده و عنوان داريد که بله  ساکنين سرزمين ايران در حدفاصل پوريم تا ظهور اسلام، &lt;FONT color=#ff0000&gt;آدم نبوده اند&lt;/FONT&gt; !!!، با توجه به اينکه منطقا&quot; غيرآدميان ( نظير حيوانات گوشتخوار و گياهخوار ) قادر به توليد اين همه &lt;FONT color=#ff0000&gt;آثار فرهنگي&lt;/FONT&gt; و ... نمي باشند، بايد جهت فرضيه خود  مکملي پيش بيني کنيد و طي آن اظهار فرمائيد که اين غير آدميان يا &lt;FONT color=#ff0000&gt;اجنه&lt;/FONT&gt; بوده اند و يا &lt;FONT color=#ff0000&gt;فرشته گاني&lt;/FONT&gt; برآمده از ملکوت. سپس  بفوريت مسير زميني مقالات خود را به سمت و سوي فضا  و ساکنين فرازميني تغيير دهيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt;2-اگر فرض دوم را قبول کنيد، بايد بلافاصله شروع به بررسي جامع  &lt;FONT color=#ff0000&gt;چگونگي  انتشار و تاثيرگذاري ويروس &lt;/FONT&gt;فلج اطفال در ساکنين ايران زمين به درازاي ۱۲۰۰ سال ( از پوريم تا ظهور اسلام ) پرداخته و سپس به بحث پيرامون علل &lt;FONT color=#ff0000&gt;از بين رفتن فوري آن&lt;/FONT&gt; پس از انقضاي زمان تعيين شده  ( حدفاصل پوریم تا ابتدای ظهور اسلام ) مشغول گرديد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT face=&quot;times new roman, times, serif&quot; size=4&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 Aug 2008 09:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naria2&amp;postid=171</comments>
<dc:creator>naria2</dc:creator>
<guid>http://naria2.blogfa.com/post-171.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بررسی اسناد پوریم شناسی پورپیرار ( قسمت  هفدهم </title>
<link>http://naria2.blogfa.com/post-170.aspx</link>
<description>&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt;ناصر پورپيرار در &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: FA&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;تاريخ ۵ بهمن ۸۶ طي&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA&quot;&gt; مقاله &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;مدخلي بر ايران شناسي بي دروغ و بي نقاب &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=FA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: black; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: FA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;۱۳۱ در ادامه ادعاي قبلي خود مبني بر انکار موضوع گردآوري و تدوين آيات قرآن بصورت يک کتاب مستقل تا پيش از قرن چهارم هجري قمري، با &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;طرح ادعاي واهي مبني بر عدم &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;وجود هرگونه نام و نشان از نويسندگان قرآن نوشته هاي قديمي ( به صورت لت و يا کتاب کامل ) &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;و همچنين محل و تاريخ نگارش آنها ، تلاش مي نمايد بطور کامل به انکار اصالت هر گونه نشانه مکتوب از آيات قرآن تا پيش از قرن چهارم هجري بپردازد&lt;B&gt; :&lt;?xml:namespace prefix = o ns = &quot;urn:schemas-microsoft-com:office:office&quot; /&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/B&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 12pt; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: &apos;Trebuchet MS&apos;; mso-hansi-font-family: &apos;Trebuchet MS&apos;; mso-ascii-theme-font: major-latin; mso-hansi-theme-font: major-latin; mso-bidi-font-family: Tahoma; mso-bidi-theme-font: major-bidi&quot;&gt;&lt;o:p&gt; &lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff66&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;اين تصور که رقعات به دست آمده، &lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #943634; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: accent2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;برگه هايي از قرآني&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt; شيرازه گسيخته باشد، از نظر&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;فني درست نيست. زيرا پوست نوشته هاي قرآني قديم، که تاکنون نمايش داده اند، صفحات&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;تا خورده ندارد و آثاري از عبور سوزن صحافي بر عطف لت ها ديده نمي شود. دومين مطلب&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;توجه به اين نکته است که خلاف پاپيروس نوشته ها و سکه ها، که با ذکر تاريخ نگارش و&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;اسامي اشخاص همراه است&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #943634; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: accent2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;،&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #943634; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: accent2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #943634; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: accent2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;بر قرآن نوشته هاي قديمي،&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;به صورت لت و يا&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;کتاب کامل، نام خطاط و يا تاريخ و محل نگارش ذکر نيست&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;I&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #7f7f7f; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text1; mso-themetint: 128&quot;&gt;.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/I&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-hansi-font-family: Tahoma; mso-ascii-theme-font: major-bidi; mso-hansi-theme-font: major-bidi&quot;&gt;وي در &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;جاي ديگري از&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;مقاله خود مي نويسد : &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify&quot;&gt;&lt;FONT style=&quot;BACKGROUND-COLOR: #ffff66&quot;&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;پس خلاف پاپيروس نوشته ها، که محقق را لااقل به نام و محل و تاريخ نگارش قطعه ره&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;نمايي مي کرد، در باب &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #943634; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: accent2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;پاره قرآن نويسي هاي باقي مانده&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;، تعيين تکليف با اين گونه&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #17365d; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: text2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;آگاهي ها را، از &lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #943634; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: accent2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;محل و نام و زمان نگارش و نگارنده، بايد به دست حدس و گمان سپرد&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #943634; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: accent2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;&lt;SPAN dir=ltr&gt;&lt;/SPAN&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;B&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; COLOR: #943634; LINE-HEIGHT: 105%; FONT-FAMILY: &apos;Arial&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-themecolor: accent2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/B&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;مقدمتا&quot; قابل ذکر است که تاکنون‌ در خصوص‌ هيچ‌ کتابي‌ به‌ اندازه‌ قرآن‌ سخن‌ گفته‌ نشده‌ و پيرامون‌ آن‌، کتاب‌ و مقاله‌ نوشته‌ نشده‌ است‌، زيرا اگر چه‌ تورات‌ و انجيل‌ به‌ زبان‌هاي‌ بيشتري‌ ترجمه‌ شده‌، ولي‌ از لحاظ‌ مباحث‌ مختلف‌ و تفسيرهاي‌ متعدد و جهات‌ عديده‌اي‌ که‌ در اطراف‌ قرآن‌ از ديرزمان‌ به‌ رشته‌ تحرير و تأليف‌ درآمده‌، قرآن‌ بر ساير کتاب‌هاي‌ مقدس‌ پيشي‌ دارد و حتي‌ از لحاظ‌ فزوني‌ نسخه‌هاي‌ منتشره‌ مي‌توان‌ قرآن‌ را بر ساير کتب‌ مقدم‌ دانست‌. &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;ابن‌ جزي‌ در &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #0070c0&quot;&gt;کتاب‌التسهيل‌ &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: black; mso-themecolor: text1&quot;&gt;مي نويسد&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #0070c0&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;: قرآن‌ در زمان‌ رسول‌ اکرم‌ در صحف‌ و اوراقي‌ پراکنده‌ و در گنجينه‌ صدور اصحاب‌ محفوظ‌ بود، و چون‌ پيغمبر درگذشت‌ علي‌(ع‌) آن‌ را به‌ ترتيب‌ نزول‌ جمع‌آوري‌ و مرتب‌ ساخت‌. همين‌ سخن‌ را مفيد در کتاب &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #0070c0&quot;&gt;مسائل‌ السرويه‌ &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;نقل‌ مي‌کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;مقريزي‌، متوفاي‌ ۸۵۴ هجري‌ قمري‌، در خطط‌ مصر &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #0070c0&quot;&gt;(المواعظ‌ و الاعتبار بذکر الخطط‌ و الا´ثار)&lt;/SPAN&gt; از قرآني‌ که‌ به‌ خط‌ علي‌بن‌ ابيطالب‌ در کتابخانه‌ خلفاي‌ فاطمي‌ مصر وجود داشته‌ ياد مي‌کند.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;اين‌ قرآن‌ در جامع‌ عتيق‌ مصر در محفظه‌اي‌ از نقره‌ نگهداري‌ مي‌شده‌ که‌ مأمون‌ بطائحي‌، وزير آمربالله‌، خليفه‌ فاطمي‌ مصر، دستور داد محفظه‌اي‌ زرين‌ براي‌ آن‌ ساختند&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt;  &lt;/SPAN&gt;، و هم‌ اينک‌ قرآني‌ منسوب‌ به‌ آن‌ حضرت‌ در خزانه‌ حرم‌ حسيني‌ قاهره‌ موجود است‌ که‌ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;گفته مي شود همان‌ قرآن‌ جامع‌ عتيق‌ مصر است که‌ به‌ اين‌ محل‌ انتقال‌ يافته‌ است‌.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;سيد جمال‌الدين‌ داوودي‌ حسني‌ مشهور به‌ ابن‌ عنبه‌ متوفاي‌ ۸۲۵ در &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #0070c0&quot;&gt;کتاب‌ عمدة‌الطالب‌ في‌ انساب‌ آل‌ ابيطالب‌&lt;/SPAN&gt; از قرآني‌ که‌ در خزانه‌ حضرت‌ امير (در نجف‌) وجود داشته‌ ياد مي‌کند، و نيز از مصحفي‌ که‌ خود به‌ خط‌ آن‌ جناب‌ در مزار عبيدالله‌ بن‌ علي‌ مشاهده‌ کرده‌ است‌ نام‌ مي‌برد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;هم‌اکنون‌ قرآني‌ در خزانه‌ علوي‌ نجف‌ اشرف‌ موجود است‌ (فهرست‌ مخطوطات‌ الروضه‌، ص‌ ۱۴) که‌ به‌ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;گفته اهل‌ تحقيق‌ همان‌ قرآني‌ است‌ که‌ صاحب‌ عمدة‌الطالب‌ از آن‌ ياد مي‌کند، &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;همچنين غير از قرآني‌ که‌ روي‌ ضريح‌ مطهر امام‌ علي‌بن‌ ابيطالب‌ در نجف‌ است‌ دو قرآن‌ ديگر در خزانه‌ رضوي‌ مشهد مقدس‌ وجود دارد که‌ به‌ آن‌ حضرت‌ منسوب‌ است‌: نخست‌ قرآني‌ است‌ که‌ در کتابخانه‌ آستان‌ قدس‌ رضوي‌ نگهداري‌ مي‌شود، و اين‌ قرآن‌ به‌ خط‌ کوفي‌ روي‌ پوست‌ آهو با رقم‌ &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #943634; mso-themecolor: accent2; mso-themeshade: 191&quot;&gt;«کتبه‌ علي‌بن‌ ابيطالب‌» &lt;/SPAN&gt;نوشته‌ شده‌ و در صفحه‌ اول‌ وقفنامه‌اي‌ است‌ از شاه‌ عباس‌ صفوي‌ به‌ خط‌ و امضاي‌ شيخ‌ بهايي‌ در سال‌ ۱۰۰۸ ه که‌ شيخ‌ قرآن‌ مزبور را دستخط‌ امام‌ معرفي‌ مي‌کند. اين‌ قرآن‌ از آغاز سوره‌ هود است‌ تا پايان‌ سوره‌ کهف‌ در ۶۸  برگ‌ (راهنماي‌ گنجينه‌ قرآن‌).&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;ديگر قرآني‌ است‌ که‌ در مخزن‌ کتابخانه‌ آستان‌ قدس‌ است‌ که‌ قسمتي‌ از حاشيه‌ آن‌ از بين‌ رفته‌ و محتمل‌ است‌ اين‌ قرآن‌ بخشي‌ از همان‌ سه‌ جلد قرآن‌ خزانه‌ علوي‌ باشد که‌ از دستخوش‌ حريق‌ به‌ جاي‌ مانده‌ و ضمن‌ تحولاتي‌ به‌ آستان‌ قدس‌ رضوي‌ منتقل‌ شده‌ باشد. چنان‌که‌، به‌ نوشته‌ حسين‌ نسابه‌ کتابدار، قرآن‌ موجود روي‌ ضريح‌ مطهر علوي‌ نيز قسمتي‌ از آن‌ است‌.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;قرآن‌هايي‌ از عصر صحابه نيز‌ در دست‌ است‌ از جمله‌ قرآن‌هايي‌ که‌ به‌ مشاهير اصحاب‌ رسول‌ اکرم‌ منسوب‌ است‌.غير از قرآن‌ عثمان‌ و علي‌(ع‌)، سه‌ بخش‌ قرآن‌ موجود است که منسوب‌ به‌ حضرت‌ امام‌ حسن‌بن‌ علي‌ مجتبي‌(ع‌) مي باشد:&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;نخست‌ قرآني‌ است‌ در گنجينه‌ قرآن‌ آستان‌ قدس‌ رضوي‌ به‌ شماره‌ ۱۲ که‌ شامل‌ جزء بيست‌وسوم‌ تا پايان‌ جزء بيست‌وپنجم‌ مي‌باشد، ضمن‌ ۱۲۲ ورق‌ به‌ قطع‌ بياضي‌. اين‌ قرآن‌ نيز به‌ خط‌ کوفي‌ و بر روي‌ پوست‌ آهو است‌ ب&lt;SPAN style=&quot;COLOR: #c0504d; mso-themecolor: accent2&quot;&gt;ا رقم‌ حسن‌بن‌ علي‌بن‌ ابيطالب‌ و تاريخ‌ ۴۱ هجري‌. &lt;/SPAN&gt;در صفحه‌ اول‌، وقفنامه‌ شاه‌ عباس‌ صفوي‌ است‌ به‌ خط‌ و امضاي‌ شيخ‌ بهايي‌ که‌ خط‌ قرآن‌ را به‌ «امام‌ همام‌ سبط‌الرسول‌... ابي‌محمد الحسن‌ عليه‌الصلوة‌ والسلام‌» نسبت‌ داده‌ است‌.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;دوم‌ قرآني‌ است‌ که‌ بر روي‌ ضريح‌ مطهر علوي‌ در نجف‌ گذارده‌ شده‌ است‌.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;سوم‌ جزوي‌ است‌ از قرآن‌ در ده‌ برگ‌ بر روي‌ پوست‌ آهو که‌ در تملک‌ استاد محمود فرخ‌ خراساني‌ است‌. اين‌ جزء از آيه‌ دوازدهم‌ سوره‌ نساء آغاز و به‌ آيه‌ هفتم‌ سوره‌ توبه‌ ختم‌ مي‌شود، و دستخط‌ حسن‌بن‌ عباس‌ الصفوي‌ بهادرخان‌ و اسماعيل‌ الموسوي‌ الحسني‌ بهادرخان‌، مشعر بر زيارت‌ اين‌ جزء، در آن‌ ثبت‌ است‌ &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;ديگر قرآني‌ است‌ منسوب‌ به‌ خط‌ مبارک‌ حضرت‌ ابي‌عبدالله‌، حسين‌بن‌ علي‌(ع‌) بر روي‌ پوست‌ آهو در ۴۱ برگ‌ به‌ خط‌ کوفي‌ &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #c00000&quot;&gt;با رقم‌ «کتبه‌ حسين‌بن‌ علي‌»&lt;/SPAN&gt;. اين‌ قرآن‌ جزء شانزدهم‌ از يک‌ سي‌ پاره‌ است‌ که‌ از آيه‌ هفتادودوم‌ سوره‌ کهف‌ شروع‌ و به‌ آيه‌ آخر سوره‌ طه‌ ختم‌ مي‌شود (راهنماي‌ گنجينه‌ قرآن‌، ص‌  ۸-۱۳ )&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;ديگري قرآني است که به‌ قلم‌ کوفي‌ به‌ خط‌ عقبة‌ بن‌ عامر که‌ به‌ &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #c00000&quot;&gt;سال‌ ۵۲ هجري‌&lt;/SPAN&gt; نوشته‌ است‌. وي‌ از اصحاب‌ رسول‌ اکرم‌ است‌ که‌ در دمشق‌ سکونت‌ گزيد و به‌ سال‌ ۴۴ هجري‌ از طرف‌ معاوية‌ بن‌ ابي‌سفيان‌ والي‌ مصر گرديد، و در سال‌ ۵۸ هجري‌ در آنجا درگذشت‌. وي‌ قرآن‌ را به‌ صوتي‌ خوش‌ مي‌خواند.  در &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #c00000&quot;&gt;تقريب‌ التهذيب‌&lt;/SPAN&gt; مدت‌ امارت‌ وي‌ را در مصر سه‌ سال‌ مي‌نويسد و اضافه‌ مي‌کند که‌ مردي‌ فقيه‌ و فاضل‌ بوده‌ است‌. اين‌ قرآن‌ در &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #c00000&quot;&gt;کتابخانه‌ الامانه‌ اسلامبول‌ تحت‌ شماره‌ ۴۰&lt;/SPAN&gt; نگهداري‌ مي‌شود و ميکروفيلم‌ آن‌ به‌ شماره‌ ۱۰ در معهدالمخطوطات‌ العربيه‌ قاهره‌ موجود است‌. ضمناً يادآور مي‌شود که‌ کتب‌خانه‌ الامانه‌ فعلاً در موزه‌ و کتابخانه‌ بزرگ‌ طوبقاپوسراي‌ به‌ طور مجزا نگهداري‌ مي‌گردد.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;&lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;قرآن ديگر قرآني است که‌ به‌ قلم‌ مغربي‌ به‌ خط‌ خديج‌بن‌ معاوية‌ بن‌ سلمه‌ انصاري‌ که‌ مسلماً غير از پدر رافع‌بن‌ خديج‌ صحابي‌ است‌. به‌ هر حال‌ خديج‌، اين‌ قرآن‌ را به‌ &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #c00000&quot;&gt;سال‌ ۴۷ هجري&lt;/SPAN&gt;‌ در مدينه‌ قيروان‌ براي‌ امير عقبة‌بن‌ نافع‌ نوشته‌ است‌. اين‌ قرآن‌ نيز در &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #c00000&quot;&gt;کتابخانه‌ الامانه‌ اسلامبول‌ تحت‌ شماره‌ ۴۴&lt;/SPAN&gt; نگهداري‌ مي‌شود، و ميکروفيلم‌ آن‌ به‌ شماره‌ ۹ در معهدالمخطوطات‌ العربيه‌ قاهره‌ موجود است‌.&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0in 10pt; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;علاوه بر قرآن‌هاي‌ منسوب‌ به‌ خط‌ ائمه‌ و دو قرآني‌ که‌ از عقبة‌بن‌ عامر و خديج‌بن‌ معاويه‌ نقل‌ شد، از ديگر قرآن‌هاي‌ داراي‌ نام‌ کاتب‌ يا تاريخ‌ کتابت‌ &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;مي توان از &lt;SPAN style=&quot;mso-spacerun: yes&quot;&gt; &lt;/SPAN&gt;: &lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P class=MsoNormal dir=rtl style=&quot;MARGIN: 0in 0.25in 10pt 0in; DIRECTION: rtl; LINE-HEIGHT: normal; unicode-bidi: embed; TEXT-ALIGN: justify; mso-margin-top-alt: auto; mso-margin-bottom-alt: auto&quot;&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: Traffic; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;قديمي‌ترين‌ نسخه‌ تاريخ دار قرآن‌ ، يعني قرآن‌ موزه‌ قم‌ نام برد‌ که‌ &lt;SPAN style=&quot;COLOR: #c00000&quot;&gt;تاريخ‌ ۱۹۸ هجري‌&lt;/SPAN&gt; دارد. اين‌ قرآن‌ به‌ خط‌ کوفي‌ و به‌ قطع‌ خشتي‌ است‌&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN lang=AR-SA style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;B Traffic&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-ascii-font-family: Tahoma; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-hansi-font-family: Tahoma&quot;&gt;.&lt;/SPAN&gt;&lt;SPAN dir=ltr style=&quot;FONT-SIZE: 14pt; FONT-FAMILY: &apos;Tahoma&apos;,&apos;sans-serif&apos;; mso-bidi-language: AR-SA; mso-fareast-font-family: &apos;Times New Roman&apos;; mso-bidi-font-family: &apos;B Traffic&apos;&quot;&gt;&lt;o:p&gt;&lt;/o:p&gt;&lt;/SPAN&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 06 Aug 2008 07:58:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naria2&amp;postid=170</comments>
<dc:creator>naria2</dc:creator>
<guid>http://naria2.blogfa.com/post-170.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
